ترمز بهره‌وری معادن با قفل واردات ماشین‌آلات

واقعیت این است که ماشین‌آلات معدنی با بسیاری از کالاهای سرمایه‌ای تفاوت دارند. این تجهیزات مصرف عمومی ندارند و صرفا در محیط معدن مورد استفاده قرار می‌گیرند. نه وارد چرخه حمل‌ونقل شهری می‌شوند، نه بازار مصرفی دارند و نه کاربردی خارج از بخش تولید پیدا می‌کنند. با این حال، همچنان برای ورود آنها حساسیت زیادی وجود دارد و بهره‌برداران ناچارند در چارچوب سهمیه‌ها و مجوزهای محدود اقدام کنند. همین نگاه باعث شده بخش معدن نتواند متناسب با نیاز واقعی خود تجهیزات تهیه کند.

پیامد مستقیم این وضعیت، افزایش سن ماشین‌آلات معدنی کشور است. امروز میانگین عمر این ماشین‌ها به حدود ۱۵سال رسیده و در برخی معادن حتی از این هم بیشتر است. درحالی‌که در بسیاری از کشورهای معدنی، ماشین‌آلات پیش از رسیدن به چنین سنی از چرخه تولید خارج می‌شوند، در ایران همان تجهیزات سال‌ها بیشتر از عمر مفیدشان کار می‌کنند. طبیعی است که چنین وضعیتی هزینه تعمیرات را بالا می‌برد، زمان توقف ماشین‌ها را افزایش می‌دهد و در نهایت راندمان تولید را پایین می‌آورد. از سوی دیگر، مصرف سوخت بالا به یکی از چالش‌های جدی معادن تبدیل شده است. 

ماشین‌های قدیمی نه‌تنها سوخت بیشتری مصرف می‌کنند، بلکه کارآیی پایین‌تری هم دارند و همین موضوع فشار مضاعفی بر نظام تامین سوخت وارد می‌کند. این در حالی است که فناوری ماشین‌آلات معدنی در دنیا به‌سرعت در حال تغییر است و بسیاری از تولیدکنندگان به سمت موتورهای کم‌مصرف، سیستم‌های هیبریدی و حتی ماشین‌آلات برقی حرکت کرده‌اند. فاصله ما با این روند جهانی هر روز بیشتر می‌شود و اگر این شکاف ادامه پیدا کند، رقابت‌پذیری معدن ایران به‌شدت آسیب خواهد دید.

مساله مهم دیگر، تخصصی بودن ماشین‌آلات معدنی است. برخلاف تصور رایج، این تجهیزات عمومی و یکسان نیستند که بتوان یک مدل ثابت را برای همه معادن مناسب دانست. هر معدن شرایط خاص خود را دارد؛ از شیب مسیرها گرفته تا جنس ماده معدنی، عمق استخراج، دمای محیط و نوع عملیات. در دنیا شرکت‌های سازنده تجهیزات معدنی پیش از عرضه ماشین، مشخصات دقیق معدن را بررسی می‌کنند و متناسب با آن طراحی انجام می‌دهند. حتی جزئیاتی مانند توان موتور، سیستم خنک‌کننده یا نوع لاستیک بر اساس شرایط همان معدن تعیین می‌شود. اما وقتی واردات محدود می‌شود، بهره‌بردار ناچار است با هر ماشینی که امکان تهیه آن وجود دارد کار کند، نه آنچه واقعا برای معدن او مناسب است. نتیجه این وضعیت افزایش استهلاک، خرابی‌های مکرر، کاهش سرعت استخراج و بالا رفتن هزینه تولید است. در نهایت نیز این هزینه‌ها به کل زنجیره معدن و صنایع وابسته منتقل می‌شود.

باید توجه داشت که بخش معدن یکی از معدود حوزه‌هایی است که می‌تواند ارزآوری پایدار ایجاد کند و توسعه منطقه‌ای را تقویت کند. بسیاری از معادن در مناطق کمترتوسعه‌یافته قرار دارند و فعال بودن آنها به اشتغال و رونق اقتصادی همان مناطق کمک می‌کند. اما ادامه فعالیت این معادن بدون تجهیزات مناسب دشوار است. اگر هزینه استخراج بالا برود، بخشی از ذخایر معدنی غیراقتصادی می‌شود و سرمایه‌گذاری جدید نیز شکل نمی‌گیرد. زمان آن رسیده که نگاه سیاستگذاران به ماشین‌آلات معدنی تغییر کند. این تجهیزات باید به‌عنوان زیرساخت تولید دیده شوند، نه کالایی که ورود آن نیازمند کنترل‌های سخت‌گیرانه است. اگر هدف افزایش تولید معدنی است، باید مسیر تامین ماشین‌آلات تسهیل شود. حذف سهمیه‌بندی‌های غیرضروری، کوتاه شدن فرآیندهای اداری و ایجاد امکان واردات متناسب با نیاز واقعی معادن می‌تواند نقش مهمی در افزایش بهره‌وری این بخش داشته باشد.

بخش خصوصی آماده سرمایه‌گذاری و توسعه است، اما بدون ابزار مناسب نمی‌توان انتظار رشد داشت. معدنکاری صنعتی بدون ماشین‌آلات به‌روز معنا ندارد و اگر نوسازی ناوگان معدنی در اولویت قرار نگیرد، حتی بزرگ‌ترین ذخایر معدنی نیز نمی‌توانند به ثروت تبدیل شوند. توسعه معدن از دل زمین آغاز می‌شود، اما ادامه آن به ماشین‌هایی وابسته است که بتوانند این ظرفیت را بالفعل کنند.

* عضو کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران