3 copy

علی عبدالمحمدی:   شاخص کل بورس تهران در ماه‌های گذشته چندین بار تا حوالی قله تاریخی خود پیشروی کرده؛ اما هر بار در چند قدمی فتح این مرز روانی با موج تازه‌ای از عرضه و عقب‌نشینی مواجه شده است. یا این که قله را فتح کرده و کمی پیشروی کرده و مجددا با افت همراه شده است. آنچه در نگاه اول یک رفتار طبیعی بازار به‌نظر می‌رسد، در واقع ترکیبی از نیروهای تکنیکال، ذهنی، روانی و ساختاری است که در نقطه اوج به‌صورت همزمان فعال می‌شوند و توان صعود را محدود می‌کنند. در ادامه، سه لایه اصلی این پدیده بررسی می‌شود.

افزایش عرضه در سقف‌های تاریخی

یکی از نخستین عواملی که عقب‌نشینی شاخص در نزدیکی قله را توضیح می‌دهد، ویژگی ذاتی سقف‌های تاریخی در بازارهای مالی است. در این نقاط، رفتار عرضه کاملا متفاوت از سایر مقاطع نمود پیدا می‌کند. قله‌های تاریخی، تنها یک مقاومت تکنیکال ساده نیست، بلکه نقطه‌ای است که برای بسیاری از معامله‌گران، خاطره‌ای مشترک از توقف‌های قبلی بازار ساخته و همین سابقه رفتاری باعث می‌شود حجم قابل‌توجهی از سفارش‌های فروش در آن پنهان شود. 

در ماه‌های گذشته، هر بار که شاخص کل به قله نزدیک شده، مومنتوم بازار کاهش یافته و نشانه‌های ضعف در شاخص‌های قدرت خریدار مشاهده شده است. همین موضوع باعث می‌شود معامله‌گران تکنیکال، که بخش مهمی از جریان معاملاتی روزانه را تشکیل می‌دهند، در محدوده مقاومت به ‌جای ادامه خرید، به سمت شناسایی سود بروند. از سوی دیگر، حقوقی‌ها و صندوق‌های بزرگ نیز معمولا در همین نواحی اقدام به سبک ‌کردن پرتفوی می‌کنند. این رفتار نه از سر بی‌اعتمادی به بازار، بلکه برای مدیریت ریسک و تثبیت بازدهی تحقق‌نیافته است. ترکیب این دو رفتار، عرضه‌ها را در لحظات نزدیک به قله افزایش می‌دهد و مسیر صعود را دشوار می‌کند. اما عامل مهم‌تر در این محدوده، انباشت فشار فروشی است که طی ماه‌ها و سال‌ها در همان سطح شکل گرفته است. بسیاری از افرادی که در دوره‌های قبل و در نزدیکی همین مقاومت وارد شده‌اند، اکنون با رسیدن مجدد شاخص به آن نقطه، ترجیح می‌دهند از بازار خارج شوند تا بار دیگر تجربه زیان‌های گذشته تکرار نشود. به این ترتیب، سقف تاریخی از یک عدد تکنیکال فراتر می‌رود و به نقطه‌ای تبدیل می‌شود که در آن، فشار روانی معامله‌گران هم‌زمان با فشار عرضه فعال می‌شود.

اقتصاد احساسات چگونه عمل می‌کند؟

دومین لایه اثرگذار، رفتار روانی و ذهنی فعالان بازار است؛ جایی که اقتصاد احساسات نقش اصلی را ایفا می‌کند. نزدیک‌شدن شاخص به قله تاریخی، برای بسیاری از معامله‌گران یادآور ریزش‌هایی است که پس از برخورد با همین محدوده رخ داده است. بنابراین، حتی بدون مشاهده علائم تکنیکال، ذهنیت غالب این است که بازار احتمالا دوباره برمی‌گردد. این ذهنیت به‌سرعت رفتار جمعی را شکل می‌دهد. ترس از دست‌دادن سود، یکی از قدرتمندترین محرک‌های رفتاری در چنین شرایطی است. 

در مسیر صعود، بسیاری از معامله‌گران خرد که با امید به ادامه روند وارد شده‌اند، به محض دیدن اولین نشانه‌های ضعف، تمایل پیدا می‌کنند سود محدود خود را تثبیت کنند. این رفتار زنجیره‌ای، به‌ ویژه در بازارهایی مانند بورس تهران که وزن سهامداران خرد بالا است، می‌تواند در عرض چند ساعت صف فروش ایجاد کند و یک روند کاملا صعودی را متوقف سازد. از سوی دیگر، رفتار جمعی در بازارهای مالی قدرتی فراتر از تحلیل‌ها دارد. معامله‌گران به ‌صورت مداوم رفتار حقوقی‌ها، صندوق‌ها و بازیگران بزرگ را پایش می‌کنند. کافی است چند نماد بزرگ بازار با فشار فروش حقوقی‌ها مواجه شود تا این برداشت ایجاد شود که بزرگان بازار دیگر تمایل به صعود ندارند و همین برداشت به موجی از فروش توسط معامله‌گران خرد منتهی شود. به ‌عبارت دیگر، در نقطه قله، وزن تصمیم‌های احساسی و تقلیدی بیش از وزن تحلیل‌های بنیادی یا تکنیکال می‌شود. 

در کنار این موارد، حافظه تاریخی بازار نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. شاخص کل طی سال‌های گذشته چندین بار در همین محدوده با اصلاح مواجه شده و همین تکرار باعث شده این سطح به ‌نوعی به محدودیت ذهنی فعالان بازار تبدیل شود. بنابراین، صرف رسیدن شاخص به این ناحیه، بسیاری از معامله‌گران را در حالت آماده‌باش قرار می‌دهد؛ حالتی که در آن، انتظار اصلاح به‌خودی‌خود موجب شکل‌گیری اصلاح می‌شود.

کمبود نقدینگی تازه

سومین لایه اثرگذار بر افزایش عرضه در نزدیکی قله، ویژگی‌های ساختاری بازار و رفتار نقدینگی است. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بازار در ماه‌های اخیر، کاهش محسوس ورود پول تازه به سهام بوده است. بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاران خرد ترجیح داده‌اند منابع خود را به صندوق‌های درآمد ثابت و طلا منتقل کنند؛ جایی که ریسک کمتر است و بازدهی در کوتاه‌مدت قابل پیش‌بینی‌تر است. این جابه‌جایی منابع باعث شده قدرت خرید لازم برای جذب حجم سنگین عرضه‌ها در نقطه مقاومت وجود نداشته باشد. 

بازارهایی که با نقدینگی محدود حرکت می‌کنند، معمولا در مسیر صعودی با سرعت بالا رشد می‌کنند اما در نواحی نزدیک به مقاومت، با کوچک‌ترین شوک دچار عقب‌نشینی می‌شوند. دلیل آن روشن است: بخش عمده‌ای از خریداران بالقوه، قبلا در سطوح پایین‌تر وارد شده‌اند و اکنون توان یا تمایل ورود مجدد ندارند. به همین دلیل، موج عرضه‌ای که در نزدیکی قله شکل می‌گیرد، با تقاضای کافی مواجه نمی‌شود و همین موضوع کاهش قیمت و افت شاخص را رقم می‌زند. در کنار این مساله، ابهامات موجود در متغیرهای کلان اقتصادی نیز نقش مهمی در افزایش عرضه‌ها دارد. 

در ماه‌های اخیر، نگرانی‌هایی درباره بودجه سال آینده، روند نرخ ارز، سیاست‌های نرخ بهره و حتی چشم‌انداز سودآوری برخی صنایع مطرح بوده است. این ابهامات به ‌طور معمول در محدوده‌های اوج بیش از سایر مقاطع بر ذهن فعالان بازار اثر می‌گذارد و میل به ریسک‌پذیری را کاهش می‌دهد. در چنین محیطی، حتی یک خبر مبهم نیز کافی است تا معامله‌گران ترجیح دهند از بازار خارج شوند و نقد شوند. همچنین نباید نقش چرخه‌های پرتفویی صندوق‌ها و نهادهای مالی را نادیده گرفت. بسیاری از این نهادها در پایان ماه یا فصل، نیاز به بازبینی ترکیب دارایی‌های خود دارند و در صورت همزمانی این دوره‌ها با نزدیک‌شدن شاخص به قله، فشار عرضه شدت می‌گیرد. این فشار نه از سوی معامله‌گران خرد، بلکه از سوی بازیگران بزرگ ایجاد می‌شود و معمولا روند بازار را تغییر می‌دهد.

عوامل اثرگذار بر افزایش عرضه

رفتار بازار در نزدیکی قله تاریخی را نمی‌توان به یک عامل واحد نسبت داد. مجموعه‌ای از نیروهای تکنیکال، روانی و ساختاری در این نقطه هم‌زمان فعال می‌شوند و همین هم‌افزایی باعث می‌شود شاخص کل با سختی و کندی بیشتری حرکت کند. سقف‌های تاریخی، نه فقط به ‌عنوان مقاومت تکنیکال بلکه به‌عنوان مرزهای ذهنی معامله‌گران عمل می‌کنند. در چنین فضایی، کمبود نقدینگی تازه، رفتار احتیاطی سرمایه‌گذاران و حافظه تاریخی بازار، همگی دست به‌دست هم می‌دهند تا عرضه‌ها افزایش یافته و بازار عقب‌نشینی کند. 

با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند عبور از این قله نه غیرممکن است و نه دور از دسترس؛ تنها نیازمند ترکیبی از ثبات متغیرهای کلان، تقویت جریان نقدینگی و کاهش نااطمینانی‌های سیاستی است. در صورت تحقق این شرایط، بازار می‌تواند بار دیگر برای عبور پایدار از سقف تاریخی آماده شود و مسیر جدیدی از رشد را آغاز کند.