طلای سیاه گروگان ژئوپلیتیک

دو بازیگر با مسیری متفاوت

در معادلات امروز انرژی، هند و چین هر دو نقش تعیین‌کننده دارند اما مسیرشان متفاوت است. چین که زمانی موتور بی‌رقیب تقاضای جهانی برای نفت بود، اکنون با کاهش مداوم فعالیت‌های صنعتی و پنجمین ماه متوالی افت شاخص تولید، تصویری از کندی رشد اقتصادی را به نمایش گذاشته که به معنای کاهش تقاضای انرژی از سوی بزرگ‌ترین واردکننده نفت دنیاست. در عمل، چین با کاهش سرعت اقتصادی خود پیام می‌دهد که بازار دیگر نمی‌تواند روی رشد بی‌پایان مصرف در شرق حساب باز کند. در مقابل، هند در حال تجربه جهشی تازه است. 

دهلی‌نو برخلاف پکن با اقتصاد جوان‌تر، جمعیت رو به رشد و سیاست‌های توسعه‌ای پرشتاب، به یکی از سریع‌ترین بازارهای انرژی جهان تبدیل شده است. اما خرید نفت ارزان از روسیه، هند را به نقطه اصطکاکی میان واشنگتن و مسکو کشانده است. ایالات متحده با اعمال تعرفه‌های ثانویه سعی دارد هند را وادار به کاهش واردات از روسیه کند، اما دهلی‌نو همچنان بر استقلال انرژی خود پافشاری می‌کند. به این ترتیب، در حالی‌که چین به‌دلیل کاهش تقاضا فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد می‌کند، هند به میدان جدیدی برای جدال ژئوپلیتیک و آزمون سیاست‌های انرژی جهانی تبدیل شده است.

انرژی؛ ابزار سیاست خارجی

ایالات متحده و روسیه دو قطب اصلی تولیدکننده و صادرکننده نفت و گاز جهان‌  هستند، اما نحوه استفاده آنها از این منابع تفاوت بنیادی دارد. آمریکا با تولید بی‌سابقه حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز، عملاً به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان بدل شده است. این تولید بالا نه‌تنها امنیت انرژی داخلی را تضمین کرده بلکه به ابزاری برای اعمال فشار بر بازارهای جهانی و متحدان آمریکا عمل می کند. 

از یک‌سو صادرات LNG (گاز طبیعی مایع) آمریکا در حال افزایش است و از سوی دیگر، توانایی واشنگتن در تحمیل تحریم‌ها و تعرفه‌ها نقش انرژی را در سیاست خارجی پررنگ‌تر کرده است. در سوی مقابل، روسیه که بخش بزرگی از درآمد دولت خود را از صادرات انرژی به‌دست می‌آورد، ناچار شده پس از جنگ اوکراین مسیرها و روش های تازه‌ای برای فروش نفت و گاز پیدا کند. چین و هند دو مقصد اصلی هستند، اما حملات پهپادی و فشارهای نظامی-اقتصادی باعث شده جریان صادرات روسیه بی‌ثبات‌تر از گذشته شود. کاهش صادرات هفتگی این کشور به پایین‌ترین سطح یک ماهه نشان می‌دهد که «امنیت عرضه روسیه» دیگر قابل اتکا نیست. این رقابت، بازار نفت را از یک بازار صرفاً اقتصادی به میدان نبرد ژئوپلیتیک تبدیل کرده؛ جایی که هر بشکه نفت معادل یک ابزار فشار سیاسی و هر قرارداد انرژی بخشی از معادله قدرت جهانی است.

اقتصاد جهانی در تعلیق

عامل سوم که نباید از نظر دور داشت، وضعیت کلی اقتصاد جهانی است. کاهش رشد در چین، تهدید رکود در اروپا و انتظار برای گزارش‌های بازار کار در آمریکا، نفت را به آیینه‌ای برای بازتاب سلامت اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. سرمایه‌گذاران اکنون بیش از هر زمان دیگری به داده‌های اقتصادی غیرانرژی (مانند نرخ بیکاری یا شاخص تولید کارخانه‌ای) به‌عنوان محرک اصلی قیمت نفت نگاه می‌کنند. این پیوند نزدیک میان نفت و داده‌های کلان اقتصادی، نشان‌دهنده تغییر نقش نفت از یک کالا به یک شاخص اقتصاد سیاسی است.

سناریوهای ایران

برای ایران، این شرایط جهانی هم تهدیدهایی آشکار دارد و هم فرصت‌هایی تاریخی.

۱. سناریوی کوتاه‌مدت: ایران در کوتاه‌مدت با فشار ناشی از تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و ضعف زیرساخت‌های صادراتی روبه‌روست. در حالی که روسیه با وجود تحریم‌ها همچنان توانسته مسیرهای تازه‌ای برای صادرات بیابد، ایران هنوز در بسیاری از بازارهای کلیدی غایب است. ورود دوباره به بازار هند یا تقویت صادرات گاز به ترکیه و عراق می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد. اما بدون راه‌حل دیپلماتیک برای تحریم‌ها، این سناریو تنها بخشی از پتانسیل ایران را آزاد خواهد کرد.

۲. سناریوی میان‌مدت: با تداوم بی‌ثباتی در عرضه روسیه و تغییر اولویت‌ها در چین، این فرصت برای ایران وجود دارد تا با سرمایه‌گذاری در بخش گاز طبیعی و انرژی‌های نو جایگاه تازه‌ای در بازار منطقه‌ای به دست آورد. گاز ایران می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای مطمئن برای همسایگان و حتی بازارهای آسیایی مطرح شود، البته اگر زیرساخت‌های صادرات LNG توسعه یابد.

۳. سناریوی بلندمدت: آینده بازار انرژی به‌سوی تنوع‌بخشی و کاهش وابستگی به نفت خام حرکت می‌کند. انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های ذخیره‌سازی و تحولات خودروهای برقی، تقاضای نفت را در دو دهه آینده محدودتر خواهد کرد. اگر ایران همچنان بر فروش نفت با اعمال سیاست های قیمتی و مصرف داخلی غیرمنطقی متمرکز بماند، در آینده‌ای نه‌چندان دور با بحرانی ساختاری روبه‌رو می‌شود. اما اگر امروز مسیر سرمایه‌گذاری در گاز، انرژی‌های تجدیدپذیر و دیپلماسی انرژی فعال را انتخاب کند، می‌تواند از «حاشیه‌نشینی» خارج شده و به بازیگری موثر در بازار آینده انرژی تبدیل شود. بازار نفت امروز دیگر تنها درباره عرضه و تقاضا نیست؛ بلکه صحنه‌ای است که ژئوپلیتیک، رقابت قدرت‌ها و تغییر ساختار اقتصادی جهان در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. 

هند و چین با مسیرهای متفاوت خود، آمریکا و روسیه با رقابت بر سر انرژی، و سرمایه‌گذاران جهانی با نگاه به داده‌های اقتصاد کلان، همگی نفت را به آیینه‌ای از تحولات قرن بیست‌ویکم بدل کرده‌اند. برای ایران، مهم‌ترین پرسش این نیست که قیمت نفت فردا چند دلار خواهد بود؛ بلکه این است که آیا می‌خواهد همچنان در حاشیه بازی بماند یا با بازتعریف استراتژی‌های انرژی، به بخشی از متن تحولات جهانی بدل شود. در جهانی که نفت تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه به ابزار دیپلماسی، سلاح فشار و ضامن امنیت انرژی کشورها بدل شده، بی‌عملی به معنای عقب‌نشینی است.

هند امروز با خرید گسترده نفت ارزان روسیه و مذاکره همزمان با آمریکا، جایگاهی تازه برای خود ساخته است؛ چین با تکیه بر ذخایر عظیم و قراردادهای بلندمدت، امنیت انرژی‌اش را بیمه کرده و آمریکا با استفاده از نفت شیل، هم واردکننده و هم صادرکننده‌ای تعیین‌کننده شده است. اگر ایران نتواند مسیر خود را در این معادله پیچیده پیدا کند، خطر آن است که بار دیگر در بزنگاه تاریخی، فرصت‌ها از دست بروند و نقش کشور به جای «بازیگر فعال»، به «تماشاگر منفعل» تقلیل یابد.