نابودی زیست‌بوم

اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست و استاد دانشگاه در گفت‌وگویی تصریح کرده است: «بسیاری می‌گویند الان فصل آتش‌سوزی جنگل‌ها نیست، اما واقعیت این است که اتفاقا همین زمان، دوره‌ای حساس برای وقوع آتش‌سوزی‌هاست. در این مقطع، وقتی نور آفتاب کم‌رمق می‌شود، برگ‌ها مقدار زیادی از مواد غذایی ذخیره‌شده را به درخت بازمی‌گردانند و تنها پوسته‌ای نازک شبیه یک ورق کاغذ، بدون کلسیم، آهن و پتاسیم باقی می‌ماند؛ برگی که مانند کاغذ، کاملا آماده اشتعال است.»

از اواخر دهه۱۳۳۰ طرح‌های جنگل‌داری با هدف بهره‌برداری از منابع چوبی شمال کشور آغاز شد، درحالی‌که زیرساخت‌های لازم برای این فعالیت‌ها فراهم نبود. در آن زمان نقشه‌های جامع جنگل وجود نداشت، روش‌های علمی و متناسب با ساختار اکولوژیک جنگل‌ها آزموده نشده بود و برداشت چوب عمدتا با تمرکز بر گونه‌های باارزش مانند راش، ملج، بلوط و سرخدار انجام می‌گرفت. همچنین جداول حجم محلی برای برآورد ذخیره چوب تهیه نشده بود و از داده‌های وارداتی استفاده می‌شد که دقت لازم را نداشت. مدیریت تعارض حضور دام در جنگل نیز بدون برنامه رها شده بود. 

این عوامل موجب ناکارآمدی طرح‌ها و آسیب به جنگل‌ها شد.در سال ۱۳۴۷ با تدوین دستورالعمل رسمی طرح‌های جنگل‌داری و تغییر در شیوه محاسبه برداشت، روند بهره‌برداری سرعت بیشتری گرفت. 

همزمان، تاسیس کارخانه‌های بزرگ چوب و کاغذ در گیلان، نکاچوب در مازندران و سپس صنایع چوب فریم، فشار بر منابع جنگلی را افزایش داد. همچنین حضور پیمانکاران فاقد صلاحیت در اجرای طرح‌ها، به تشدید خسارت‌ها انجامید؛ روندی که تا اواخر دهه ۱۳۵۰ ادامه داشت.

در این دوره، هدف اصلی «برداشت حداکثری» از جنگل بود و پیامد آن کاهش شدید گونه‌های سنگین‌بذر و ارزشمند مانند راش و بلوط بود که دوره بذردهی طولانی دارند. در مقابل، گونه‌های کم‌ارزش و سبک‌بذر که هر سال تولید بذر می‌کنند، افزایش یافتند و جایگزین گونه‌های شاخص شدند. این تغییرات تعادل اکولوژیک رویشگاه‌ها را برهم زد و استقرار گونه‌های مهم جنگلی را با مشکل جدی مواجه کرد.

نتیجه آن تشکیل جوامع جنگلی ثانویه و کم‌ارزش است که نه تنها نقش اکولوژیک ضعیفی دارند بلکه استمرار حیات جنگل را نیز تهدید می‌کنند. امروزه نمونه‌هایی از گونه‌های ارزشمند حفاظت‌شده مانند بلوط، شمشاد و توسکا فقط در مناطقی محدود همچون پارک‌های جنگلی سی‌سنگان و نور به‌صورت چشم‌گیر قابل مشاهده‌اند.

 آمار چه می‌گوید؟

بنا به برخی آمار، مساحت جنگل‌های هیرکانی در حوالی سال ۱۳۲۰ حدود ۳.۴‌میلیون هکتار بوده درحالی‌که امروزه به حدود ۱.۹‌میلیون هکتار رسیده است، بنابراین سالانه به طور میانگین ۲۰ هزار هکتار از جنگل‌های شمال تخریب می‌شود. آن گونه که ابوالفضل بیهقی (۳۸۵-۴۷۰ق) در تاریخ بیهقی، و بر پایه مشاهدات خود ذکر می‌کند، در سال ۴۲۶ق یعنی در حدود هزار سال قبل و در هنگام لشکرکشی سلطان مسعود غزنوی به طبرستان، در جلگه بین ساری و آمل، جنگلی انبوه و هموار که تا کوه امتداد داشته دیده می‌شده و راه‌های آن به‌قدری باریک بوده که فقط دو، سه سوار می‌توانستند از کنار هم عبور کنند.

همچنین راه بین آمل و ناتِل (نزدیک نور فعلی) پوشیده از جنگل و جوی و برکه بوده است. تا حدود ۱۰۰ سال پیش نیز قسمت اعظم جلگه شمال کشور پوشیده از جنگل بود که این موضوع برای مثال در کتاب «مازندران و استراباد» نوشته یاسَنْت لوئی رابینو، کنسول انگلستان در رشت، که در بهار ۱۲۸۸ و پاییز ۱۲۸۹ شمسی از رشت تا گرگان سفر کرد، ذکر شده است. مطابق آمار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، کریم ساعی

(۱۲۸۹ مشهد -۱۳۳۱ تهران) پایه‌گذار جنگل‌داری علمی در ایران، در سال ۱۳۲۵ میزان جنگل‌های ایران را ۱۸‌میلیون هکتار تخمین زد که ۹‌میلیون و ۸۱۶ هزار هکتار آن جنگل واقعی و هشت‌میلیون هکتار آن اراضی جنگلی یا بوته‌زار و جنگل بسیار تُنُک بود. ساعی، مجموع جنگل‌های واقعی و اراضی جنگلی شمال را نیز در حدود ۳.۴‌میلیون هکتار برآورد کرد. در سال‌های ۱۳۳۴-۱۳۳۶ با تهیه نخستین عکس‌های هوایی از جنگل‌های هیرکانی وسعت جنگل‌های مذکور دو‌میلیون و ۸۸ هزار و ۵۵۹ هکتار محاسبه شد.

دومین عکس‌برداری هوایی از جنگل‌های هیرکانی و تهیه نقشه (topographic map) در سال ۱۳۴۶ به همت دفتر مهندسی سازمان جنگل‌ها صورت گرفت که به دلیل پاره‌ای مشکلات، جنگل‌های پراکنده و کوهستانی را در نظر نگرفتند که با توجه به این موضوع، مساحت جنگل‌های هیرکانی یک‌میلیون و ۹۸۹ هزار و ۴۵۸ هکتار تخمین زده شد. یعنی ۹۹هزار و ۱۰۱ هکتار کمتر از دوره قبل.

در سال ۱۳۷۳ سومین عکس‌برداری هوایی از جنگل‌های هیرکانی با کوشش دفتر مهندسی جنگل و مرتع سازمان جنگل‌ها و مراتع انجام شد که مرز این پروژه همان مرز و محدوده سال ۱۳۴۶ بود و مساحت جنگل‌های شمال را یک‌میلیون و ۸۴۷ هزار و ۸۸۶هکتار نشان داد. بنابر این آمار، مساحت جنگل‌های هیرکانی این بار نیز در مقایسه با عکس‌برداری قبلی، معادل ۱۴۱ هزار و ۵۷۲هکتار کاهش یافته بود.

عکس‌برداری چهارم از جنگل‌های هیرکانی در سال ۱۳۸۳ به همت دفتر مهندسی جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور انجام شد. مساحت جنگل‌های هیرکانی یک‌میلیون و ۹۳۹ هزار و ۴۹۴ هکتار محاسبه شد. بر این اساس، مساحت جنگل‌های هیرکانی ۹۱ هزار و ۶۰۸هکتار نسبت به عکس‌برداری سال ۱۳۷۳ افزایش نشان می‌دهد.

گویا در عکس‌برداری هوایی سال ۱۳۸۳، برخی از جنگل‌های پراکنده و کوهستانی که به دلیل فاصله داشتن از بخش اصلی جنگل‌های هیرکانی، در دوره‌های قبلی منظور نمی‌شد، جزو جنگل‌های شمال محسوب شده است.

برخی از کارشناسان معتقدند که جنگل‌های پراکنده و کوهستانی مورد نظر، با توجه به نوع پوشش گیاهی و اقلیم، جزو جنگل‌های هیرکانی هستند و فقط کمبود امکانات و مشکلات اجرایی باعث شده بود که در آماربرداری‌های قبلی منظور نشوند.

نخستین مطالعه کیفی یا ارزیابی دوره‌ای جنگل‌های هیرکانی در سال ۱۳۳۷ توسط یک شرکت آمریکایی به سرپرستی دکتر راجرز و با همکاری کارشناسان ایرانی انجام شد. این گروه، جنگل‌های شمال کشور را به‌ استثنای شمال تالش به ۱۸ واحد تقسیم و با اندازه‌گیری ۷۵۳ قطعه نمونه زمینی، هر یک به مساحت هزار مترمربع و ۸۳۱۰قطعه نمونه در عکس هوایی، نتایج حاصل از ساختار کیفی را به سطح کل جنگل‌ها تعمیم دادند.

دومین مطالعه کیفی در سال ۱۳۵۲ با تلاش دکتر ویلیام و همکاری کارشناسان ایرانی انجام گرفت. نتایج این مطالعه میدانی، هرگز منتشر نشد. سومین مطالعه کیفی را در سال ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ شرکت یاکو پویری از فنلاند با همکاری کارشناسان ایرانی انجام داد. محدوده مطالعه از آستارا تا گُلیداغ را پوشش می‌داد. در این مطالعه، روش نمونه‌برداری ۲ مرحله‌ای اجرا شد.

چهارمین مطالعه کیفی جنگل‌های هیرکانی در سال ۱۳۶۴ به همت دفتر فنی جنگل‌داری سازمان جنگل‌ها و مراتع تحت عنوان «طرح جامع مقدماتی جنگل‌های شمال کشور» انجام شد. مطالعات اجتماعی و اقتصادی با سرشماری صد در صد و مطالعات پایه شامل هوا و اقلیم، زمین‌شناسی، خاک‌شناسی بود که نتایج مطالعات، شامل آمار ۱۰۳حوزه آبخیز، در سال ۱۳۶۹ منتشر شد. میانگین حجم در هکتار درختانِ جنگل‌های هیرکانی در این مطالعه ۲۱۰ متر مکعب به دست آمد.

پنجمین مطالعه کیفی در سال ۱۳۷۵ به کوشش دفتر فنی جنگل‌داری سازمان جنگل‌ها و مراتع صورت گرفت. میانگین حجم در هکتار درختانِ جنگل‌های هیرکانی در این مطالعه ۲۸۰ متر مکعب برآورد شد که ۷۰ متر مکعب بیشتر از دوره قبل بود.

ششمین و آخرین مطالعه کیفی یا دوره‌ای جنگل‌های هیرکانی در قالب زیرپروژه ارزیابی کیفی جنگل‌های شمال کشور در چارچوب پروژه تهیه و تجدید نظر طرح‌های جنگل‌داری از طرح جامع صیانت از جنگل‌های شمال کشور در سال‌های ۱۳۸۴-۱۳۸۶ انجام شد. در این مطالعه با استفاده‌ از داده‌های جمع‌آوری شده از ۲۹۱۶ قطعه نمونه آماربرداری شده، میانگین حجم در هکتار جنگل‌های هیرکانی ۲۴۲ متر مکعب به دست آمد که ۳۸ متر مکعب کمتر از دوره قبلی بود.

بر پایه مطالعات کیفی صورت گرفته، میانگین حجم درختان در سه دهه اخیر از ۲۱۰ متر مکعب در هکتار به ۲۸۰ متر مکعب در هکتار افزایش و سپس به ۲۴۲متر مکعب در هکتار کاهش یافت.

 جایگاه جنگل‌های هیرکانی

جنگل‌های هیرکانی، به صورت قوسی سبز از جنوب‌شرقی جمهوری آذربایجان تا استان گلستان در ایران امتداد دارد. این قلمرو بخشی از بوم‌ناحیه جنگل‌های مختلط هیرکانی دریای خزر به شمار می‌رود. این خطه تقریبا به طول هزار کیلومتر در امتداد سواحل جنوبی و جنوب‌غربی دریای خزر کشیده شده و حدود ۷ درصد از جنگل‌های باقی‌مانده هیرکانی در ایران را دربرمی‌گیرد.

این مجموعه یک محوطه زنجیره‌ای است که از ۱۷بخش تشکیل شده و در سه استان ایران (گیلان، مازندران و گلستان) و دو ناحیه در جمهوری آذربایجان (لنکران و آستارا) تقسیم شده است و نمونه‌هایی از مراحل و ویژگی‌های گوناگون اکوسیستم‌های جنگلی هیرکانی را نمایندگی می‌کند. بخش بزرگی از این محوطه در مناطق شیب‌دار و صعب‌العبور قرار دارد. 

این منطقه شامل جنگل‌های پهن‌برگ استثنایی و کهنی است که روزگاری گستره بسیار وسیع‌تری داشتند، اما طی دوره‌های یخبندان عقب‌نشینی کرده و سپس در شرایط اقلیمی معتدل‌تر دوباره گسترش یافته‌اند. به دلیل این جدایی طولانی، محوطه میزبان تعداد زیادی از گونه‌های گیاهی بازمانده، در معرض خطر و بومی محلی و منطقه‌ای است که به ارزش اکولوژیک بالای این منطقه و ناحیه هیرکانی به‌طور کلی کمک می‌کند.

این محوطه مجموعه‌ای چشمگیر از مکان‌هاست که اکوسیستم‌های طبیعی جنگل‌های منطقه هیرکانی را حفاظت می‌کنند. بخش‌های مختلف آن جنگل‌های پهن‌برگ منحصر‌به‌فردی را دربرمی‌گیرند که قدمتی ۲۵ تا ۵۰‌میلیون ساله دارند؛ زمانی که چنین جنگل‌هایی بیشتر بخش‌های مناطق معتدل شمالی را پوشش می‌دادند. این جنگل‌های عظیم کهن، در دوران یخبندان کواترنری پس‌روی کردند و پس از آن، در دوره‌های آب‌وهوایی ملایم‌تر، از همین پناه‌گاه‌ها دوباره گسترش یافتند. این محوطه شامل اغلب ویژگی‌ها و ارزش‌های محیط‌زیستی منطقه هیرکانی بوده و مهم‌ترین فرآیندهای طبیعی موثر در پیدایش این جنگل‌ها – از جمله توالی زیستی، تکامل و گونه‌زایی – را به‌روشنی نشان می‌دهد.

 تنوع گیاهی منطقه هیرکانی در سطح جهانی قابل‌توجه است؛ بیش از ۳۲۰۰ گونه گیاه آوندی در این منطقه ثبت شده است. به دلیل جدایی جغرافیایی طولانی، این محوطه میزبان بسیاری از گونه‌های گیاهی بازمانده، در معرض خطر و بومی منطقه‌ای و محلی است که اهمیت اکولوژیک آن را دوچندان می‌کند. حدود ۲۸۰ تاکسون بومی و نیمه‌بومی منطقه هیرکانی و حدود ۵۰۰ گونه گیاهی بوم‌زاد ایران هستند.

اکوسیستم‌های این محوطه از جمعیت‌های بسیاری از پرندگان و پستانداران جنگلی منطقه هیرکانی پشتیبانی می‌کند که دارای اهمیت ملی، منطقه‌ای و جهانی هستند. تاکنون ۱۸۰ گونه پرنده که از گونه‌های شاخص جنگل‌های پهن‌برگ معتدل به‌شمار می‌آیند، در منطقه هیرکانی شناسایی شده‌اند؛ از جمله عقاب دشتی، قمری اروپایی، عقاب شاهی شرقی، سبزقبا، مگس‌گیر نیم‌طوقی و سیاه‌سر خزر. همچنین حدود ۵۸ گونه پستاندار در این ناحیه ثبت شده است که از میان آنها می‌توان به یوزپلنگ ایرانی و بز وحشی - گونه‌ای در معرض تهدید - اشاره کرد.

 یکپارچگی و پیوند کارکردی

بخش‌های مختلف این محوطه از طریق تاریخ تکاملی مشترک جنگل‌های مختلط هیرکانی دریای خزر با یکدیگر پیوند کارکردی دارند و اغلب از طریق کمربند تقریبا پیوسته جنگل در سراسر منطقه هیرکانی از اتصال اکولوژیک خوبی برخوردارند. 

تنها بخش خشکه‌داران جداافتاده است، هرچند همچنان از سطح بالایی از بکر بودن بهره‌مند است و در ارزش کلی مجموعه نقش دارد. هریک از این بخش‌ها سهم ویژه‌ای در ارزش جهانیِ برجسته محوطه دارند و همگی با هم پایداری بلندمدت گونه‌ها، اکوسیستم‌ها و فرآیندهای تکاملی که همچنان جنگل‌ها را شکل می‌دهند، تضمین می‌کنند. برخی بخش‌ها در گذشته از نبودِ حفاظت قانونی رنج برده‌اند و همچنان تا حدی از چرای فصلی دام و جمع‌آوری چوب آسیب می‌بینند. مدیریت پایدار این بهره‌برداری‌ها برای حفظ درازمدت یکپارچگی محوطه بسیار حیاتی بوده و نیازمند توجه جدی از سوی دولت‌های ذی‌ربط است.

تمام بخش‌های این محوطه، تحت مالکیت دولت هستند و بر اساس قوانین ملی در جمهوری آذربایجان و ایران تحت حفاظت سخت‌گیرانه قرار دارند. دو بخش آذربایجان در محدوده پارک ملی هیرکان قرار قرار گرفته و تحت مدیریت وزارت بوم‌شناسی و منابع طبیعی این کشور با رژیم حفاظتی سخت اداره می‌شوند.

 ۱۵ بخش ایران نیز طبق قانون حفاظت از طبیعت و قانون میراث فرهنگی محافظت می‌گردند. هماهنگ‌سازی و یکپارچه‌سازی نظام مدیریت این محوطه فرا‌مرزی در سطح کل، اهمیت بالایی دارد.

 مدیریت بخش‌های آذربایجان براساس «طرح مدیریت پارک ملی هیرکان» انجام می‌شود و حدود ۱۰۰ نفر از کارکنان مسوول اجرای آن هستند. مدیریت پارک به‌همراه مشارکت جوامع محلی، به‌ویژه مردم تالش که در محدوده پارک زندگی می‌کنند و دارای شیوه‌های معیشت نسبتا پایدار هستند، به حفظ جنگل کمک کرده است. آنها حق استفاده سنتی از زمین‌های موجود در منطقه حائل پارک را دارند.

در ایران، مدیریت بخش‌ها بر عهده سه نهاد ملی است:

  سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور

   سازمان حفاظت محیط زیست

   سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری. 

این سازمان‌ها هر کدام به لحاظ مدیریتی مستقل‌اند، بنابرین تدوین «طرح مدیریت جامع » یک ضرورت بلندمدت به شمار می‌رود. لازم است طرح‌های ملی و اختصاصی هر بخش به‌صورت منظم بازبینی، به‌روزرسانی و همراه با مشارکت وزارتخانه‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان توسعه یابد. دسترسی عمومی و بهره‌برداری از این مناطق تحت مقررات قانونی کنترل شده و بهره‌برداری‌هایی مانند قطع درخت، چرای دام، شکار و اغلب فعالیت‌های دیگری که ممکن است به محوطه آسیب برسانند، در تمامی بخش‌ها سخت‌گیرانه ممنوع یا محدود شده‌اند. ورود خودرو و سایر فعالیت‌های بالقوه آسیب‌زا نیز ممنوع یا به‌شدت کنترل می‌شوند.

با این حال، اجرای قوانین همیشه موثر نیست و نیاز به تقویت دارد. همچنین توجه ویژه‌ای برای حفظ و در صورت امکان ارتقای پیوستگی اکولوژیک بین بخش‌ها و تنظیم موثر چرای فصلی و جمع‌آوری چوب با همکاری جوامع محلی لازم است.

 منبع: 

سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور

 ایرنا

whc.unesco.org