دانشگاه در دو‌راهی

تفکیک اعتراض از آشوب

حسین سیمایی‌صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در واکنشی صریح به وقایع اخیر که توسط ایسکانیوز منتشر شد، تلاش کرد مرزی میان حق اعتراض و آشوب را ترسیم کند.  وی با تاکید بر اینکه سرمایه‌های نمادین و مشترک ملی متعلق به همه مردم ایران است، گفت: «قطعا هیچ‌یک از شهروندان عزیز ایرانی توهین به نمادهای ملی، مثل پرچم ایران عزیز را نمی‌پذیرند.»  وزیر علوم با لحنی که میان عطوفت و قاطعیت در نوسان بود، دانشجویان را «فرزندان دلبند» توصیف کرد، اما بلافاصله هشدار داد: «دانشگاه مهیای آموزش، پژوهش و نوآوری است. آشوب عده‌ای در صحن دانشگاه، مخل این فرآیند علمی و آکادمیک است. ما به هیچ عنوان با آشوب مماشات نخواهیم داشت و آن را تحمل نخواهیم کرد.»

سیمایی‌صراف در ادامه سخنان خود، از فعال شدن ابزارهای قانونی برای برخورد با معترضان خبر داد و تصریح کرد: «قطعا با آشوبگر در شوراهای انضباطی برخورد جدی می‌شود و اگر جنبه قضایی داشته باشد، محاکم قضایی ورود خواهند کرد.» این سخنان در حالی بیان می‌شود که بسیاری از فعالان دانشجویی معتقدند تعریف «آشوب» در فضای دانشگاهی بسیار سیال است و شوراهای انضباطی پیش از این در سال ۱۴۰۱ کارآیی چندانی برای پاسخگویی به دانشجویان معترض نشان ندادند.

سایه سنگین نفوذ

درحالی‌که بدنه اجرایی دولت از انضباط سخن می‌گوید، رسانه‌های نزدیک به جریان‌های اصولگرا، روایت بسیار تندتری از وقایع ارائه می‌دهند. روزنامه کیهان در تحلیلی وقایع اخیر را «طراحی پیچیده و خطرناک اتاق فکرهای موساد و سیا» توصیف کرده و نوشته است: «حقیقت آن است که آنچه امروز در صحن برخی دانشگاه‌ها می‌گذرد، مطالبه‌گری دانشجویی و عزاداری نیست؛ بلکه بازتولید وحشی‌گری شعبان‌بی‌مخ‌ها در لباسی جدید است.» این روزنامه مدعی شد که دشمن، ناامید از تسخیر خیابان، به دنبال تسخیر «مغز متفکر جامعه» یعنی دانشگاه است.

همسو با این تحلیل، نشریه معاونت سیاسی سپاه نیز از «رد پای افسران موساد» در دانشگاه‌ها سخن گفت و نوشت که سرویس‌های اطلاعاتی غربی روی «احساساتی و هیجانی بودن» دانشجویان و همکاری برخی «اساتید غرب‌گرا» حساب باز کرده‌اند. این نگاه توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین موحدی، دادستان کل کشور نیز تقویت شد. وی در گزارش منتشر شده از سوی ایلنا، تاکید کرد که شکستن قداست مراکز علمی قابل قبول نیست و دستگاه‌های مسوول باید سریعا عوامل مرتبط را شناسایی و برخورد قاطع کنند. دادستان کل کشور همچنین این اقدامات را با روند مذاکرات بین‌المللی نظام مرتبط دانست و آن را تلاشی برای ملتهب کردن فضای داخلی در آستانه تصمیمات کلان توصیف کرد.

معمای نیروهای غیردانشگاهی در صحن علم

بعد دیگری از اعتراضات اخیر، گزارش‌هایی است که از حضور افراد غیردانشگاهی در درگیری‌ها حکایت دارد. انصاف‌نیوز در گزارشی از تجمع دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه شهید بهشتی، به نقل از یک دانشجو از حضور افرادی خبر داد که هویت دانشجویی آنها با تردید جدی مواجه است. این دانشجو مدعی شده است: «پیش از آغاز تجمع، چند ماشین مقابل در دانشکده آمدند و گروهی با پرچم جمهوری اسلامی ایران پیاده شدند که دانشجو نبودند و چهره‌هایشان آشنا نبود.» بر اساس این گزارش، درگیری‌های فیزیکی در پشت سلف پسران رخ داده و شاهدان عینی از رفتارهای افرادی سخن گفته‌اند که با ماسک اقدام به شناسایی دانشجویان می‌کردند. حضور خودروهایی با شعارهای مذهبی و تصاویر نظامی در محوطه دانشگاه، درحالی‌که ورود و خروج تحت کنترل شدید است، این پرسش را ایجاد کرده که این افراد چگونه و با مجوز چه نهادی به حریم دانشگاه ورود کرده‌اند؟

مجازی‌سازی

در واکنش به این التهابات، برخی دانشگاه‌ها به جای باز کردن باب گفت‌وگو، به سمت راهکارهای دیگر حرکت کرده‌اند. روابط عمومی دانشگاه خوارزمی رسما اعلام کرد که کلیه کلاس‌ها در هر دو پردیس تهران و کرج تا پایان اسفند ۱۴۰۴ به صورت مجازی برگزار خواهد شد. این در حالی است که دکتر محمود کمره‌ای، معاون آموزشی دانشگاه تهران، بر حضوری بودن کلاس‌ها تاکید کرده است. مجازی‌سازی کلاس‌ها که پیش از این نیز در دوره‌های بحرانی به کار گرفته شده بود، از سوی منتقدان به عنوان «تخلیه دانشگاه برای جلوگیری از اعتراض» تعبیر می‌شود؛ اقدامی که عملا نهاد دانشگاه را از کارکرد اجتماعی خود تهی می‌کند.

همزمان‌ فشار برخی جریان‌های سیاسی بر وزارت علوم برای برخورد سخت‌تر افزایش یافته است. امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، وضعیت فعلی را نتیجه «سیاست‌های غلط و مماشات رئیس‌جمهور و وزیر علوم با جریان نفوذ» دانست. وی با انتقاد از بازگرداندن اساتیدی مانند شریفی‌زارچی و «تشریفاتی کردن کمیته‌های انضباطی» هشدار داد: «اگر این وضعیت جمع نشود، روند استیضاح سیمایی‌صراف در مجلس آغاز خواهد شد.» این فشارها نشان می‌دهد که وزیر علوم در میانه دو لبه قیچی قرار گرفته است؛ از یک سو فشار مجلس برای برخورد سخت و از سوی دیگر وعده‌های دولت برای تلطیف فضا.

ریشه‌یابی بحران

تقی آزاد‌ ارمکی، جامعه‌شناس، در تحلیلی که در اقتصادنیوز منتشر شد، نگاه متفاوتی به ریشه‌های این اعتراضات دارد. او معتقد است وقایع اخیر «ادامه اعتراضات دوره‌های اساسی جامعه مدنی، آزادی و دموکراسی» است. به باور او، جنبش دانشجویی امروز حامل مسائلی است که در سطح ملی مطرح شده و با وجود هزینه‌های امنیتی، نوعی «نترسی» در آن مشاهده می‌شود. آزاد‌ارمکی تاکید می‌کند که تنها راه مواجهه، «میدان دادن به جامعه مدنی و شنیدن صدای تغییر» است. فاطمه غریبی، از فعالان سابق دانشجویی نیز در گفت‌وگو با روزنامه ایران، به فقدان سازوکارهای منطقی برای اعتراض اشاره کرد و گفت: «حق تشکل‌یابی برای جریان‌های مختلف فکری هرگز به‌طور کامل به رسمیت شناخته نشده است. دانشگاه هیچ‌گاه سازوکار شفافی برای برگزاری تجمعات نداشته است.»

پاسخ در دستان دولت

بررسی مجموع واکنش‌ها نشان می‌دهد که مدیریت دانشگاهی در ایران بار دیگر در آستانه تکرار تجربه‌های ناکارآمد قرار دارد. فعال‌سازی مجدد شوراهای انضباطی که آزمون خود را پس دادند، نه تنها به اقناع دانشجویان منجر نشد، بلکه باعث رادیکال‌تر شدن فضا شد. مجازی کردن دانشگاه‌ها و صدور احکام تعلیق، نمی‌تواند جایگزین «چاره‌جویی واقعی» یعنی شنیدن مطالبات دانشجویان باشد. اگر دولت چهاردهم به دنبال راهکاری پایدار است، باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا دانشجویان به این نتیجه رسیده‌اند که تنها راه رساندن صدای خود، اعتراض در صحن دانشگاه است؟ حضور نیروهای غیردانشگاهی و برخوردهای فیزیکی ناشناس، تنها به اعتبار نهاد علم آسیب می‌زند. چاره کار، نه در پناه گرفتن پشت دیوارهای مجازی، بلکه در به رسمیت شناختن حق اعتراض و ایجاد بستری امن برای گفت‌گوست؛ همان وعده‌ای که رئیس‌جمهور پیش‌تر بر آن پای فشرده بود. دانشگاه نیازمند عقلانیت است.