توهم کنترل مدیرعامل در یکی از دوره‌های آموزشی انجمن باوِر

عواقب پاندمی کرونا و آغاز جنگ اوکراین زنجیره‌های تامین مواد اولیه را مختل کرده بود و تورم نیز حاشیه سود را از بین برده بود. او می‌گفت: «احساس می‌کنم بیش از آنکه به امور کسب‌وکارمان برسم، درگیر این مسائل بیرونی شده‌ام. وضعیت، به شدت حواس من و مدیران شرکت را پرت کرده است.»

مدیرعامل دیگری در جلسه، تلاش کرد طرز فکر متفاوت خود را توضیح دهد: «ببینید، شما نمی‌توانید سیاست را کنترل کنید؛ نمی‌توانید جنگ‌های گوشه‌وکنار جهان را کنترل کنید و نمی‌توانید مسیر نرخ بهره را کنترل کنید. اما آنچه می‌توانید کنترل کنید، شیوه عمل خود در زمانه اختلال و ابهام است. اگر نمی‌توانید نرخ‌های بهره بالاتر یا آسیب‌های کمبود در زنجیره تامین به کسب‌وکارتان را کنترل کنید، می‌توانید طرز بیان خود را راجع به ارزش‌افزوده‌تان برای بازار کنترل کنید. در این صورت می‌توانید توضیح دهید که چگونه در حال سرمایه‌گذاری برای زمانی هستید که مشکلات فروکش خواهند کرد. تیم کاری خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که فقط از عهده خودتان برمی‌آید: بهبود کسب‌وکار در برهه‌های دشوار.»

شما هم شاید مانند مدیرعامل شرکت تولیدی ما، سال‌های اشتغال خود را با تصور کنترل بر اوضاع گذرانده باشید. اما ایرادی هم ندارد. نه تنها ذهن ما برای کنترل تکامل یافته است، بلکه در مدارس کسب‌وکار هم همواره کنترل به عنوان یکی از وظایف و اختیارات اصلی مدیران آموزش داده شده است. شاید چنین طرز فکری در مواقعی درست به نظر می‌رسید. شاید فردی سخت‌کوش باشید، در مدرسه و دانشگاه نمراتی خوب گرفته باشید، در فرصت‌های شغلی عالی عمل کرده باشید و با پیروی از قوانین، به مرور پله‌های نردبان را بالا رفته باشید. همواره کاری را که بلد بودید، به خوبی انجام دادید و بابت آن پاداش گرفتید. اما به محض بالا رفتن در سلسله‌مراتب یک سازمان، اوضاع تغییر می‌کند.

به عنوان یک مدیرعامل، ناگهان خود را در موقعیتی می‌بینید که مسوولیت‌هایتان بسیار بیش از قبل شده‌اند و بابت عملکرد افراد زیادی باید پاسخگو باشید. شما نمی‌توانید به جای آنها کار کنید و وظایفشان را بر عهده بگیرید. البته اگر وسواس کنترل داشته باشید، وسوسه می‌شوید که همین کار را بکنید. با این حال، فارغ از آنکه همه چیز در کنترل شما نیست و البته توان و انرژی کافی برای رسیدگی به تمام امور را ندارید، مسوول موفقیت سازمان خود هستید.

آن دوران گذشته است که مدیرعاملی مقتدر بر تمام جنبه‌های یک سازمان فرمان می‌راند. امروزه، بهترین رهبران سازمانی می‌دانند که کنترل یک توهم است. ما در دوره‌های آموزشی شرکت مک‌کینزی به افراد می‌آموزیم که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیران عامل موفق، هنر رها کردن است. واقعیت آن است که بسیاری از مدیران همزمان با بالا رفتن از سلسله‌مراتب سازمان، وظایف و مهارت‌هایشان افزایش می‌یابد. آنها هر روز مسوولیتی جدید می‌پذیرند، ولی شیوه رها کردن مسوولیت‌های پیشین یا میل به کنترل را نمی‌آموزند. ما به مدیران شرکت‌کننده در دوره‌های خود می‌آموزیم که چگونه میل به کنترل را رها کنند، چگونه کارکنان خود را توانمند سازند و چطور اولویت‌های خود را بر اموری بگذارند که فقط از عهده خودشان برمی‌آید.

از خودتان بپرسید: «اولویت‌های من چیست؟» شاید اولویت شما تدوین یک استراتژی جدید باشد؛ یا نظارت بر یک دگردیسی فناوری یا شفاف‌سازی مسوولیت‌هایتان از هیات مدیره. شاید هم هر سه مورد اولویت شما باشد. زمانی که تصمیم گرفتید اولویت شما چیست، مسیر حرکت را تعیین کنید و کنار بایستید. منظور این است که به جای آنکه به افراد بگویید چه کار کنند، سوالاتی بپرسید که آنها را به فکر وادارد. شما می‌توانید تجربه خود را برایشان شرح دهید، اما جواب را خودشان باید پیدا کنند.

رها کردن کنترل، به این معناست که برخی از افراد سازمان شما به مسیرهای اشتباه منحرف خواهند شد. شما باید صبر و تحمل کافی داشته باشید که به آنها اجازه یادگیری از اشتباهاتشان را بدهید. کلید کار در آن است که توازن درستی بین کنترل و رها کردن افراد پیدا کنید. باید متوجه شوید که تا چه اندازه وظایف و مسوولیت‌ها را به افراد واگذار کنید تا در انتخاب‌های خود آزاد باشند و بتوانند اشتباه کنند؛ البته تا زمانی که از اشتباهات خود درس بگیرند و آنها را تکرار نکنند.

راب پینتر، از شرکت‌کنندگان انجمن باوِر، مدیرعامل تریمبل (Trimble)، یک شرکت فناوری جهانی است که نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای روز دنیا را برای صنایع کشاورزی، ساختمانی، زمین‌شناسی و حمل‌ونقل تامین می‌کند. او معتقد است که «رهبران سازمانی به جای جنگ برای کنترل، باید از فردیت کارکنان استقبال کنند و به هر کس دست‌کم میزانی آزادی برای ابراز خود و پیاده‌سازی ایده‌هایش را بدهند.» پینتر می‌گوید: «نکته این است که ما از فردیت استقبال می‌کنیم ولی با هم پیروز می‌شویم.»

برگرفته از کتاب «مسیر رهبری سازمانی» 

نوشته جمعی از شرکای ارشد شرکت مشاوره مک‌کینزی