رکوردشکنی دلار و سکه

در بازار ارز، دلار آزاد با افزایش ۳۷۰ تومانی از ۱۶۵ هزار تومان به ۱۶۵ هزار و ۳۷۰ تومان رسید و سقف جدیدی را به ثبت رساند. این رشد محدود در ظاهر نشانه‌ای از ثبات نسبی بازار است، اما از منظر تحلیلی حکایت از آن دارد که فشار تقاضا همچنان بر عرضه پیشی دارد. معامله‌گران ارزی در شرایطی که نتیجه مذاکرات هنوز مشخص نیست، از فروش‌های سنگین پرهیز می‌کنند و ترجیح می‌دهند با احتیاط در موقعیت خرید باقی بمانند. همین رفتار سبب شده حتی افزایش‌های کوچک نیز به ثبت رکوردهای جدید منجر شود.

در بازار سکه نیز روندی مشابه مشاهده شد. سکه امامی با رشد ۵۰۰ هزار تومانی از ۲۰۱‌میلیون تومان به ۲۰۱‌میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید و سقف تازه‌ای را تجربه کرد. هم‌راستایی حرکت سکه با دلار نشان می‌دهد که انتظارات تورمی داخلی همچنان موتور محرک این بازار است. با این حال، رشد محدود سکه نسبت به دلار می‌تواند بیانگر آن باشد که بخشی از تقاضای سفته‌بازانه در این بازار مهار شده و حباب سکه در حال مدیریت نسبی است. در مقابل، هر گرم طلای ۱۸ عیار با کاهش جزئی ۹۲ هزار تومانی از ۲۰‌میلیون و ۱۳۷ هزار تومان به ۲۰‌میلیون و ۴۵ هزار تومان رسید. افت خفیف طلای ۱۸عیار در حالی رخ داد که دلار و سکه در مسیر صعودی حرکت کردند. این واگرایی می‌تواند ناشی از تعدیل حباب در بازار مصنوعات طلا یا تغییرات جزئی در قیمت‌های جهانی باشد. در واقع، بازار طلا در مقایسه با بازار ارز رفتاری متعادل‌تر از خود نشان داده و واکنش آن به اخبار سیاسی با شدت کمتری همراه بوده است.

بنابراین، بازارهای ارز و طلا در آستانه دور سوم مذاکرات، در وضعیت «انتظار همراه با احتیاط» قرار دارند؛ وضعیتی که در آن نه فروشندگان انگیزه عقب‌نشینی جدی دارند و نه خریداران با قدرت کامل وارد میدان می‌شوند. ثبت سقف‌های جدید در دلار و سکه نشان می‌دهد که ریسک‌های سیاسی همچنان در قیمت‌ها لحاظ می‌شود و معامله‌گران سناریوی عدم حصول توافق سریع یا دستیابی به توافقی شکننده را به‌طور کامل از ذهن خود کنار نگذاشته‌اند. به همین دلیل، تقاضای احتیاطی در بازار حفظ شده و کف‌های قیمتی به‌راحتی شکسته نمی‌شود. با این حال، محدود بودن دامنه نوسانات و رشدهای پلکانی بیانگر آن است که بازار از ورود به فاز هیجانی پرهیز کرده و فعالان اقتصادی ترجیح داده‌اند تا روشن‌تر شدن ابعاد مذاکرات، استراتژی صبر را در پیش بگیرند. نتیجه این گفت‌وگوها می‌تواند جهت کوتاه‌مدت بازارها را تعیین کند؛ چه در قالب اصلاح قیمتی و تخلیه بخشی از انتظارات تورمی و چه در قالب تداوم روند صعودی و تثبیت سطوح جدید قیمتی.