رابطه فولادسازان و بورس فلزات به روایت مدیرعامل ذوبآهن
کارخانهها نمیتوانند خردهفروشی کنند
بهرام سبحانی فارغ التحصیل مهندسی مکانیک از اوکلاهامای (OU) آمریکا است و در سال ۱۳۶۲ از پالایشگاه نفت آبادان وارد عرصه فولادسازی و شرکت فولاد مبارکه اصفهان شد. او از سال ۱۳۸۱ به شرکت ذوبآهن اصفهان آمده است. سبحانی، مجری طرح و مدیرعامل فولاد خراسان (متعلق به ذوبآهن) و پس از آن تا ۲۴ دیماه ۱۳۸۴ قائممقام مدیرعامل ذوبآهن بوده که از ۱۵دیماه با تودیع مسعود ابکاء به عنوان مدیرعامل شرکت ذوبآهن اصفهان از سوی رییس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی انتخاب شده است.
بازار فولاد و آهن را چگونه ارزیابی میکنید؟
طی سالهای گذشته همواره شاهد افزایش تولید و مصرف آهن بوده ایم و هیچوقت مصرف این فلز با کاهش مواجه نبوده است و این مساله نشان میدهد که جوامع دنیا همراه با پیشرفت و سیر توسعهای خود همچنان به آهن نیاز دارند.
باید بگویم که آهن، از بازار گرمی برخوردار است و رقمهای تولید عددهای بالا و سنگینی است بهطوریکه سال گذشته یکمیلیارد و ۱۶۰میلیون تن فولاد در جهان تولید شد و امسال پیشبینی میشود که تولید فولاد از مرز یکمیلیارد و ۲۰۰هزار تن بگذرد، یعنی همواره منحنی تولیدات آهن و فولاد یک سیر صعودی را طی میکند. من چشمانداز روشنی در وضع فولاد متصورم.
جایگاه فولاد ایران در جهان کجا است؟
متاسفانه فولاد ما به لحاظ کمی در دنیا و بین تولیدکنندگان جایگاهی حول و حوش رتبه ۱۶ تا ۲۰ دارد و باید بگویم که دلیل نزدیکی، افزایش ظرفیت نیست بلکه گاها جوینت شدنها سبب صعود ما میشود، مثلا زمانی پنج نفر اول جدول با هم ادغام میشوند و ما پنج پله صعود میکنیم.هماکنون و به لحاظ کمی یکدرصد فولاد جهان را ایران تولید میکند در حالی که حق ما خیلی بیشتر از این بوده است، چرا که معادن غنی سنگآهن و ذغالسنگ داریم و میتوانستیم از جایگاه بالاتر و بهتری برخوردار باشیم که امیدواریم با برنامه جدید به جایگاه واقعی خودمان در دنیا برسیم.
رابطه فولادسازان را با بورس فلزات چگونه ارزیابی می کنید؟
بورس یک بازار معامله و عرضه کالا است همانطوری که هرکسی جنسی دارد آن را برای عرضه به بازار مربوط خودش میبرد، بورسفلزات هم محلی برای عرضه کالا است و قیمت کالا در آن بازار، از سوی خریدار و براساس نیاز، عرضه و تقاضا تعیین میشود و محصولات قیمتگذاری میشود. هماکنون بورس به عنوان محلی که خریدار را به تولیدکننده وصل میکند مشغول ایفای نقش است. بنابراین فولادسازان بورس را به عنوان محلی برای عرضه کالای خود می دانند و خریداران آن را محلی برای تامین کالای خود میبینند. وقتی صحبت از خریدار میشود ممکن است که مصرفکننده جزء نباشد، چرا که فولاد به دلیل تناژ سنگین نمیتواند خرده فروشی کند و به طور حتم یک شبکه توزیع بین خریدار، بورس و مصرفکننده نهایی باید باشد که همان عوامل توزیع هستند.
آیا فعالیت بورس فلزات را در دوره زمانی خودش موفق میدانید؟
بورسفلزات یک هدفی داشت که در راستای هدفش موفق بوده است. البته ممکن است که یکسری ایرادات جزئی در گردش کار بورس بوده باشد اما با توجه به اینکه قبل از راهاندازی بورسفلزات قیمتها را وزارت بازرگانی تعیین میکرد و قیمتها نسبت به قیمت بازار فوقالعاده پایین بود، یعنی اختلاف قیمت فروش کارخانه و بازار بیش از اختلاف قیمت کالایی بود که فروخته میشود، هدف این بود که بورس ایجاد شود تا کارخانهها بتوانند اجناس خود را به قیمت واقعی بفروشند و خریدار هم به قیمت واقعی جنس موردنظر را خریداری کند، با توجه به این هدف ما شاهد شفافسازی و قیمتگذاری مناسب محصولات در بازار بورس بودهایم. تا یکی دوماه پیش که بحران آهن شدید نشده بود قیمتهای کف بازار و قیمت بورس از یکدیگر تبعیت میکردند که روند قیمتها هم منطقی بود. همچنین در عرض سهسال فعالیت کار بورس، چنانچه منحنی قیمتها را ببینید، قیمتی که ما به عنوان تولیدکننده به بورس عرضه می کردیم و قیمتی که خریدار کالای خود را از بورس خریداری می کرد با یک حاشیه سود منطقی به بازار عرضه میشد که در این بخش بورس کاملا موفق بوده است.
مهمترین خبر شرکت ذوبآهن اصفهان چیست؟
راهاندازی طرح توازن ذوبآهن هنوز هم مادر صنعت کشور است. نه فقط مادر صنعت فولاد، چرا که میبینیم هر واحد فولادی که هر جای کشور ساخته شده است عصاره، استخوانبندی و ساختار مدیریتی و افراد کلیدی آن واحد کسانی هستند که دورهای را در ذوبآهن اصفهان بودهاند و به نوعی از شرکت ذوبآهن اصفهان برای احداث و راهاندازی کارخانههای جدید ایده گرفتند.
این ایده گرفتنها فقط در بخش فولاد نبوده است، بلکه حتی افراد کلیدی کارخانههای بزرگ صنعتی هم به نوعی دورهای را در ذوبآهن فعالیت کردهاند، یعنی اینکه ذوبآهن اصفهان در صنعتی کردن کشور نقش والایی داشته است و اولین صنعت بزرگ کشور میباشد که در داخل پایهگذاری، ساخته و راهاندازی شده است.
امروز هم همچنان به لحاظ تولید نه به لحاظ صرفا کمی، بلکه به لحاظ ماهیت تولید، ذوبآهن منحصر به فرد است و بزرگترین تولیدکننده تیرآهن در تمام منطقه است بهطوریکه چنانچه هماکنون تقاضای تیرآهن در بازار افزایش یابد، تنها کالایی است که نمیتوان با واردات مشکلش را حل کرد و همین موضوع موجب افزایش قیمتها و ایجاد بازار سیاه می شود.
ذوبآهن اصفهان، از نظر نوع فرآیند تولید که کوره بلند است، ذغالسنگ مصرف میکند و تنها جای مصرف ذغالسنگ معادن موجود در اقصی نقاط کشور مانند شاهرود، زیراب طبس، یزد و کرمان ذوبآهن است، سنگ آهن مورد نیاز این شرکت هم از غربیترین نقاط کشور «همدان» و شرقیترین منطقه «خواف در جنوب خراسان» و دیگر مناطق همچون «بافق» و «سیرجان» تامین میشود که همگی نشان از نقش بزرگ این شرکت در ایجاد اشتغال و توسعه صنایع کشور دارد.
فولادسازی برای مدیرانش هم وابستگی کاری به وجود میآورد؟
این خصلت آدمیزاد است که هر جایی کاری میکند یک تعصب و عرق صنفی به کارش پیدا میکند، فولاد هم به دلیل اینکه یک مقدار تخصصیتر است، طبیعتا وقتی مدیران فولادسازی از واحدهای مربوطه جدا شوند، آخرش هم دوباره در زمینه فولاد فعالیت میکنند. چه مستقیم و یا غیرمستقیم. کمتر مدیر فولادی می بینید که وقتی از واحدهای فولادسازی بیرون رفت، به کار غیرفولادی بپردازد و یا در تجارت فولاد و یا در طراحی و ساخت ماشینآلات فولاد حضور دارد، باید بگویم که فولاد وابستگیهای جدایی ناپذیری دارد.
مدیران قبلی ذوبآهن (۹ مدیر پس از انقلاب)، آیا هنوز هم با ذوبآهن ارتباط دارند؟
به غیر از دو مدیری که فوت کردهاند و مدیران قبل از انقلاب، تمام مدیران قبلی این شرکت هنوز هم به نوعی درگیر فعالیتهای فولادی هستند و بعضا هم دارای شرکت مهندسی و یا پیمانکار ذوبآهن هستند.
به نظر شما، در فولاد ایران هم مافیا وجود دارد؟ این مافیا در بخش دولتی است یا در بازار؟
اصلا من نمیدانم مافیا چیست. یکگونه میشناختم که در جنوب ایتالیا یعنی سیسیل و ساردینیا بودند، غیر از آن شناختی ندارم، یک روز میگویند مافیای نفت، یک روز خودرو و حالا هم فولاد، من نمیدانم مافیا یعنی چه! ذوبآهن اصفهان هرچه تولید کرده به بورس عرضه میکند و یک عدهای هم میخرند که یک نفر هم نیست، بلکه عده زیادی خریدار محصولات ما هستند، اینکه منظور از مافیا چیست، چه کسی است و چطوری درست میشود، باز هم میگویم من نمیدانم.
آیا پیشنهاد خرید شرکت ذوبآهن از سوی شرکتهای خارجی ارائه شده یا خیر؟
چنین پیشنهادی نداشتیم. اما در داخل کشور کسانی هستند که این شرکت را بخرند.
نگرانیهای امروز شما چیست؟
شاید یکی از بزرگترین دلمشغولیهای من تامین منابع مالی برای راهاندازی طرح توازن شرکت ذوبآهن است، تا این طرح را به تولید برسانیم چرا که سرنوشت ذوبآهن با راهاندازی طرح توازن از نظر اقتصادی متحول میشود. چراکه بیش از ۴۰درصد به ظرفیت فعلی شرکت اضافه میشود بدون اینکه نیاز به گسترش و توسعه زیربناها باشد و هزینههای ثابت آن سرشکن میشود و به جای تولید سالانه ۲/۲میلیون تن فولاد به ۵/۳میلیون تن تولید میرسیم که تبدیل شدن ذوبآهن به یک مجموعه بزرگ اقتصادی را نوید میدهد.