چرا استیبلکوینها به بهبود نظام مالی کمک میکنند؟
پیشرفت نظام پرداخت با فشار رقیب
در واکنش، تعدادی از کشورها بهسرعت قوانین خود را بهروزرسانی کرده یا مقررات تازهای وضع کردهاند تا انتشار خصوصی استیبلکوینهای مبتنی بر ارزهای ملی خود را تقویت کرده و استفاده از نسخههای پشتیبانیشده با ارزهای خارجی را محدود کنند. این واکنش عجولانه قابل درک است، اما اشتباه است.
در واقع، استیبلکوینها بیش از هر چیز نارساییهای گسترده در نظامهای مالی مدرن را آشکار کرده و نشان میدهند چگونه فناوریهای نوین میتوانند این مشکلات را با ایجاد ابزارهای پرداخت کارآمد، ارزان و فراگیر ـ چه در داخل کشور و چه در سطح بینالمللی ـ برطرف کنند. آنها همچنین ضعف اعتماد به بانکهای مرکزی و ارزهای ملی بسیاری از کشورها را نمایان میسازند. بنابراین، اولویت اصلی دولتها، نهادهای تنظیمگر و بانکهای مرکزی باید رفع سریع این مشکلات بنیادی باشد. بهعنوان مثال، منطقه یورو با اینکه دارای یک ارز مشترک و بازار مالی بهشدت قانونمند است، اما هنوز فاقد یک سامانه پرداخت یکپارچه است.
بانک مرکزی اروپا در حال توسعه یوروی دیجیتال است که میتواند بخشی از این مشکل را حل کند. بااینحال، نبود جایگزینهای بخش خصوصی، شکافها و پراکندگی نظامهای بانکی و مالی اروپا را برجسته میسازد؛ چه برسد به نیروهای سیاسی گریز از مرکز که همگرایی اقتصادی را تضعیف کرده و مانع تبدیل یورو به یک ارز ذخیره جهانی قدرتمند میشوند. کشورهایی که از نظر اقتصادی و مالی ضعیفترند و شهروندانشان اعتماد اندکی به پول ملی دارند، حتی بیش از اروپا از سلطه استیبلکوینهای دلاری میترسند. چین و هند سامانههای پرداخت داخلی بسیار پیشرفتهای دارند که در سطح جهانی الگو محسوب میشوند. بااینحال، هر دو کشور گاه با کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی به ارز ملی و بانکهای مرکزی خود مواجه میشوند و همچنان کنترل سرمایه را حفظ کردهاند. آنها بهدرستی نگراناند که استیبلکوینهای دلاری مانع رشد بینالمللی یوآن و روپیه شوند؛ حتی در پرداختهای تجاری خودشان.
نگرانی دیگر این است که استیبلکوینها ممکن است سپردههای بانکی را جایگزین کرده و نقش بانکهای تجاری را تضعیف کنند. بااینحال، بسیاری از بانکها در حال «توکنیزه کردن» سپردههای خود هستند تا قابلیت استفاده در تراکنشهای مبتنی بر بلاکچین را داشته باشند. همچنین کارمزدهای سنگین خود در پرداختهای برونمرزی را کاهش دادهاند. به عبارت دیگر، آنها با ظهور رقابت تازه، به کاهش هزینه و افزایش بهرهوری روی آوردهاند؛ و این دقیقا همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.
بهترین واکنش در برابر رشد استیبلکوینهای دلاری، تشویق به انتشار نسخههای داخلی یا حتی صدور ارز دیجیتال بانک مرکزی در سطح خُردهفروشی نیست. این اقدامات تنها چسبزخمهایی موقت هستند که مشکلات عمیقتر نظامهای مالی و ضعف ارزهای ملی را درمان نمیکنند. در عوض، اولویت باید توسعه سامانههای پرداخت داخلی قویتر و فراگیرتر باشد. باید اجازه داد «هزاران سامانه پرداخت» در کنار هم رشد کنند، با نظارت کافی برای حفظ یکپارچگی و کاهش ریسک طرف مقابل. در این میان، استیبلکوینها، سپردههای بانکی توکنیزهشده و ارائهدهندگان خدمات پرداخت شخص ثالث همگی میتوانند نقشآفرین باشند.
در برخی کشورها، ارز دیجیتال بانک مرکزی در سطح خُردهفروشی میتواند مکمل این سازوکارها باشد. یکی دیگر از ضرورتها، کاهش اصطکاک در پرداختهای برونمرزی است. این امر مستلزم کاهش محدودیتها بر طیف گستردهای از تراکنشها، همراه با بهرهگیری از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در سطح عمدهفروشی و شاید سازوکارهای تسویه و پایاپای مبتنی بر بلاکچین است که انتقال پول را روانتر میسازد. تبدیل یک ارز به ارز دیگر هرگز ساده نیست، اما تسویه سریع میتواند هزینه و ریسک را کاهش دهد.
در نهایت، مهمترین نیاز، تقویت اعتماد به بانکهای مرکزی داخلی و ارزهای ملی است. این امر مستلزم سیاستهای پولی، مالی و نظارتی کارآمدتر، و نیز بانکهای مرکزی مستقل و معتبر است؛ نه صرفا دیجیتالیکردن پول. بانکهای تجاری برای بقا با دشواری مواجه خواهند شد اگر نقش خود را در واسطهگری پرداختها واگذار کنند. آنها باید از طریق بهکارگیری فناوریهای نوین و همچنین با ارائه محصولات و خدمات بهتر، راههایی برای رقابت بیابند. استیبلکوینها نقش ارزشمندی در تحریک بهبود در بازارهای مالی ایفا کرده و بانکهای تجاری و مرکزی را وادار کردهاند عملکرد خود را ارتقا دهند. این همان میراث واقعی آنها خواهد بود.