خطر ناتوانی اروپا در رشد دادن استارت‌آپ‌ها

شرکت SAP که در سال ۱۹۷۲ تاسیس شد، آخرین نمونه‌ای بود که به چنین اوج تجاری رسید. موفقیت‌های جدیدی هم که شرکت‌هایی مانند اسپاتیفای، بنیان‌گذاری شده در استکهلم سوئد، با ارزش بازار ۱۲۴‌میلیارد یورو ثبت کرده‌اند، مربوط به آن سوی اقیانوس اطلس است، چون این شرکت در بورس نیویورک فهرست شده‌ است.

وضعیت برای شرکت‌های باسابقه‌تر هم بهتر نیست. در ابتدای قرن بیست‌ویکم، از میان ۱۰۰ شرکت باارزش جهان، ۴۱ شرکت در اروپا (از جمله بریتانیا و سوئیس) قرار داشتند، اما امروز این تعداد تنها به ۱۸ شرکت رسیده است.

بنابراین، استراتژی جدید کمیسیون اروپا به نام «استراتژی استارت‌آپ و اسکیل‌آپ» نقطه ضعف بزرگی دارد. شرکت‌های نوپا توان رشد و گسترش ندارند و شرکت‌های بزرگ نیز در حال کوچک شدن هستند. این ضربه‌ دوگانه تهدیدی جدی برای اروپا محسوب می‌شود؛ به‌ویژه در جهانی که قدرت حاکمیتی اغلب از طریق اندازه و رشد شرکت‌های بومی به نمایش گذاشته می‌شود.

هرچند اقداماتی که در این استراتژی مطرح شده‌اند - مانند بهبود مقررات، حمایت از استعدادها و تامین مالی بیشتر - قابل استقبالند، اما کافی نیستند. آخرین چیزی که اروپا به آن نیاز دارد، مداخله‌ سیاسی سنگین و از بالا به پایین در حوزه‌ استارت‌آپ‌ها یا صنعت است. واقعیت این است که بخش عمومی همواره این دو حوزه را جدا از هم در نظر گرفته و همین نشان می‌دهد بسیاری از بوروکرات‌ها اساسا درک درستی از نوآوری و تجاری‌سازی ندارند.

اروپا به رویکردی نیاز دارد که در آن بخش عمومی نقش توانمند‌ساز داشته باشد و رهبری در دست بخش خصوصی باشد؛ رویکردی که تمرکز اصلی آن بر تقویت تعامل و هم‌افزایی میان استارت‌آپ‌ها و صنایع بزرگ باشد.

این رویکرد، امیدوارکننده‌ترین راه برای بازپس‌گیری قدرت تکنولوژی و نوآوری در جهانی است که ایالات متحده و اکنون چین در آن نقش تعیین‌کننده دارند. بر اساس گزارش «موسسه سیاست راهبردی استرالیا»، در فاصله‌ سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ چین تنها در ۳ حوزه از ۶۴ تکنولوژی پیشتاز بود؛ اما در دوره‌ ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ توانست در ۵۷ حوزه پیشتازی کند.

زمان آن فرا رسیده که اروپا بفهمد رهبری واقعی در تکنولوژی تنها به آزمایشگاه یا ثبت اختراع محدود نمی‌شود، بلکه این اختراعات باید به موفقیت‌های تجاری و شرکتی تبدیل شوند. این موضوع را می‌توان در موفقیت مجموعه‌ای از شرکت‌های مطرح جهانی مشاهده کرد؛ شرکت‌هایی که کارآفرینان چینی طی دهه‌های گذشته توانسته‌اند آنها را بنیان‌گذاری کرده و به رشد برسانند؛ از جمله: BYD (۱۹۹۵)، علی‌بابا (۱۹۹۹)، شرکت تکنولوژی انرژی لانگی گرین (۲۰۰۰)، CATL (۲۰۱۱) و تمو (۲۰۲۲).

در چین، شرکت‌های بزرگ و باسابقه برای همکاری با استارت‌آپ‌ها مشوق‌های مالیاتی و انواع حمایت‌های دیگر دریافت می‌کنند. این سیاست باعث می‌شود نوآوری‌های تازه به‌سرعت وارد چرخه صنعتی شوند و هم استارت‌آپ‌ها و هم صنایع بزرگ سود ببرند. در مقابل، در اروپا سیاستمداران نمی‌توانند به مشکلاتی که استارت‌آپ‌ها همزمان با رشدشان با آن مواجه می‌شوند، رسیدگی کنند: از مشکلات فعالیت در یک بازار پراکنده و غیر منسجم گرفته تا هزینه‌های بالای انطباق با مقررات سختگیرانه و زیرساخت‌های فرسوده.

پاسخ به این طیف گسترده از چالش‌ها، باید سیستمی و فراگیر باشد. هیچ‌یک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا به‌تنهایی نمی‌توانند مشکل مقیاس‌پذیری استارت‌آپ‌ها را حل کنند. همچنین هیچ‌یک از حوزه‌های سیاستی مانند انرژی، صنعت، دیجیتال یا مالی، به‌تنهایی کافی نخواهند بود. برای جبران دهه‌ها روند کند و تدریجی، لازم است توان کارآفرینی، نوآوری و مهارت‌های تکنولوژی در همه بخش‌های شرکتی به شکلی بی‌سابقه آزاد شود. اروپا در هر دو حوزه عملکرد رضایت‌بخشی نداشته است.

به‌عنوان نمونه می‌توان به تکنولوژی‌های پاک اشاره کرد: با وجود حسن نیت و راهبردهای جسورانه‌ای مانند «توافق سبز»، اروپا در مقایسه با چین عقب مانده است. چین توانسته جاه‌طلبی‌های سیاستی خود را به نوعی شبه‌انحصار در بخش‌های کلیدی تبدیل کند؛ بخش‌هایی که موتور اصلی گذار جهانی به انرژی پاک هستند، مانند: انرژی خورشیدی، خودروهای برقی، باتری و مواد معدنی حیاتی. علاوه بر این، چین در حال ساخت ۱۰ نیروگاه هسته‌ای جدید طی پنج سال آینده است و به‌طور پیوسته در حال تضعیف جایگاه اروپا در صنعت انرژی بادی است.

درست است که از نظر منطقی، اروپا نمی‌خواهد راه سرمایه‌داری اقتدارگرایانه چین را دنبال کند. اما این قاره نیازمند یک پاسخ قاطع و قدرتمند است تا دوباره جایگاه خود را در عرصه‌ شرکتی، رهبری تکنولوژی و توان نوآوری بازیابد. شاید قواعد بازی تغییر کرده باشند، اما اروپا همچنان باید بازیگر اصلی باقی بماند. این موضوع در شرایط کنونی حتی حیاتی‌تر است؛ چرا که اروپا با چالش‌های امنیتی شدید و تهاجم روسیه روبه‌روست.

اروپا به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند در فعال‌گرایی بی‌پایان سیاستی گرفتار بماند و هم‌زمان تلاش کند با خرج کردن بی‌رویه از رکود اقتصادی بیرون بیاید. تجربه‌ عملکرد در حوزه‌های تکنولوژی دیجیتال و تکنولوژی‌های سبز درس مهمی دارد؛ اینکه تزریق ‌میلیاردها یورو به استراتژی‌هایی که می‌خواهند پویایی بخش خصوصی را در جزئی‌ترین مسائل مدیریت کنند، نه باعث مقیاس‌پذیری می‌شود و نه به موفقیت تجاری قدرتمند منجر خواهد شد.

عملکرد ضعیف اروپا در حوزه‌ تکنولوژی‌های دیجیتال و سبز، هم پرهزینه بوده و هم تاسف‌برانگیز؛ اما اگر همین مسیر در مرز بعدی تکنولوژی، یعنی تکنولوژی‌های دفاعی، تکرار شود، پیامدها بسیار سنگین‌تر خواهند بود. ناتوانی در رشد و مقیاس‌پذیری در این حوزه نه‌تنها می‌تواند هزینه‌های هنگفتی به همراه داشته باشد، بلکه ممکن است به‌طور مستقیم به خطرات مرگبار منجر شود. سطح مخاطرات هیچ‌گاه تا این اندازه بالا نبوده است.