تغییر ژئوپلتیک منطقه به نفع شرق

در ابتدا ممکن است آخرین وضعیت مذاکرات خط لوله گاز ایران به پاکستان و هند را توضیح بدهید ؟

این پروژه که حدود یازده سال از طرح ایده اولیه آن می‌گذرد، در دو سال گذشته پیشرفت‌های بسیار خوبی داشت. بین سه کشور تبادل‌نظرهای سیاسی صورت گرفته و ما مراحل اصلی مباحثه‌های فنی را پشت سرگذاشته‌ایم که شامل شش دور مذاکرات با هند و دو دور مذاکرات با پاکستانی‌ها است. هند و پاکستان نیز بین خود راجع به خط لوله تبادل‌نظر جداگانه انجام داده‌اند. گفت‌وگوهای خوبی نیز در شانگهای بین آقای احمدی‌نژاد با مقامات هند و پاکستان و روسیه انجام شد و حتی ‌رییس‌جمهور روسیه برای شرکت در این پروژه ابراز علاقه‌مندی کرده بود. هم‌اکنون قرار است در روزهای ۱۲ و ۱۳‌مرداد سومین جلسه سه‌جانبه در سطح قائم‌مقامان وزرای نفت در دهلی نو برگزار گردد که در مرحله بعد از آن هم اجلاس تهران را خواهیم داشت.

این خط لوله به نام «خط لوله صلح» معروف شده است. علاوه بر تاثیر آن در اوضاع سیاسی بین هند و پاکستان، چه تاثیرات دیگری بر منطقه خواهد داشت؟

البته این نوع نامگذاری‌ها بی‌موقع و بدون توجه به واقعیت‌های منطقه صورت گرفته. اما آنچه مهم است این است که این خط لوله درصورت اجرایی شدن، ژئوپلتیک منطقه را به سمت شرق تغییر خواهد داد و امکان اتصال منابع گاز ایران نه تنها به هند بلکه به چین را نیز مهیا خواهد کرد. چین و هند کشورهایی هستند که در آینده نه چندان دور جزو سه قدرت بزرگ جهان خواهند شد. با اجرای این خط لوله، از یکسو امنیت انرژی این کشورها از طریق دسترسی به منابع وسیع گاز ایران تامین خواهد شد و از جانب دیگر، ایران نیز خواهد توانست بازارهایی غیر‌غربی را برای آینده خود تامین کند و همچنین ضریب امنیتی منطقه را نیز افزایش دهد. صرف‌نظر از ملاحظات امنیتی و سیاسی، خط لوله و  LNG ما می‌تواند در میان‌مدت، طی قریب به ۵ سال، سالانه ۱۲‌میلیارد دلار عایدات نصیب کشور و همچنین کمک شایانی به توسعه اقتصادی شرکای هندی، پاکستانی و چینی ما  بکند. پیش‌بینی شده است که این خط لوله فقط حدود یک‌میلیون شغل به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم در سه کشور ایجاد خواهد کرد.

ظاهرا هندی‌ها نسبت به امنیت این خط لوله نگرانی‌هایی دارند. 

این تنها خط لوله در جهان نیست. خطوط دیگر لوله نیز وجود دارد که برخی از آنها حتی از مناطق خطرناکتری هم می‌گذرند. ولی مکانیزم‌هایی برای تضمین امنیت تامین گاز وجود دارد که نگرانی‌ها را برطرف می‌کند. 

مشکلات اصلی موجود بر سر راه پروژه خط لوله چیست؟

این طبیعی است که پروژه‌های راهبردی و کلان متناسب با اندازه خود، با چالش‌های مختلفی مواجه هستند. این پروژه نیز با برخی مشکلات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مواجه است. در حوزه داخلی در هر سه کشور افراد یا گروه‌هایی هستند که به دلایل تاریخی، سیاسی یا حتی ملی، با این‌گونه طرح‌ها مخالف هستند. حتی برخی از گروه‌های تروریستی از این‌گونه پروژه‌ها که باعث نزدیکی سه کشور خواهد شد، به شدت هراس دارند. گرچه در حوزه ملی مسوولان سه کشور خصوصا رهبر معظم انقلاب و ریاست محترم جمهوری در ایران به این طرح نظر مثبت دارند، ولی شاید در دستگاه‌های مختلف اجرایی به تناسب این دیدگاه مثبت تلاش نمی‌شود.  

حوزه دوم چالش‌ها، برخی از کشورهای فرا‌منطقه‌ای هستند که رقیب ایران چه در زمینه سیاسی یا اقتصادی هستند و در صورت تحقق این خط لوله، نه تنها اهمیت ژئوپلتیک آنها کم می‌شود، بلکه بازارهایی را که سالیان دراز در غیبت ایران توانسته‌اند در انحصار خود داشته باشند (‌در حالی که بازارهای طبیعی ایران بوده‌اند)، بخشی از آنها به دامن ایران باز خواهد گشت. بنابراین در خفا با اعمال فشار و یا دادن مشوق‌ها باعث می‌شوند برخی گروه‌هایی که اشاره شد در مخالفت با این پروژه‌ها مستحکم‌تر شوند. این واقعیت از برخی از مقالات نشریات وابسته به آنها به خوبی نمایان است.

حوزه بعدی چالش، موضوع هسته‌ای ایران است. حتی اگر این موضوع هم به صورت مسالمت‌آمیز حل شود، مخالفت‌های برخی کشورهای غربی با توسعه ایران و محوریت همگرایی در منطقه به قوت خود باقی خواهد ماند. این کشورها به دنبال راه‌اندازی مسابقه تسلیحاتی در منطقه هستند و تاحدود زیادی نیز موفق شده‌اند. پروژه‌هایی مثل خط لوله نه تنها تنش بین کشورهایی که همه متعلق به یک حوزه تمدنی هستند را تقلیل می‌دهد، بلکه بزرگ‌ترین قدم در راه اعتمادسازی نیز خواهند بود.

دسته بعدی مشکلات این است که به‌رغم آنکه آقای دکتر احمدی‌نژاد سیاست دولت در قبال خط لوله را قاطعانه و روشن اعلام  و حتی با سران دو کشور دیگر صحبت کرده‌اند، ولی متاسفانه هنوز سیستم اجرایی ما و دو کشور دیگر نتوانسته‌اند به تناسب این خواست سه کشور حرکت بکنند. در داخل کشور آنهم از زبان مقامات اجرایی اظهاراتی بیان می‌شود که بیشتر نگاه داخلی دارد و نه تنها کمکی به تسهیل این نوع پروژه‌های راهبردی نمی‌کند، بلکه باعث افزودن ابهامات بیشتر می‌شود. 

نکاتی در برخی از این مصاحبه‌ها مطرح می‌شود که جای آن در پشت میز مذاکره است نه در رسانه‌ها و افکار عمومی‌. علنی کردن اختلافات به نفع رقبای خارجی، دشمنان و برخی از کشورهای غربی خواهد بود و این بدان مفهوم است که با هزینه خودمان به کسانی کمک می‌کنیم که به صورت راهبردی با این نوع همکاری‌ها مخالفند. درحالی که حساسیتی که ما در خصوص کشورهای در حال توسعه و همسایه خودمان نشان می‌دهیم، متناسب با اهداف راهبردی نظام نیست. بنابراین برآیند این گفته‌ها به نفع کسانی خواهد بود که ده‌ها سال است طرف‌های تجاری نفت و گاز ما هستند. اعتقاد من این است که با توجه به تصمیم نظام باید به کار با این کشورها نیز اولویت داده شود و به مسائلی که معمولا در هر پروژه کلانی با آن مواجه هستیم، به صورت مثبت و سازنده نگاه کرد.

اگر به پروژه‌هایی که در این حوزه انجام شده نگاهی بیاندازیم، به عنوان مثال خط لوله باکوجیحان یا مثل صادرات قطر از منابع مشترک پارس‌جنوبی، می‌بینیم که با پیگیری دیپلماسی آرام و بدون سر و صدا، در حال بازاریابی و صدور بخش زیادی از انرژی که به ما هم تعلق دارد، هستند. آنها به جای طرح نکات منفی که وجود آنها در این‌گونه پروژه‌ها طبیعی است، تمرکز خودشان را روی اجرایی کردن آن قرار دادند و پیروز شدند.