فولاد در مدار اقتصاد چرخشی
درحالیکه جهان بهسمت «اقتصاد چرخشی» (Circular Economy) حرکت کرده است (مدلی که ضایعات را نه تهدید، بلکه منبعی برای خلق ارزش میداند) ایران هنوز درگیر نگاه خطی به تولید است؛ از معدن تا محصول، بدون بازگشت موثر مواد به چرخه.
تصویر واقعیت؛ وضعیت فعلی قراضه فولادی در ایران
بر اساس برآوردهای انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، سالانه بین ۶ تا ۷میلیون تن قراضه آهنی در کشور بازیافت میشود، درحالیکه ظرفیت بالقوه آن دستکم دو برابر این مقدار است.
در مقابل، کشورهای پیشرو مانند ترکیه و هند با استفاده از فناوریهای هوشمند جمعآوری، ردیابی دیجیتال و خطوط ذوب الکتریکی، توانستهاند بیش از ۸۰ درصد قراضه خود را به فولاد ثانویه تبدیل کنند.
در ایران، پراکندگی بازیافتکنندگان کوچک، نبود نظام شفاف خرید و فروش قراضه و فقدان زیرساختهای دیجیتال ردیابی مواد، باعث شده این حوزه از دید سیاستگذاران مغفول بماند. یکی از مدیران فولاد در گفتوگویی اشاره کرده بود: «قراضه در ایران هنوز کالایی حاشیهای تلقی میشود، درحالیکه در جهان به دارایی استراتژیک تبدیل شدهاست.»
تحلیل نقادانه وضعیت فعلی
اقتصاد قراضه در ایران با سه گره ساختاری روبهروست:
۱. فقدان سیاست ملی اقتصاد چرخشی: نهاد واحدی مسوول طراحی و نظارت بر چرخه بازیافت فولاد نیست. وزارت صمت، محیط زیست و شهرداریها هرکدام بخشی از این پازل را در اختیار دارند، بدون هماهنگی موثر.
۲. کمبود فناوری و داده: نبود سامانههای دیجیتال برای ردیابی زنجیره قراضه از جمعآوری تا ذوب، موجب ایجاد بازار غیررسمی، قیمتهای متناقض و حتی خروج غیرقانونی قراضه از کشور شدهاست.
۳. بیانگیزگی سرمایهگذاران: سود پایین، نبود تسهیلات بانکی و فقدان قوانین تشویقی باعث شده بخش خصوصی رغبتی برای ورود به بازیافت فولاد نداشتهباشد.
از دید تحلیلی، این وضعیت نوعی «شکاف استراتژیک» در زنجیره ارزش فولاد ایران ایجاد کرده است؛ یعنی ما منابعی ارزشمند درون کشور داریم، اما بهدلیل نبود مدل اقتصادی و فناوری مناسب، آن را به فرصت تبدیل نمیکنیم.
فناوریهای نو در بازیافت فولاد؛ از هوشمصنوعی تا بلاکچین
جهان امروز، بازیافت فولاد را با فناوریهای نوین بازتعریف کرده است. در کشورهای پیشرو، سامانههای مبتنی بر هوشمصنوعی (AI) برای تفکیک خودکار قراضهها، بلاکچین برای ردیابی مسیر مواد و پلتفرمهای دیجیتال B۲B برای معامله شفاف قراضه به کار گرفته میشوند.
بهعنوان نمونه، شرکت ArcelorMittal با بهرهگیری از دادههای بلادرنگ و فناوری اینترنت اشیا (IoT) توانسته تا ۲۵درصد هزینههای بازیافت را کاهش دهد.
در ایران، پروژههایی مانند «سامانه ردیابی مواد اولیه» در مراحل ابتدایی هستند، اما هنوز به سطح تجاری و ملی نرسیدهاند.
در همین زمینه، یکی از کارشناسان فنی فولاد اظهار کرده است: «اگر بتوانیم مسیر قراضه را از لحظه جمعآوری تا ذوب با بلاکچین ثبت کنیم، علاوه بر شفافیت، در صادرات فولاد ثانویه نیز اعتماد بینالمللی خواهیم داشت.»
سناریوهای آینده اقتصاد چرخشی فولاد ایران
با توجه به روند جهانی و وضعیت فعلی کشور، میتوان سه سناریوی محتمل برای افق ۱۴۱۰ ترسیم کرد:
سناریوی ۱: ادامه وضع موجود
قراضه همچنان کالایی بیساختار و غیرقابلردیابی میماند. با بازیافت محدود، ضایعات افزایش مییابد و فولاد ایران از رقابت جهانی پایداری و صادرات سبز عقب میافتد.
سناریوی ۲: اصلاح تدریجی
با تدوین مقررات پایهای و حمایت دولت از پروژههای پایلوت، بخشهایی از صنعت بهصورت تدریجی وارد اقتصاد چرخشی میشوند. تغییر، مثبت اما کند است و مزایای رقابتی هنوز محقق نمیشود.
سناریوی ۳: جهش چرخشی و دیجیتال
بخش خصوصی با حمایت دولت، سامانه ملی اقتصاد چرخشی فولاد را ایجاد میکند. پلتفرمهای دیجیتال، ردیابی کربنی و فناوریهای پاک، ایران را به مرکز بازیافت منطقه تبدیل میکند. در این مدل، قراضه نه ضایعه بلکه «منبع ثروت و کربن منفی» تلقی میشود.
بر اساس گزارش World Steel Recycling Association ۲۰۲۴، سهم فولاد تولید شده از قراضه در جهان تا سال ۲۰۳۰به ۴۰ درصد میرسد، درحالیکه در ایران هنوز کمتر از ۲۰ درصد است. اگر این فاصله پر نشود، بخش بزرگی از بازار جهانی صادرات سبز از دست خواهد رفت.
پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی
افزایش بازیافت فولاد علاوه بر صرفه اقتصادی، آثار محیطزیستی چشمگیری دارد:
تولید هر تن فولاد از قراضه حدود ۷۴درصد انرژی کمتر مصرف میکند.
میزان انتشار دیاکسیدکربن تا ۵۸درصد کاهش مییابد.
نیاز به استخراج سنگآهن خام نیز بهشدت کاهش مییابد.
از نظر اقتصادی، ارزش بازار جهانی قراضه فولادی در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۶۰میلیارد دلار برآورد شدهاست. ایران با سهم بالقوه ۲ تا ۳ درصدی، میتواند سالانه ۴ تا ۵میلیارد دلار ارزش افزوده از این حوزه خلق کند؛ معادل کل صادرات غیرنفتی برخی صنایع بزرگ کشور.
راهکارهای اجرایی برای ایران
۱. تدوین سند ملی اقتصاد چرخشی فولاد با محوریت وزارت صمت و همکاری انجمن فولاد.
۲. ایجاد سامانه دیجیتال ردیابی قراضه با استفاده از فناوری بلاکچین برای جلوگیری از قاچاق و ایجاد شفافیت.
۳. تسهیلات مالی و معافیتهای مالیاتی برای سرمایهگذاران در واحدهای بازیافت.
۴. راهاندازی پلتفرمهای دیجیتال B۲B جهت معاملات قراضه با قیمت شفاف.
۵. توسعه آموزش و پژوهش در حوزه بازیافت هوشمند و حمایت از استارتآپهای فعال در این عرصه.
توصیههای کلیدی برای مدیران عامل فولادی:
بهجای تمرکز صرف بر تولید اولیه، بهسمت تولید ثانویه حرکت کنید. فولاد آینده از دل قراضه میآید.
پایلوتهای هوشمند بازیافت دیجیتال را در کارخانهها آغاز کنید؛ تجربه کوچک امروز، صرفهجویی بزرگ فرداست.
با استارتآپها و شرکتهای فناوری داخلی همکاری کنید. قراضه زمانی ارزش دارد که دادهمحور شود.
پیام به سیاستگذاران و سرمایهگذاران
برای دولت، اقتصاد چرخشی ابزار کارآمدی برای تحقق اهداف کاهش آلایندگی و خلق ارزش افزوده داخلی است.
برای سرمایهگذاران، بازار قراضه فولادی ایران فرصتی استراتژیک و کمریسک محسوبمیشود؛ حوزهای که دیر یا زود، محور رقابت صنعت فولاد خواهد بود.
نتیجهگیری
اگر فولاد ایران میخواهد در رقابت جهانی «سبز و هوشمند» باقی بماند، باید از نگاه خطی تولید فاصله بگیرد و وارد مدار اقتصاد چرخشی شود. قراضه دیگر زباله نیست؛ طلای خاکستری است که میتواند هم محیط زیست را نجات دهد و هم ثروت ملی خلق کند.
اقتصاد چرخشی در صنعت فولاد نه فقط یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه مسیری برای بقا و رقابتپذیری در دهه آینده است. ایران با برخورداری از منابع عظیم قراضه، ظرفیت بالای بازچرخانی و توان فنی قابلتوجه، میتواند در صورت اصلاح سیاستها، نوسازی فناوری و ایجاد بازار منسجم بازیافت، به یکی از قطبهای منطقهای این حوزه تبدیل شود.
با این حال، تا زمانی که حلقه اتصال بین سیاست، فناوری و سرمایهگذاری شکل نگیرد، مفهوم «طلای خاکستری» تنها در سطح شعار باقی خواهد ماند. در این نقطه، دو پرسش اساسی ذهن فعالان و تصمیمسازان صنعت فولاد را به چالش میکشد: آیا صنعت فولاد ایران آماده است تا از نگاه سنتی تولیدمحور فاصله گرفته و وارد مسیر واقعی اقتصاد چرخشی شود؟ و مهمتر از آن، چه نهاد یا گروهی پیشگام این تحول خواهد بود؛ دولت، بخش خصوصی یا نسل تازهای از بازیگران نوآور صنعتی؟
* تحلیلگر حوزه استراتژی فولاد