هزینه «مخاطرات جوی» برای کسبوکارها و شهروندان چگونه جبران میشود؟
ماسک «بیمه» روزهای آلوده
آلودگی هوا بهعنوان بحرانی تکرارشونده، همزمان سلامت شهروندان و فعالیت اقتصادی شهر را تحتتاثیر قرار میدهد و نبود ابزارهای جبرانی باعث میشود فشار این بحران بیشتر بر دوش اقشار آسیبپذیر و کسبوکارهای کوچک بیفتد. در چنین شرایطی، «بیمه آلودگی هوا» میتواند با جبران خسارتهای درمانی و اقتصادی، نقش مهمی در افزایش تابآوری شهری و کاهش نابرابری ایفا کند و بهعنوان یک محصول نوآورانه، حلقه اتصال میان مدیریت ریسک، سلامت عمومی و عدالت اجتماعی باشد. برای بررسی دقیقتر ابعاد این موضوع و چالشهای طراحی چنین محصولی، باید به یادداشت اخیر دکتر وحید نوبهار، عضو میز تخصصی درمان پژوهشکده بیمه نیز نگاهی انداخت.
بحرانی که هر سال تکرار میشود
آلودگی هوا هر سال چهره زندگی شهری را تیره میکند و کیفیت زیست شهروندان را تحتتاثیر قرار میدهد. این پدیده تنها به هشدارهای بهداشتی، پیامهای مراقبتی یا تعطیلی کوتاهمدت مدارس و ادارهها محدود نمیشود و به رویدادی تبدیل شده که هر روز آثار خود را در لایههای مختلف سلامت جمعیت، اقتصاد شهر و تداوم فعالیتهای شغلی نشان میدهد.
بنا بر گزارش منتشر شده از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و پژوهشکده ملی محیطزیست، تعداد مرگهای منتسب به ذرات ریزتر از دو و نیم میکرون در کشور به حدود شصت هزار نفر در یک سال رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد بار مرگ و میر آلودگی هوا با بسیاری از بیماریهای غیرواگیر قابل مقایسه است. این عدد هنگامی معنا پیدا میکند که بدانیم بخش بزرگی از این مرگها طی روزهای اوج آلودگی شدت میگیرد و آثار آن در تمام سنین قابل مشاهده است. پیامدهای آلودگی هوا بر سلامت به خطر مستقیم برای گروههای حساس محدود نمیشود.
در روزهای آلوده، ظرفیت مراکز درمانی افزایش فشار را تجربه میکند و تعداد مراجعات بهطور ناگهانی بالا میرود. مشکلات تنفسی، حملات آسم، تنگینفس، تشدید علائم بیماریهای قلبی و سردردهای مداوم در چنین روزهایی بیشتر مشاهده میشود. گروهی از افراد که پوشش بیمه تکمیلی ندارند، تمامی هزینههای مراجعه، دارو و کنترل وضعیت سلامتی را از منابع مالی خود پرداخت میکنند. این فشار مالی بسیاری از افراد را وادار میکند درمان را به تعویق بیندازند یا به مراقبتهای حداقلی بسنده کنند.
در حالیکه بخش قابلتوجهی از این پیامدها خارج از اراده فردی است و منشأ محیطی دارد، نبود یک پشتیبان بیمهای باعث میشود هزینههای آن در نهایت بر دوش شهروندان باقی بماند. تاثیر آلودگی هوا به امور درمانی محدود نمیماند و اقتصاد شهری نیز از این اختلال گسترده آسیب میبیند. هر بار که وضعیت هوا به سطح اضطرار میرسد، مجموعهای از تعطیلیها، کاهش ساعت کاری، کندی حملونقل، افت حجم تردد و محدودیت در فعالیتهای روزمره اتفاق میافتد که چرخه کسبوکار را دچار ناپایداری میکند.
مشاغل کوچک، خدمات شهری، حملونقل، اصناف وابسته به حضور مشتری و بخشهایی که جریان درآمد آنها مبتنی بر فعالیت روزانه است، آسیب بیشتری میبینند. بر اساس گزارش رسمی شرکت کنترل کیفیت هوا در کلانشهرهای کشور تعداد روزهای پاک در یک سال در حد بسیار کم بوده و بخش بزرگی از روزها در محدوده ناسالم یا ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفته است. کاهش قابلتوجه این روزها بهمعنای افزایش احتمال تصمیمهای مدیریتی برای محدودیت فعالیت شهری است؛ تصمیمهایی که هر بار اثر مالی آن متوجه شهروندان و صاحبان مشاغل میشود.
فشار نابرابر بر مردم و کسبوکارهای کوچک
این مجموعه فشارهای بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی نشان میدهد که با وجود گسترده بودن آسیب هنوز سازوکار منسجمی برای حمایت مالی از گروههایی که آسیبپذیرترند ایجاد نشده است. افرادی که در روزهای آلوده با تشدید بیماری مواجه میشوند، خانوارهایی که با هزینههای درمانی غیرمنتظره مواجه میشوند و کسبوکارهایی که مجبور به توقف یا کاهش فعالیتند، هیچ پشتوانه تخصصی ندارند تا بخشی از این زیان را جبران کند.
فقدان سازوکار حمایتی باعث میشود هزینه یک بحران محیطی به شکل نامتوازن بر دوش گروههایی بیفتد که کمترین توان مقاومت مالی در برابر آن را دارند. لذا مفهوم بیمه آلودگی هوا بهعنوان نیاز مطرح میشود و بهعنوان بخشی از مدیریت ریسک عمومی در شهری که آسیبهای محیطی آن بهطور مداوم تکرار میشود، ملاحظه میشود. این نوع پوشش میتواند در بزنگاههای بحرانی از شکاف مالی میان اقشار مختلف جلوگیری کند و اجازه ندهد فشار ناشی از یک عامل محیطی، به محرومیت درمانی یا ورشکستگی مالی اقشار کمدرآمد منجر شود.
بیمه آلودگی هوا میتواند با ساختاری مبتنی بر شاخصهای رسمی کیفیت هوا و دادههای سلامت، از شدت بیعدالتی مالی در چنین روزهایی بکاهد و نقش مکملی در کنار سیاستهای مدیریت شهری ایفا کند. نیز باید گفت وقتی آلودگی هوا هر سال سلامت مردم را تهدید میکند، اقتصاد شهر را کند میسازد و جریان طبیعی زندگی اجتماعی را مختل میکند، نبود یک ابزار حمایتی وضوح بیشتری پیدا میکند. پوشش بیمهای ویژه برای آلودگی هوا تلاشی برای پر کردن همین خلأ است که میتواند اثرات محیطی را از سطح تهدید به سطح قابل مدیریت منتقل کند و جامعه را در برابر هزینههای ناگهانی مقاومتر سازد.
غیبت پوشش حمایتی موثر
خط اول مواجهه مردم با آلودگی اغلب با هزینههای مستقیم درمانی آغاز میشود که در روزهای اوج آلودگی بهطور ناگهانی افزایش مییابد و بسیاری از خانوارها را در معرض فشار مالی قرار میدهد. مراجعه به مراکز درمانی در چنین روزهایی بهصورت محسوس بالا میرود چراکه آلودگی هوا بهعنوان یک محرک محیطی قوی، طیف گستردهای از بیماریها و اختلالات بدنی را تشدید میکند. افزایش موارد تنگینفس، حملات آسم، تشدید بیماریهای مزمن تنفسی، اختلالات ریوی و حتی بروز حملات قلبی در همین شرایط مشاهده میشود.
این بالا رفتن ادامهدار مراجعات باعث میشود مراکز درمانی در ساعات شلوغی با کمبود ظرفیت روبهرو شوند و بیماران ناچار باشند برای خدمات فوری، به بخشهای خصوصی با هزینههای سنگینتر مراجعه کنند. گروهی از شهروندان که پوشش بیمه تکمیلی ندارند، بخش اعظم مخارج دارو، معاینات تخصصی، آزمایشهای تکمیلی و سایر هزینههای درمان را از منابع مالی خود تامین میکنند. این وضعیت برای خانوادههایی که درآمد محدودی دارند به مسالهای جدی تبدیل میشود، زیرا هزینههای ناگهانی در روزهای آلوده، بهخصوص اگر چند عضو خانواده دچار علائم شوند، میتواند بودجه ماهانه را مختل کند و آنها را با انتخابهای دشوار روبهرو سازد.
برخی از بیماران در این شرایط ترجیح میدهند درمان را به تعویق بیندازند یا تنها به اقدامات سطحی و غیرکامل پزشکی بسنده کنند که در ظاهر راهی برای مدیریت هزینه بوده اما در عمل میتواند پیامدهای خطرناکتری برای سلامت بلندمدت آنها ایجاد کند. این خلأ حمایتی نشان میدهد که فقدان سازوکار مشخص برای جبران هزینههای درمانی ناشی از آلودگی هوا، شهروندان را در برابر یک پدیده محیطی آسیبپذیر میگذارد.
ضرورت طراحی بیمه آلودگی هوا
آلودگی هوا برخلاف بسیاری از ریسکهای فردی نتیجه رفتار شخصی نیست و منشأ محیطی دارد؛ لذا منطقی است که برای آن پوشش بیمهای طراحی شود تا هزینههای تحمیلی آن بر دوش مردم قرار نگیرد. بیمه آلودگی هوا میتواند بهعنوان ابزاری برای جبران خسارتهای پزشکی عمل کند، بهویژه برای اقشاری همچون سالمندان، کودکان، بیماران قلبی و یا با مشکلات تنفسی مزمن که بیشترین آسیب را از روزهای آلوده میبینند. این پوشش به بیماران اجازه میدهد بدون نگرانی از هزینهها به درمان کامل و بهموقع دسترسی پیدا کنند و مجبور نباشند میان سلامت و توان مالی یکی را انتخاب کنند.
این نوع بیمه میتواند با تعریف بستههای حمایتی براساس شاخصهای آلودگی، مراجعات پزشکی مرتبط و نیازهای واقعی بیماران، نقش موثری در کاهش فشار مالی خانوارها داشته باشد. همچنین میتواند نظام سلامت را از موج مراجعات بدون پوشش بیمهای رها کند و بار هزینهای ناشی از خدمات فوری را منصفانهتر توزیع کند. هنگامیکه آلودگی هوا به بحرانی تبدیل شده که بهطور مستقیم سلامت جمعیت شهری را تحتتاثیر قرار میدهد، وجود یک پوشش بیمهای تخصصی میتواند نوعی آرامش مالی ایجاد کند که به افراد امکان میدهد در شرایط بحرانی بهجای نگرانی برای هزینه، بر سلامت خود تمرکز کنند.
تعطیلی شهر و هزینههای ناخواسته
آلودگی هوا در کنار پیامدهای سلامت که برای جمعیت شهری ایجاد میکند، اختلالهای اقتصادی نیز بهصورت همزمان و بسیار گسترده ایجاد میکند. آلودگی شدید اغلب به تصمیمهای محدودکننده ختم میشود که شامل تعطیلی ادارهها، کاهش ساعت کار، دورکاری، توقف فعالیتهای آموزشی و محدودیت در تردد وسایل نقلیه است.
اینگونه تصمیمها که برای کنترل شرایط اضطراری اتخاذ میشوند، چرخه طبیعی اقتصاد شهر را کُند میکنند و فعالیتهای روزمره صنوف مختلف را از جریان عادی خارج میسازند. هنگامی که شهر در وضعیت ناسالم قرار میگیرد، رفتوآمد شهروندان کاهش مییابد و تقاضا برای بسیاری از خدمات افت میکند.
این افت تقاضا برای صاحبان مشاغل کوچک، اصناف خدماتی و کسبوکارهایی که درآمد آنها بر پایه حضور روزانه مشتری است، به معنای کاهش مستقیم درآمد است. همچنین بخش بزرگی از نیروهای کاری با محدودیت روبهرو میشوند و امکان فعالیت کامل را ندارند. مراکز آموزشی تعطیل میشوند و همین موضوع موجب میشود بسیاری از والدین ناچار به ماندن در خانه شوند و از کار روزانه باز بمانند. کاهش حضور نیروی کار، حتی برای یک یا دو روز، باعث افت بهرهوری و کاهش سرعت ارائه خدمات میشود.
در حوزه حملونقل شهری نیز محدودیتهایی ایجاد میشود که به طور مستقیم بر مشاغلی همانند تاکسیهای اینترنتی و سنتی، پیکهای موتوری و واحدهای توزیع اثر میگذارد. توقف یا کندی کار این گروهها باعث ایجاد زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی میشود که بخشهای دیگر را نیز درگیر میکند. باید عنوان کرد که مشاغل خُرد بیش از سایر گروهها در معرض آسیب قرار دارند. این دسته از کسبوکارها پشتوانه مالی بزرگ یا ذخیره نقدی قابلتوجهی ندارند و هر روز تعطیلی برابر با کاهش درآمدی است که قابلیت جبران ندارد. فروشگاههای کوچک، واحدهای خدماتی محلی، آرایشگاهها، کافهها، رستورانها، کارگاههای تولیدی محدود، آموزشگاههای خصوصی و بسیاری از واحدهای ارائهدهنده خدمات روزانه با خطر کاهش درآمد و حتی ناتوانی در پرداخت هزینههای ثابت روبهرو میشوند.
آلودگی هوا در عمل به عاملی تبدیل میشود که جریان عادی کسبوکار را مختل میکند بدون آنکه صاحبان این مشاغل نقشی در ایجاد یا تشدید آن داشته باشند. با وجود تکرار این وضعیت، صنعت بیمه هنوز پوششی مشخص برای جبران خسارات اقتصادی ناشی از آلودگی هوا ارائه نکرده است. در حالیکه پیامدهای آلودگی بر اقتصاد شهری مشابه خسارات ناشی از برخی رویدادهای محیطی است و حتی شدت اثر آن در بسیاری مواقع بیشتر است، هیچ ابزار جبرانی برای این توقفهای ناگزیر تعریف نشده است. با توجه به اینکه تعطیلیها و محدودیتهای ناشی از آلودگی بهطور منظم تکرار میشود، فقدان چنین پوششی باعث میشود زیانهای مالی تنها توسط کسبوکارها تحمل شود و این گروهها هیچ پشتوانهای برای مدیریت این فشار نداشته باشند. لذا باید تاکید کرد که بیمه آلودگی هوا میتواند نقش مهمی در ایجاد تعادل اقتصادی ایفا کند.
این نوع پوشش میتواند خسارات ناشی از توقف یا کاهش فعالیت کسبوکار را جبران کند که به طور مستقیم از تصمیمهای مدیریتی در روزهای آلوده ناشی میشود. سازوکار این بیمه میتواند براساس شاخص رسمی کیفیت هوا، اعلام عمومی تعطیلی، کاهش ساعت کاری یا محدودیت تردد تعریف شود و به محض وقوع شرایط اضطرار، امکان جبران مالی را فعال کند. چنین ساختاری مشابه الگوهایی است که در بسیاری از کشورها برای پوشش ریسکهای وابسته به وضعیت جوی یا پدیدههای محیطی طراحی شده و بهخوبی توانسته بار مالی رویدادهای بیرونی را از دوش صاحبان مشاغل بردارد.
در صورتی که بیمه آلودگی هوا بهعنوان یک پوشش رسمی وارد بازار بیمه شود، صاحبان مشاغل خُرد و خدماتی میتوانند بدون نگرانی از نوسان درآمد، به فعالیت خود ادامه دهند و برنامه مالی بلندمدتتری داشته باشند. این نوع بیمه علاوه بر حمایت مستقیم از کسبوکار، به بهبود ثبات اقتصادی شهر نیز کمک میکند، زیرا کاهش درآمدهای ناگهانی یکی از عوامل بیثباتکننده در اقتصاد شهری است. همچنین این بیمه میتواند شکاف بزرگی را که در ساختار حمایتی شهر در برابر آلودگی وجود دارد، پر کند و مسوولیت ناشی از یک پدیده محیطی را به شکل منصفانهتری میان جامعه توزیع کند.
ابعاد اجتماعی آلودگی هوا نیز جای انکار ندارد و در کنار آثار سلامت و زیانهای اقتصادی، پیامدهایی ایجاد میکند که بر کیفیت زندگی اجتماعی و رفتار شغلی اثر میگذارد. آلودگی هوا تنها یک تجربه ناخوشایند در سطح شهر نیست و این پدیده به شکلی گسترده توان بدنی و ذهنی افراد را کاهش میدهد و موجب میشود نیروی کار نتواند با ریتم عادی خود فعالیت کند.
کاهش تمرکز، سردرد، سرفههای خشک، التهاب مجاری تنفسی و احساس خستگی مداوم از جمله علائمی هستند که در روزهای آلوده به شکل فراگیر در میان کارکنان دیده میشود. همین علائم حتی اگر خفیف باشند، میتوانند بازده کاری را پایین بیاورند و سرعت انجام وظایف را کم کنند. وقتی نیروی کار دچار ضعف یا ناتوانی نسبی در عملکرد میشود، کیفیت خروجی کار افت میکند و در برخی موارد خطاهای شغلی افزایش مییابد. حتی این وضعیت میتواند به افزایش غیبت شغلی منجر میشود. کارکنانی که توان حضور در محل کار را ندارند یا در صورت حضور بهرهوری لازم را ندارند، ناچار میشوند مرخصی بگیرند یا فعالیت را زودتر از موعد ترک کنند.
در برخی مشاغل نیز کارفرما، برای حفظ سلامت کارکنان، ناچار به کاهش ساعات کار یا اجازه دورکاری میشود. این موضوع برای محیطهایی که به حضور مستقیم کارگر یا کارمند وابستهاند، خسارت بیشتری به بار میآورد. بخش خدمات، تولیدیهای کوچک، مراکز آموزشی خصوصی و مشاغلی که فعالیت آنها بر ارتباط نزدیک با مشتری است، با این اختلالها بیشتر درگیر میشوند. از آن سو، هزینههایی که بر دوش کارفرما قرار میگیرد محدود به کاهش بهرهوری نیست. کارفرما باید با افت کیفیت عملکرد کارکنان، افزایش نیاز به استراحت، مراجعههای ناگهانی به مراکز درمانی و جبران فعالیتهایی که نیمهتمام ماندهاند کنار بیاید.
زمانی که تعداد بیشتری از کارکنان به دلیل علائم ناشی از آلودگی هوا از چرخه کار خارج میشوند، بار کاری روی دوش افراد باقیمانده سنگینتر میشود و همین فشار اضافی میتواند پایداری فرآیند کاری را مختل کند. این وضعیت در طولانیمدت، پیامدهای روانی مانند اضطراب، خستگی و نارضایتی شغلی را افزایش میدهد و محیط کار را فرسودهتر میکند. لذا بیمه آلودگی هوا میتواند به کارفرما کمک کند تا در برابر این اختلالهای غیرقابل پیشبینی، سازوکار حمایتی در اختیار داشته باشد. این نوع بیمه میتواند پوششهایی ارائه دهد که در روزهای ناسالم، جبران نیروی کار غایب، کاهش تولید یا افت خدمات را ممکن کند. کارفرما همچنین میتواند از این بیمه برای فراهم کردن خدمات درمانی اولیه، معاینات تنفسی یا حمایتهای پزشکی فوری برای کارکنان خود بهره بگیرد.
این اقدام علاوه بر جبران هزینه، پیامد اجتماعی مهمتری نیز دارد که به افزایش احساس امنیت و حمایت در میان کارکنان تعبیر میشود. هنگامیکه کارمند بداند کارفرما برای روزهای آلوده سازوکاری حمایتی دارد، از فشار روانی و مالی او کاسته میشود و اعتماد بیشتری به محیط کار پیدا میکند. نیروی کار سالم و باانگیزه، نتیجه مستقیم وجود یک پشتوانه حمایتی است. کارفرمایان وقتی از بیمه آلودگی هوا بهرهمند باشند، میتوانند سیاستهای کاری انعطافپذیرتری طراحی کنند، تصمیمهای مناسبتری در روزهای بحرانی بگیرند و کیفیت خدمات یا تولید را بهتر حفظ کنند.
همچنین با کاهش غیبتهای غیرقابل پیشبینی، برنامهریزی منابع انسانی نظم بیشتری پیدا میکند و اختلالهای ناگهانی کمتر میشود. باید گفت که آلودگی هوا تنها سلامت فردی را هدف قرار نمیدهد؛ این پدیده ساختار اجتماعی و روابط شغلی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. پوشش بیمهای مناسب میتواند بار این آسیب را کاهش دهد و از ایجاد حلقههای فرساینده در محیطهای کار جلوگیری کند.
یکی از لایههای پنهان آسیبپذیری در برابر آلودگی هوا موضوع نابرابری مالی است که در بسیاری از تحلیلها نادیده میماند اما در واقعیت، بیشترین اثر را بر زندگی روزمره افراد میگذارد. خانوادههایی که توان اقتصادی محدود دارند اغلب در مناطقی زندگی میکنند که کیفیت هوا پایینتر است و ترافیک و منابع آلاینده در آنها تراکم بیشتری دارد. این گروه در برابر ذرات معلق و آلایندههای گازی، آسیبپذیری بالاتری نشان میدهد و پیامدهای جسمی و روانی آلودگی با شدت بیشتری در آنها بروز پیدا میکند، پس کوچکترین هزینه درمانی میتواند به یک فشار جدی تبدیل شود.
مراجعه به پزشک، خرید داروها، تهیه دستگاههای تهویه یا تصفیهکننده، گرفتن مرخصی بدون حقوق و حتی جابهجایی فرزندان به فضایی سالمتر به هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تبدیل میشود که برای بسیاری از افراد قابل مدیریت نیست. نبود پشتوانه مالی قابل اتکا سبب میشود این گروه ناچار به تحمل علائم بیماری یا قطع درمان شوند و این موضوع خود به چرخهای از تشدید بیماری و افزایش هزینههای آتی میانجامد. لذا وجود یک بیمه اختصاصی میتواند نقش عامل کاهشدهنده فشار مالی را ایفا کند. این نوع پوشش در صورت طراحی مناسب، امکان دسترسی همگانیتر به خدمات پزشکی را فراهم میکند و از تبدیل هزینههای درمانی به محرکی برای فقر جلوگیری میکند.
علاوه بر این میتواند به خانوادههایی که در معرض خطرهای بیشتر قرار دارند کمک کند تا در روزهای آلوده امکان استفاده از خدمات جایگزین، مشاوره پزشکی، حمایتهای غیرحضوری و پوشش هزینههای ناشی از غیبت شغلی را داشته باشند. این نگاه هم به بهبود سلامت همگانی کمک میکند و هم از گسترش نابرابری جلوگیری میکند. وجود این سازوکار حمایتی شرایطی را ایجاد میکند که در آن همه شهروندان صرفنظر از سطح درآمد، توان ایستادگی در برابر پیامدهای آلودگی را داشته باشند. چنین بیمهای میتواند به عنوان یکی از ابزارهای تقویت عدالت اجتماعی عمل کند و نشان دهد که حمایت در برابر بحرانهای محیطی باید برای همه در دسترس باشد.
همچنین باید اشاره کرد که شرکتهای بیمه گر افزون بر نقش اقتصادی در مدیریت ریسک و جبران خسارت، جایگاه اجتماعی مهمی نیز دارند که بر نحوه تعامل آنان با جامعه و مسوولیتی که در قبال رفاه عمومی احساس میکنند اثر میگذارد. مسوولیت اجتماعی بیمهگر در حد فرایندهای مالی نیست و به پرداخت خسارت خلاصه نمیشود، بلکه تصویری گستردهتر از تعهد نسبت به بهبود کیفیت زندگی شهروندان را بازتاب میدهد. مسوولیت اجتماعی بیمه گران در مساله مهم آلودگی هوا با شدت بیشتری معنا پیدا میکند.
بیمهگر میتواند در برنامههایی مشارکت کند که هدف آنها کاهش منابع آلاینده و بهبود کیفیت محیط شهری است. این مشارکت علاوه بر جنبه حمایتی، بُعد پیشگیرانه نیز ایجاد میکند، زیرا هر میزان کاهش آلودگی، هزینههای درمانی و خسارتهای اقتصادی مرتبط را پایین میآورد و به پایداری بازار بیمه کمک میکند. حمایت از طرحهای آگاهیبخشی برای سلامت هوا نیز بخشی دیگر از این مسوولیت است.
آموزش مردم درباره چگونگی محافظت از خود، نحوه کاهش مواجهه با آلایندهها و توصیههای رفتاری برای روزهای آلوده، نقش مهمی در کاهش خسارتهای آینده دارد و هم به نفع مردم و هم صنعت بیمه خواهدبود. شفافسازی دادههای خسارت مرتبط با بیماریهای ناشی از آلودگی یا تعطیلیهای شهری نیز ارزش اجتماعی قابلتوجهی ایجاد میکند. مردم و نهادهای تصمیمگیر، با دسترسی به اطلاعات روشنتر، بهتر میتوانند میزان خطر و شدت پیامدها را درک کنند و این امر به بهبود سیاستگذاری و مدیریت ریسک شهری میانجامد. در این بین طراحی محصولات حمایتی ویژه اقشار کمدرآمد یا گروههای آسیبپذیر یکی از بارزترین مظاهر مسوولیت اجتماعی بیمهگر است.
بیمه آلودگی هوا میتواند به عنوان پیوندی میان تعهد اجتماعی و یک محصول کاربردی عمل کند که هم از افراد در روزهای بحرانی حمایت میکند و هم با افزایش آگاهی همگانی درباره خطرات آلودگی و اثرات آن، سطح آمادگی جامعه را بالا میبرد. این محصول بیمهای پلی است میان کارکرد اقتصادی بیمه و مسوولیتی که نسبت به جامعه بر دوش دارد که نشان میدهد بیمهگری میتواند در کنار سودآوری به بهبود کیفیت زندگی اجتماعی نیز کمک کند.
چرا بدون دادههای دقیق، طراحی این بیمه ممکن نیست؟
لازم به ذکر است توسعه بیمه آلودگی هوا به همکاری گسترده میان بخشی از نهادهای تخصصی نیاز دارد که با مشارکت سازمانهای شهری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بیمههای پایه، بیمههای تکمیلی، دانشگاهها، مراکز پژوهشی فعال در حوزه محیطزیست و مجموعههای مرتبط با دادهکاوی امکانپذیر میشود. طراحی این محصول بدون پشتوانه دادههای دقیق، بهینه و مستند ممکن نیست چرا که هر بخش از این بیمه بر پایه اطلاعاتی شکل میگیرد که باید از منابع معتبر جمعآوری و پردازش شود.
نخستین دسته دادهها به حوزه سلامت مربوط است که میتوان به تعداد مراجعات به مراکز درمانی در دورههای آلودگی، روند افزایش بیماریهای تنفسی، سن و وضعیت جسمی بیماران، الگوهای مراجعه، نیاز به خدمات اورژانس و ریسکهای تشدید یافته در گروههای حساس اشاره کرد. این دادهها به بیمهگر کمک میکند الگوی دقیقی از میزان خسارت درمانی احتمالی تدوین کند و بداند کدام بخش جامعه در دورههای آلودگی آسیبپذیری بیشتری دارد. وزارت بهداشت و بیمارستانها در این زمینه نقش اساسی دارند چرا که به حجم گسترده و ثبتشده اطلاعات پزشکی دسترسی دارند و میتوانند مسیر بیمسنجی را برای بیمهگر روشن کنند.
دسته دوم دادهها به کیفیت هوا و شاخصهای محیطی مربوط است. مراکز پایش هوا، سازمانهای تخصصی و پژوهشی که کیفیت هوا را در نقاط مختلف ثبت میکنند، منبع اصلی اطلاعات برای تعیین شدت، مدت و گستره آلودگی هستند. این دادهها مشخص میکند کدام مناطق شهر در معرض آلودگی پایدار قرار میگیرند، چه روزهایی بیشترین آسیب را به مردم وارد میکنند و الگوی زمانی آلودگی چگونه است و در واقع باید گفت که الگوسازی خسارت نیاز جدی به رفتارکاوی آلودگی در شهر دارد. دسته سوم به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مرتبط است. در هر موج آلودگی، تعطیلی، کاهش ساعت کار، اختلال در رفتوآمد، بسته شدن مدارس، کاهش فعالیت واحدهای خدماتی و کاهش تقاضا در بازار اتفاق میافتد.
برای محصول بیمه آلودگی هوا دانستن آمار دقیق این اختلالات ضروری است. شهرداریها، اتاقهای بازرگانی، اتحادیههای صنفی و حتی شرکتهای فناوری حملونقل عمومی مجموعههایی هستند که اطلاعات مهمی درباره میزان توقف فعالیتها و آثار اقتصادی آن در اختیار دارند. شرکتهای بیمه گر با اتکا بر این حجم داده میتوانند محصولی طراحی کنند که هم از نظر قیمتگذاری قابل اعتماد بوده و هم از نظر کارکرد، پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه باشد. هر چه کیفیت دادهها دقیقتر باشد، ساختار بیمه قابل اتکاتر و مدل قیمتگذاری شفافتر خواهد شد. نبود این دادهها محصول را از دقت خارج میکند و به فاصله میان خسارت واقعی و خسارت قابل پرداخت میانجامد.
در جامعهای که هر سال با موجهای متعدد آلودگی روبهرو میشود و هزینههای درمانی، افت بازده کسبوکار، تعطیلیهای شهری و فشار اقتصادی به شکل مستقیم بر زندگی مردم اثر میگذارد، بیمه آلودگی هوا یک پیشنهاد لوکس یا غیرضروری نیست. آلودگی هوا رویداد مقطعی نیست و تبدیل به چالشی شده است که سلامت همگانی، اقتصاد شهری و رفاه اجتماعی را تهدید میکند و هر بار هزینههای سنگینی بر خانوارها تحمیل میکند. بیمه آلودگی هوا میتواند نقطه اتصال میان سلامت، اقتصاد و تعهد اجتماعی باشد که نقش آن تنها در پرداخت خسارت خلاصه نمیشود و ابعاد گستردهتر دارد.
با وجود این بیمه امنیت مالی شهروندان در روزهای بحرانی افزایش مییابد، امکان دسترسی گروههای کمدرآمد به خدمات درمانی تقویت میشود، فشار ناشی از تعطیلیها بر کسبوکارهای کوچک کاهش یافته و مسیر مدیریت بحران برای نهادهای شهری روشنتر میشود. این سپر حمایتی میتواند نخستین گام در جهت تبدیل مدیریت آلودگی از یک رویکرد هشدارمحور به یک رویکرد حمایتی و مالی باشد که به سلامت همگانی و ثبات اجتماعی کمک میکند.