پرتفوی بهینه (The Optimal Portfolio)
مثلا اگر قصد شما سرمایهگذاری در بورس است همه پولتان را به خرید یک سهم اختصاص دهید و راه دوم و منطقیتر از نظر بسیاری از مردم این است که پول خودتان را پخش کرده و در چند مورد سرمایهگذاری کنید. در صورت انتخاب حالت دوم شما پرتفوی تشکیل دادهاید و اگر سرمایهگذاری شما در کل در بورس باشد، پرتفوی شما به مثابه سبدی است که چند نوع سهم را به تعداد مختلف از هر سهم در درون این سبد انداختهاید، به جای اینکه فقط از یک پر شود. اما سوال این است، چرا بسیاری از مردم راهحل تشکیل پرتفوی یا سبدی از سرمایهگذاریها را منطقیتر از سرمایهگذاری در یک مورد میدانند؟
دلیل اصلی عدم اطمینان نسبت به آینده و کاهش ریسک سرمایهگذاریهایشان است. درک این مطلب هیچ نیازی به تحصیلات دانشگاهی ندارد که تنوع در سرمایهگذاری باعث کاهش ریسک میشود، هر چند که «هریمارکوویتز» این مطلب را از طریق محاسبات ریاضی اثبات کرد.
حال که به نتیجه تشکیل پرتفوی رسیدیم، باید بدانیم انواع مختلفی از سبدهای اوراق بهادار را میتوان از بازارهای مالی انتخاب کرد. هر سبد دارای ویژگیهای خاصی از ریسک و بازدهی مخصوص به خود خواهد بود. اما در میان همه این سبدها یک سبد عالی و بهینه برای هر سرمایهگذار (با توجه به ریسک و بازدهی موردنظر) وجود دارد. مثلا از میان دو پرتفوی الف و ب که ریسک یکسانی دارند، حتما پرتفویی بهینهتر است که بازدهی بالاتری داشته باشد و از میان دو پرتفوی ج و د که بازدهی یکسانی دارند حتما پرتفویی بهینهتر است که ریسک کمتری داشته باشد و سرمایهگذاران به دنبال آن سبد یا پرتفوی بهینه هستند.
یک پرتفوی بهینه از نظر ریسک، در جایی در اواسط نمودار قرار دارد، چرا که با حرکت از اواسط منحنی به سمت راست و بالا، میزان ریسکی که تحمل میکنیم بسیار بیشتر از میزان بازدهی است که به دست میآوریم. از طرف دیگر پرتفوهایی که ریسک کمی دارند و در حرکت به سمت چپ نمودار به دست میآیند، بازدهی کمی هم دارند و بحث در مورد آن هم بیفایده است، چرا که دیگر جای تشکیل پرتفوی نیست، میتوانیم همه پول را در اوراق بهادار کمریسکی مثل اوراق قرضه دولتی سرمایهگذاری کنیم. فضای بالای منحنی قابل دسترس نیست، چرا که مبلغ سرمایهگذاری ما اجازه نمیدهد و نقاط زیر منحنی را انتخاب نمیکنیم، چون به ازای هر نقطهای که زیر منحنی در نظر گرفته میشود، نکته بالاتر از آن روی نمودار که قابل دسترس هم است، در شرایط برابر از بازدهی بالاتری با تحمل ریسک مشابه برخوردار است. پرتفوی بهینه اصطلاحی است که در سایه تئوری «مدرن پرتفوی» مطرح شده است.
فرض اساسی بر این مبنا است که سرمایهگذاران به دنبال کسب بیشترین بازدهی با تحمل کمترین ریسک هستند، این فرض همان فرض رفتار عقلایی سرمایهگذاران را تداعی میکند، یعنی همه بحثهای ما وقتی مورد پیدا میکند که به موضوعات از دیدگاه افراد عاقل نگاه کنیم تا بتوانیم رفتار آنها را پیشبینی کنیم. حتما هر فرد عاقلی در سطح قابلقبولی از ریسک پذیرفته شده میخواهد که بالاترین بازدهی را به دست آورد. بحث «پرتفوی بهینه» توسط هریمارکوویتز مطرح شد. او میگوید: شما اول میزان ریسک و بازدهی موردنظر خودتان را مشخص کنید، بعد میتوانید نقطهای را از روی مرز کارا انتخاب کنید. با انتخاب پرتفوی موردنظر خود از روی مرز کارا پرتفویی را انتخاب کردهاید که با توجه به ریسکهای تحملشده بیشترین بازدهی ممکن را میدهد، خوب! برای یک سرمایهگذار چه چیزی بهتر از این.
محاسبات مربوط به انتخاب پرتفوی بهینه چیزی نیست که شما بتوانید آن را به صورت ذهنی انجام دهید. برنامههای کامپیوتری خاصی وجود دارند که با تخمین صدها (و حتی هزارها) بازدهی مورد انتظار مختلف برای سطح معینی از ریسک این کار را به سهولت انجام میدهند.
* ناظر بورس منطقهای آذربایجان شرقی
khanzadeh.blogfa.com