جنگ سرد هوش مصنوعی

 رقابتی چندبعدی که از چیپ‌سازی و قدرت محاسباتی گرفته تا داده، مدل‌های هوش مصنوعی، رباتیک و نفوذ ژئوپلیتیک را در برمی‌گیرد. به نوشته مجله اپل، اهمیت این جدال در آن است که برنده آن می‌تواند در دهه آینده نه تنها اقتصاد جهانی بلکه توازن قدرت نظامی، امنیت سایبری و مسیر توسعه فناوری را شکل دهد. بر اساس برآوردهای منتشرشده، احتمالا طی پنج سال آینده مزیت قاطعی در این رقابت شکل می‌گیرد. مزیتی که پیامدهای ژرفی بر آینده اقتصاد و امنیت بین‌المللی خواهد داشت.

تشدید تنش‌ها

ایالات متحده راهبرد خود را بر «مهار پیشرفت چین» از طریق کنترل‌های صادراتی متمرکز کرده است. واشنگتن با محدود کردن دسترسی چین به نیمه‌هادی‌های پیشرفته، به‌ویژه تراشه‌های مورد نیاز برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی، فشار قابل‌توجهی بر شرکت‌هایی مانند هوآوی وارد کرده است. این کنترل‌ها عملا دسترسی چین به جدیدترین سخت‌افزارهای انویدیا را محدود کرده و توسعه مدل‌های بزرگ را دشوارتر کرده است. در مقابل، چین با سرمایه‌گذاری عظیم دولتی بیش از ۱۰۰‌میلیارد دلار در سال، تولید داخلی چیپ، توسعه مراکز داده و حمایت از شرکت‌های بومی را سرعت بخشیده است.

مدیرعامل انویدیا نیز اشاره کرده است که محیط کمتر سخت‌گیرانه نظارتی چین، استقرار سریع‌تر فناوری را ممکن می‌کند و شاید به این کشور مزیت عملیاتی در کاربردهای هوش مصنوعی بدهد. حتی اگر آمریکا در نوآوری پیشتاز باقی بماند. چین در چارچوب استراتژی ملی خود قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۳۰۰ مرکز داده دوگانه (نظامی ـ تجاری) ایجاد کند؛ مراکزی که ستون فقرات سیستم‌های مقیاس‌پذیر هوش مصنوعی خواهند بود. ایالات متحده نیز با قانون تراشه و علم، ۵۲‌میلیارد دلار برای احیای صنایع نیمه‌هادی و بازگرداندن تولید به داخل تخصیص داده است.

 در سطح ژئوپلیتیک، آمریکا با ژاپن و تایوان برای ایجاد زنجیره‌های تامین امن همکاری می‌کند. این در حالی است که چین نفوذ خود را از طریق ابتکار «کمربند و جاده» گسترش می‌دهد و زیرساخت‌های دیجیتال و هوش مصنوعی را در بیش از ۱۰۰ کشور توسعه می‌دهد. فقدان توافقات جهانی درباره اخلاق هوش مصنوعی و سلاح‌های خودمختار خطر تشدید تنش را افزایش می‌دهد.

زیرساخت‌های مشترک اما استراتژی‌های متفاوت

اگرچه آمریکا و چین هر دو از فناوری‌های مشابهی استفاده می‌کنند، نحوه بهره‌برداری از آنها متفاوت است. نیمه‌هادی‌های پیشرفته ۳ نانومتری و کوچک‌تر امکان پردازش‌های اگزافلاپی را فراهم می‌کنند؛ امری که برای آموزش مدل‌های بزرگ‌مقیاس و کاربردهایی همچون سلامت، لجستیک و دفاع حیاتی است. مراکز داده دو کشور بخش قابل‌توجهی از برق جهان را مصرف می‌کنند و بنابراین انرژی بهینه و منابع تجدیدپذیر اهمیت ویژه‌ای یافته‌اند. هر دو کشور در انرژی هسته‌ای و انرژی پاک برای مراکز داده سرمایه‌گذاری می‌کنند. همچنین چارچوب‌های نرم‌افزاری یادگیری ماشین در هر دو اکوسیستم رایج‌اند و شبکه‌های ۵G و ۶G و ارتباطات ماهواره‌ای زیرساخت انتقال داده زتافلپی را فراهم می‌کنند.

مزیت کمی در برابر مزیت کیفی

داده، سوخت اصلی مدل‌های هوش مصنوعی است و حجم، تنوع، و کیفیت آن تعیین‌کننده است.

در این زمینه، چین از مزیت‌هایی برخوردار است. مجموعه داده‌های عظیم از پلتفرم‌هایی همچون WeChat با بیش از ۱.۴‌میلیارد کاربر گردآوری می‌شود. حجم داده داخلی چین حدود ۵۰ زتابایت برآورد می‌شود.این داده‌ها امکان تحلیل رفتاری دقیق، کاربردهای نظارتی و توسعه سیستم‌های توصیه‌گر تجاری را فراهم می‌کنند. اما اتکای بیش از حد به داده داخلی باعث شکل‌گیری سوگیری و محدودیت در تطبیق جهانی می‌شود.

در مقابل ایالات متحده، حدود ۱۰ زتابایت داده را از منابع متنوع و جهانی مدیریت می‌کند. داده‌های متن‌باز مانند GitHub، Wikipedia و پایگاه‌های چندزبانه به مدل‌های آمریکایی توانایی چندفرهنگی می‌دهد. اما قوانین سخت‌گیرانه حریم خصوصی، مشابه GDPR، سرعت گردآوری داده را کاهش می‌دهد.

به‌طور کلی، چین در حجم و پوشش رفتاری مزیت دارد و آمریکا در تنوع فرهنگی، اخلاقی و زبان‌های گوناگون.

رقابت مدل‌ها

طبق شاخص هوش مصنوعی سال ۲۰۲۵، آمریکا حدود ۴۰ درصد بیشتر از چین مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی تولید می‌کند. شرکت‌هایی مانند اوپن‌ای‌آی و گوگل همچنان در سیستم‌های چندحالته و قابلیت‌های استدلال پیچیده برتری دارند و در معیارهای MMLU به دقت ۸۵ تا ۹۰ درصد می‌رسند. با این حال، نگرانی‌های اخلاقی و محدودیت‌های نظارتی گاهی عرضه سریع به بازار را کند می‌کند. چین در مقابل بیش از ۱۵ مدل پیشرفته دارد، که سالانه با نرخ ۵۰ درصد رشد می‌کنند. مدل‌های بایدو در حوزه‌های خاص، مانند پردازش زبان ماندارین که به داده گسترده داخلی متکی است، به‌خوبی با همتایان غربی رقابت می‌کنند.

دقت مدل‌های چینی در برخی کاربردها به ۸۰ تا ۸۵ درصد می‌رسد؛ اما ریسک کنترل متمرکز و استفاده دولتی از مدل‌ها موضوعی حساس است. در یک نگاه کلی، رویکرد آمریکا و چین به توسعه مدل‌های هوش مصنوعی تفاوت‌های ساختاری و راهبردی دارد. آمریکا بیشتر بر نوآوری بنیادی، پژوهش عمیق، پیشرفت در مدل‌های چندحالته، توان استدلال، علوم محاسباتی و خلاقیت فناورانه تمرکز دارد.

به‌گونه‌ای که شرکت‌های پیشرو و دانشگاه‌ها در مرزهای علمی این حوزه حرکت می‌کنند و اغلب «پیش‌رانان مفهوم» و سازندگان نسل‌های جدید مدل‌ها هستند. در مقابل، چین با تکیه بر سرعت استقرار، مقیاس‌پذیری عظیم، زیرساخت وسیع داده و تمرکز بر کاربردهای صنعتی گسترده، بیشتر به «گسترش عملی» و «پیاده‌سازی وسیع» فناوری می‌پردازد. این یعنی درحالی‌که آمریکا بیشتر در سطح پیشرفت‌های کیفی و معماری‌های نوین پیشتازی می‌کند، چین در استقرار سریع، پوشش صنعتی گسترده و تبدیل مدل‌ها به محصولات و خدمات واقعی در مقیاس ملی برجسته است.

روباتیک

چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۹۰ هزار روبات صنعتی نصب کرده است؛ رقمی که بیش از مجموع آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن است. این کشور با تمرکز بر روبات‌های صنعتی تولید انبوه به‌ویژه در الکترونیک هزینه خطوط مونتاژ را تا ۳۰ درصد کاهش داده و تولیدات کارخانه‌ای را به شدت خودکار کرده است.

در مقابل، آمریکا با حمایت «آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته دفاعی» تمرکز خود را بر تولید روبات‌های پیشرفته با قابلیت‌های سطح بالا، مانند عملیات امداد، ربات‌های انسان‌نما و پهپادهای خودمختار دقیق گذاشته است. اما هزینه بالای ساخت و استقرار، سرعت فراگیرشدن این فناوری را کاهش داده است. انتظار می‌رود تاثیر اقتصادی چین در این حوزه تا سال ۲۰۳۰ حدود ۵۰۰‌میلیارد دلار و آمریکا حدود ۲۰۰‌میلیارد دلار باشد.

پیامدهای اقتصادی

طبق گزارش PwC یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خدمات حرفه‌ای در جهان، ادغام هوش مصنوعی و رباتیک می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵.۷ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند. در عین حال، این تحول ۸۵‌میلیون شغل را حذف و ۹۷‌میلیون شغل جدید ایجاد خواهد کرد. کشورها بر اساس رویکرد خود در مهارت‌آموزی و بازآموزی نیروی کار، با پیامدهای متفاوتی روبه‌رو خواهند شد. چین با هدایت اتوماسیون به سمت تولید انبوه، می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۰ درصد از صنعت تولیدی‌اش را خودکار کند.

این امر صادرات را تقویت می‌کند اما تعادل تجارت جهانی را نیز تحت فشار می‌گذارد. آمریکا برنامه‌های گسترده بازآموزی برای ۱۰‌میلیون کارگر اجرا می‌کند و تمرکز خود را بر صنایع با ارزش افزوده بالا قرار داده است. همچنین روسیه با عرضه ابزارهای هوش مصنوعی ارزان‌قیمت معادل ۴۰ تا ۵۰ درصد ارزان‌تر از بازار و حملات سایبری، بازیگری تاثیرگذار اما غیرمستقیم است که می‌تواند زنجیره‌های جهانی را دگرگون کند.

در مجموع، تشدید رقابت میان آمریکا و چین در هوش مصنوعی می‌تواند مسیر اقتصاد جهانی، فناوری، امنیت و روابط بین‌المللی را برای دهه‌های آینده تعیین کند. این رقابت، هم نویدبخش پیشرفت‌های عظیم و هم هشداردهنده خطرات بالقوه است؛ از سلاح‌های خودمختار گرفته تا گسترش شکاف‌های اقتصادی. واقعیت این است که چه آمریکا در این مسابقه پیشتاز شود و چه چین، ما به نقطه‌ای بدون بازگشت رسیده‌ایم. سرعت نوآوری به حدی است که جهان از اینجا به بعد در مسیرهایی حرکت خواهد کرد که تازه شروع به فهم آن کرده‌ایم.