6 پرسش از دونالد ترامپ

درحالی‌که ایالات متحده بیشترین تمرکز قدرت هوایی خود در خاورمیانه طی دو دهه اخیر را شکل داده است، احتمال رویارویی نظامی با ایران افزایش یافته است. یادداشت شورای آتلانتیک می‌کوشد نشان دهد پیش از هرگونه اقدام نظامی، دولت آمریکا باید به شش پرسش پاسخ دهد، چون با مجموعه‌ای از ابهام‌های راهبردی، سیاسی و منطقه‌ای روبه‌روست که پاسخ به آنها می‌تواند مسیر جنگ یا دیپلماسی را تعیین کند.  

در گزارش شورای آتلانتیک آمده است: ایالات متحده بیشترین تمرکز قدرت هوایی خود در خاورمیانه از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ را گرد آورده است. هرگونه عملیات نظامی آمریکا علیه ایران احتمالا کارزاری بزرگ و چند‌هفته‌ای خواهد بود؛ عملیاتی که بیش از آنکه شبیه اقدام محدود اوایل ژانویه برای کنار زدن نیکولاس مادورو از قدرت باشد، به یک جنگ تمام‌عیار شباهت خواهد داشت. در این مقطع، روشن نیست که آیا آمریکا حمله خواهد کرد، چه نقاطی در ایران هدف خواهد گرفت و پیامدهای آن چه خواهد بود؟ در نبود پاسخ‌های روشن، طرح پرسش‌های درست اهمیت دوچندان می‌یابد. در ادامه، شش پرسشی که سیاستگذاران آمریکایی باید از خود بپرسند آمده است:

هدف کارزار نظامی چیست؟

کاخ سفید هنوز مشخص نکرده است که دولت دقیقا به دنبال تحقق چه هدفی از یک کارزار نظامی است. سه گزینه محتمل وجود دارد: رئیس‌جمهور آمریکا بر این باور است که حمله، دست او را در مذاکرات هسته‌ای و خلع‌سلاح تقویت می‌کند. دولت در پی تضعیف جدی ساختار قدرت ایران است؛ احتمالی که می‌تواند حتی مقامات عالی جمهوری اسلامی را در بر گیرد. حملات عمدتا نمادین خواهد بود؛ در راستای عمل به وعده رئیس‌جمهور آمریکا برای حمایت از ناآرامی‌ها. اگر اینها اهداف دولت باشد، موانع جدی بر سر راه تحقق آنها وجود دارد. حتی اگر ایران تضعیف شده باشد، بسیار بعید است که در مسائل کلیدی از جمله برنامه موشکی عقب‌نشینی کند؛ چرا که به نظر می‌رسد حکومت به این جمع‌بندی رسیده است که برچیدن توانمندی‌ها پرهزینه‌تر از تحمل یک حمله نظامی است. اگر هدف، تغییر رژیم باشد، چالش آشکارِ پشتیبانی از ساختار جانشینی مطرح می‌شود. در ایران معادل روشنی برای چهره‌ای مانند دلسی رودریگز در ونزوئلا وجود ندارد و هیچ تضمینی هم نیست که جایگزین گزینه بهتری باشد.

واکنش ایران چه خواهد بود؟

خطر خطای محاسباتی ایران در تعیین پاسخ به دور تازه‌ای از حملات بالاست. ایران بارها تهدید کرده است که جنگی منطقه‌ای علیه ایالات متحده و اسرائیل به راه خواهد انداخت. با این همه، تجربه گذشته نشان می‌دهد ایران غالبا پاسخ‌های نظامی خود را به تشخیص خود و متناسب با حمله اولیه تنظیم کرده است. بنابراین اگر تهران حملات آمریکا را عمدتا نمادین تلقی کند، ممکن است پاسخ را نیز بر همان مبنا تنظیم کند. متغیر ناشناخته دیگری نیز وجود دارد: متحدان منطقه‌ای ایران. هرچند این گروه‌ها در واکنش‌های گذشته ایران به حملات آمریکا و اسرائیل نقش پررنگی نداشته‌اند، اما تهران باید به‌سرعت تصمیم بگیرد که آیا به‌دنبال خروج اضطراری فوری است یا از نگاه خود می‌کوشد بازدارندگی را احیا کند. در غیر این صورت، از منظر ایران، آمریکا و اسرائیل هر زمان که بخواهند به اهداف ایرانی حمله خواهند کرد.

ترامپ با چه پیامدهایی مواجه خواهد شد؟

بخشی از منطق ترامپ برای اندیشیدن به حمله‌ای دیگر به ایران، احتمالا این است که به این نتیجه رسیده هیچ پیامد نظامی یا سیاسی معناداری برای نقش آمریکا در جنگ دوازده‌روزه اسرائیل با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ یا عملیات اخیر علیه مادورو وجود نداشته است. شاید بسته به دامنه کارزار این روند ادامه یابد. اما دولت ترامپ ممکن است در تعریف دامنه یک کارزار تازه علیه ایران، نسبت به عملیات‌های محدود پیشین در ایران و ونزوئلا، با دشواری بیشتری مواجه شود. اگر ایران تصمیم به مقابله بگیرد، ترامپ ممکن است ناگزیر شود اهداف خود و مسیر درگیری را گسترش دهد؛ و در آن صورت، تکرار الگوی اقدام قاطع همراه با خروج قاطع برای او دشوارتر خواهد بود.

آیا پیش از درگیری، راه‌حل دیپلماتیک قابل اتکایی وجود دارد؟

احتمالا نه. گزارش‌ها حاکی است که ایران دو هفته فرصت دارد تا پیشرفت ملموسی در قبال خطوط قرمز آمریکا نشان دهد، اما درگیری تازه ممکن است منتظر این مهلت نماند. مهم‌تر آنکه ایران ظاهرا قادر به ارائه امتیازهای لازم برای یک توافق معنادار نیست. تا اینجا، تهران تنها بر گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای پافشاری کرده و به حق غنی‌سازی حتی درحالی‌که اکنون اورانیوم غنی‌سازی نمی‌کند متعهد به نظر می‌رسد. در مقیاسی کلان‌تر، ایران به‌دنبال احیای برجام ۲ است، درحالی‌که آنچه دولت ترامپ می‌خواهد، به‌احتمال زیاد به پیمان تسلیم نزدیک‌تر است. همپوشانی چندانی میان این دو وجود ندارد و نباید چشم به معجزه‌ای کوتاه‌مدت داشت. یکی از اروپایی‌هایی که ارتباط منظم با دولت ایران دارد، گفته است که برخی در ایران معتقدند اگر کشور بتواند از حمله‌ای دیگر عبور کند و در مقابل به آمریکا آسیب بزند، موقعیت چانه‌زنی آینده‌اش تقویت می‌شود.

واکنش مردم ایران به کارزار نظامی چه خواهد بود؟

پس از ناآرامی‌های دی‌ماه پنجره کمک به معترضان احتمالا بسته شده است. با این حال، پیش‌بینی واکنش اکثریت ایرانیان به یک کارزار نظامی تازه آمریکا دشوار است. بنا بر گزارش‌ها، در جنگ دوازده‌روزه، ۹۰۰ ایرانی از جمله شمار زیادی غیرنظامی جان باختند. بسیاری از آنها که اکنون خواستار مداخله نظامی هستند، احتمالا به ضربات هدفمند می‌اندیشند، نه کارزاری چند‌هفته‌ای با خطر افزایش تلفات غیرنظامیان. حملاتی که شاید برخی را دوباره به خیابان بازگرداند، اما دولت ترامپ نباید روی این احتمال حساب باز کند؛ چرا که در جریان جنگ دوازده‌روزه، ایرانیان به فراخوان‌های بیرونی برای اعتراض یا قیام پاسخ ندادند.

نقش شرکای منطقه‌ای آمریکا چه خواهد بود؟

در بیشتر ماه گذشته، شرکای عرب و ترک آمریکا از دولت ترامپ خواسته‌اند تنش‌زدایی کند و از درگیری با ایران بپرهیزد. بسیاری از این کشورها میزبان نیروهای آمریکایی هستند و در گذشته هدف اقدامات تهاجمی ایران قرار گرفته‌اند. با محتمل‌تر شدن درگیری، رصد گام‌های بعدی آنها شاخصی مهم خواهد بود. پس از تحولات سال ۲۰۱۹ تغییرات معناداری در سیاست‌های امارات و عربستان نسبت به ایران به‌وجود آمد. امروز روابط ایران و کشورهای خلیج فارس قطعا قوی‌تر است و امارات و عربستان علنا اعلام کرده‌اند که آمریکا نمی‌تواند از حریم هوایی آنها برای حمله استفاده کند. با‌این‌حال، شرکای عرب آمریکا آشکارا بر ترامپ اثرگذارند و ایرانیان نیز این را می‌دانند. نکته پایانی آنکه افکار عمومی آمریکا نیز احتمالا بر چگونگی پیشرفت این منازعه اثر خواهد گذاشت.۷۰ درصد آمریکایی‌ها با مداخله نظامی در ایران مخالف‌اند. ترامپ عموما به نظرسنجی‌ها حساس است و همواره علیه جنگ‌های احمقانه و بی‌پایان تبلیغ کرده است. آنچه روشن است این است که ترامپ هیچ نیمه‌راهی را درباره ایران نخواهد پذیرفت.