پرونده امروز
وداع با امپراتوری کبیر

استراتژی لندن ساده به نظر میرسید؛ استفاده از تملق و دیپلماسی شخصی برای جلوگیری از یک فاجعه دیپلماتیک و کسب امتیازات اقتصادی. در ظاهر، این رویکرد با اعلام سرمایهگذاریهای چندمیلیاردپوندی در حوزه هوش مصنوعی توسط غولهای فناوری مانند مایکروسافت و انویدیا و توافق بر سر همکاریهای هستهای، یک موفقیت به شمار میرفت. این دستاوردها به دولت بریتانیا اجازه داد روایت یک «رابطه ویژه» پویا و سودمند را به نمایش بگذارد.
اما در پس این عناوین پرزرقوبرق، واقعیتهای پیچیدهتری نهفته بود. تعرفههای ۲۵درصدی بر فولاد بریتانیا، که امید به لغو آن میرفت، تثبیت شد و هیچ پیشرفت چشمگیری در موضوعات کلیدی مانند جنگ اوکراین حاصل نشد. این سفر در واقع آینهای از بحران هویتی عمیقتر در هر دو سوی اقیانوس اطلس بود: دو قدرت سابق که با میراث امپراتوری خود، موجهای پوپولیسم ناسیونالیستی (برگزیت و ترامپیسم) و جایگاه متزلزلشان در نظم نوین جهانی دستوپنجه نرم میکنند.
در نهایت، این رویداد نشان داد که دوران اتکای اروپا به تضمینهای امنیتی بیقیدوشرط آمریکا به سر آمده است. سفر ترامپ، با تمام تناقضهایش، هشداری بود مبنی بر اینکه حتی نزدیکترین متحدان نیز باید برای جهانی آماده شوند که در آن، منافع ملیگرایانه و اتحادهای منعطف، جایگزین روایتهای قدیمی از ارزشهای مشترک دموکراتیک شده است.
این سفر نهتنها آزمونی برای «رابطه ویژه» بود، بلکه چشماندازی از آینده چالشبرانگیز روابط فراآتلانتیک را به تصویر کشید.