کوروش احمدی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» فرمول بینابینی غنیسازی در ایران را بررسی کرد؛
تعلیق غنیسازی؛ برگ برنده تهران و واشنگتن
جناب احمدی، با توجه به صحبتهای آقای عراقچی و باقی تحلیلها و اظهارنظرها، فضای مذاکرات روز سهشنبه را چطور میبینید؟
به نظر من هنوز تکلیف مشخص نیست؛ زیرا صحبتهای آقای عراقچی یک مقدار کلی بود و گفت در مورد اصول راهنما توافق کلی شده است. البته آن بخشی که گفت قرار است متن تهیه شود، مثبت بود؛ منتها باز باید مشاهده کرد که متن در چه خصوص است. مثلا در مورد غنیسازی آیا توافقی شده که که بعد آن توافق باید روی کاغذ بیاید و جزئیات آن مشخص شود. از طرف دیگر جی دی ونس، معاون دونالد ترامپ، نیز تنها مقام آمریکایی است که در این خصوص صحبتکرده و گفته که کار خوب پیش رفته ولی در مورد خطوط قرمزی که ترامپ مشخص کرده هنوز مشکل وجود دارد و این یعنی مشخص نیست که در مورد غنیسازی توافق شده است یا خیر. ضمن اینکه فضا از این جهت که مذاکرات قرار است ادامه پیدا کند، مثبت است اما هنوز مشخص نیست که کار چطور پیش خواهد رفت.
به نظر شما در نهایت اگر مذاکرات ادامه پیدا کند، راهحل غنیسازی ایران چه خواهد بود؟ یعنی چه سناریوهایی را متصور هستید؟
در مورد غنیسازی شاید یک فرمول بینابینی راهحل مشکل باشد. چون غنیسازی صفر که آمریکا از آن سخن میگوید برای ایران قابل قبول نیست و ادامه غنیسازی در حدود برجام که ایران میخواهد، به نظر میرسد برای آمریکا با توجه به صحبتهایی که آمریکاییها داشتهاند و اتفاقاتی که افتاده قابل قبول نباشد؛ زیرا غربیها اکنون این تصور را دارند که موقعیت ایران بعد از جنگ ۱۲روزه و بعد آنکه سایتهای غنیسازی ایران هدف قرار گرفت و غنیسازی در کشورمان متوقف شد، تضعیف شده است.
بنابراین یک راهحل بینابینی امروز باید مدنظر قرار بگیرد که یکی تشکیل کنسرسیوم است. البته باید توجه داشت که اگر طرح کنسرسیوم را بپذیرند هرچند برای طرف ایرانی خوب است اما بعید است که از آن سمت پذیرفته شود و آمریکا و اسرائیل اجازه غنیسازی در یک کشور عربی را بدهند. سوال دیگر این است که کدام یک از کشورهای منطقه الان حاضر هستند بیایند و یک کنسرسیوم با ایران تشکیل دهند و سری را که درد نمیکند دستمال ببندند. زیرا این کار از نظر سیاسی، کاری بسیار پیچیده و حساس است و کشورهای منطقه نیز به اورانیوم غنیشده نیاز ندارند. راهحل دیگری که میتواند عملی باشد راهحل تعلیق است. تا به امروز، هم آمریکا و هم شورای امنیت از ایران خواستهاند که غنیسازی را تعلیق کند و از ایران نخواستهاند که آن را متوقف کند. ایران هم قبلا در سال ۱۳۸۲ غنیسازیاش را داوطلبانه و به طور موقت و برای اعتمادسازی تعلیق کرد. لذا یک راهحل میتواند این باشد. البته صحبت از غنیسازی نزدیک به صفر هم شده است. اما غنیسازی نزدیک به صفر چون کل ساختار غنیسازی در ایران باقی میماند و کار با غنیسازی یک یا نیم درصد ادامه پیدا میکند، ممکن است از طرف آمریکا ادامه برجام تصور شود و موافقت چندانی با آن صورت نگیرد.
به نظر شما کدام سناریو محتملتر است؟
به نظر من تعلیق میتواند نظرات طرفین را تامین کند؛ یعنی ترامپ مدعی شود که غنیسازی در ایران را متوقف کرده و ایران هم میتواند بگوید حق غنیسازی را برای خود محفوظ نگه داشته است.
تا به امروز موضوع موشکی در زمره خطوط قرمز ایران به شمار رفته است. اما گاهی از سمت سیاستمداران یا رسانههای غربی میشنویم که آنها خواهان مذاکره بر سر موشکی هم هستند. آیا ایران میپذیرد بر سر مساله موشکیاش صحبتی شود؟
تا الان که گفتهاند نمیپذیرند بر سر موشکی صحبتی کنند، ولی نفس صحبت کردن مشکلی ایجاد نمیکند. زیرا حرف طرف مقابل را میشنوند و اگر حرف بیربطی زد آن را قبول نخواهند کرد. چون ایران باید نیروی موشکی خود را حفظ کند. ایران نیروی هوایی روزآمد و مدرنی ندارد و در نتیجه برای دفاع و بازدارندگی در مقابل تهدیدهایی که ممکن است از ناحیه منطقه متوجه آن شود چارهای ندارد جز اینکه برنامه موشکیاش را حفظ کند. به نظر من نیز حفظ خط قرمز موشکی، امر بسیار مهمی است. البته در خصوص اشاعه تکنولوژی موشکی و بحث موشکهای بالستیک قارهپیما امکان چانهزنی وجود دارد.
نظر شما راجع به اظهارنظرها در خصوص مساله موشکی ایران از سمت آمریکا چیست؟
از ۱۶ ژانویه به این سو، استیو ویتکاف بحث موشکی را مطرح کرد و ترامپ هم در مصاحبه با فاکس نیوز اشاره گذرایی به بحث موشکی داشت که برای نخستین بار است ما شاهد این مساله هستیم. این بیانگر آن است که چون اینها تحولات مهمی است، ممکن است دیگر نتوانند از غنیسازی صفر که به آن اشاره داشتند عقبنشینی کنند. زیرا انتخابات میاندورهای آمریکا نیز در پیش است و اگر ترامپ بخواهد غنیسازی را در ایران بپذیرد، داخل آمریکا ممکن است در مقابل دموکراتها با مشکل مواجه شود.