گفتوگو با محمود اسلامیان، مدیر عامل سابق فولاد مبارکه اصفهان (۲)
فرمان مقام معظم رهبری را باید مانند سربازان اجرا کنیم
استنباط ما این است که اصل ۴۴ بر توزیع سهام عدالت ارجحیت دارد. احساس میکنم الان بحث سهام عدالت مبهم شده است. به نظر میرسد در شیوه اجرا تفاوت نگاه وجود دارد.
مهم این است که این روند شروع شود. در اینجا افرادی که مستحق دریافت سهام عدالت هستند،سهامدار میشوند، این پروسه خوبی است. اما اینکه دولت با ۲۰درصد باقیمانده سهام خودش بخواهد اعمال نظر بکند، چیز خوبی نیست.
در عین حال مهم این است که عدهای هدایت واحدها را بر عهده بگیرند.
بحث دیگر الان این است که دولت فعلی برنامه قیمتگذاری دستوری را اجرا کند. شما فکر میکنید این مساله با روح فرمان اصل ۴۴ تطابق دارد. چرا که اگر قرار است مردم وارد صحنه اقتصاد شوند نمیتوانند ببینند پس از سرمایهگذاری که کردهاند و به تولید رسیدهاند دولت میدان عمل را در دست میگیرد و قیمتگذاری میکند و در طرف دیگر هم بگوید آقا صادرات انجام نده و همزمان به وزارت بازرگانی بگوید فولاد وارد کند. چه کسی در این شرایط حاضر است کار کند؟ حال به اینجا میرسیم که هنوز آن تغییر ذهنیتی ایجاد نشده است؟
اعتقاد دارم ابتدا باید به اجماع برسیم، کار کنیم یا اینکه همه پیامدهای سیاستهای دستوری را بپذیریم. بیکاریها، تورم و از دست رفتن انرژی کشور را قبول کنیم. به نظر من پس از ابلاغ فرمان مقام معظم رهبری همه باید سربازی کنند. یعنی فرمانده بر مبنای مصالح کشور دستور داده و بقیه مسوولیت اجرا دارند. هرچند همه حرفشان یکی است.
اما نیاز به اجماع داریم. ما میدانیم که هرگاه به نام مردم سراغ قیمتگذاری رفتهایم، جیب عدهای را پر کردهایم. تجربه سالهای جنگ و اواخر دوره آقای هاشمی این را نشان داد. امام جعفرصادق میفرمایند: نباید از یک سوراخ ۲ بار دستمان گزیده شود. البته تردیدی نیست که دولت برای حمایت از مردم احساس مسوولیت میکند و اما نباید به نام مردم جیب عدهای را پر کنیم. راهحل این نیست که به نظام قیمتگذاری برگردیم. مگر اینکه دولت یک سیستمی طراحی کند که آهن خارج شده از کارخانه با ۵درصد اختلاف قیمت به دست مستضعف هم برسد، اما چنین چیزی هم امکان ندارد. هر کس این آهن را خرید، میگوید: برای خودم است.
خریدیم کیلویی ۳۰۰تومان، اما کیلویی ۶۰۰ میفروشم. این افراد در سایه چنین سیستمی میلیاردر شدهاند. روی اصل کمک به دولت همه ما تفاهم داریم. بالاخره دولت منتخب مردم است. اگر جایی هم مشکل ایجاد شد میتوان نقد دلسوزانه داشت، نه اینکه نگاه مغرضانه به موضوع داشته باشیم.
شما بهترین ترکیب تیم سهام را چگونه میبینید؟ طوری که نه آنقدر شاهد خرد شدن سهام شویم که جایی برای هدایت صحیح سیاستها نباشد و نه آنطور که از اهداف اصلی سهامدار شدن مردم دور شویم.
به نظر من بخش خصوصی میتواند حتی با ۱۵ تا ۲۰درصد سهم این واحدها را اداره کند. یعنی اینکه دولت در مرحله اول واگذاری، این ۲۰درصد را نزد خود نگه دارد و در مرحله دوم ۲۰درصد را در اختیار بخش خصوصی توانمند قرار دهد که از شرایط لازم برای هدایت صحیح واحد برخوردار باشد، در فاز اول، خصوصیسازی نمیشود بلکه عمومیسازی شکل میگیرد. اما چون روح قانون این است که دولت کنار برود، زمینه لازم فراهم میشود که چند سال بعد مدیریت به بخش خصوصی سپرده شود. اینها هم همانطور که گفتم نیاز به تغییر فکر دارد.
به اعتقاد من کسی که سرمایهاش را به بخش تولید میآورد باید دستش را بوسید. چرا؟ چون آدم مقدسی است. خود من حاضرم کسی که ۳تا شغل ایجاد کند، جلوی جمعیت دستش را ببوسم.
یادم میآید روزی وارد یکی از واحدهای فولادی روسیه شدم که ۱۰میلیون تن ظرفیت تولیدش بود. اما کارخانه را که حدود ۵میلیارد دلار میارزید به قیمت یکمیلیارد دلار فروخته بودند. از معاون وزیر اقتصاد روسیه پرسیدم چرا کارخانه را ارزان فروختید، گفت: برای اینکه کارخانه ضرر میداد.
دارایی ارزش واقعی یک چیزی را نشان نمیدهد. دارایی یک موضوع است. ارزش، مقوله دیگری است. میزان سوددهی ملاک است. نسبت به درآمد، سنجیده میشود.
طرف روسی همچنین میگفت، دولت از کارخانه بیش از ۶میلیون تن محصول خارج نمیکرد.
من همین حرف را به آقای کردزنگنه (رییس سازمان خصوصیسازی) زدم. گفتم چگونه این سیستم عریض و طویل را ۵ساله به نظام خصوصی تبدیل کردند. البته تصور کنید که در روسیه تولید نان، گندم و... همهچیز دولتی بود. کسی هم صاحب زمین نبود.
ما که این طور نیستیم. پس کار ما باید راحتتر باشد. روسها کارخانهای که ضررده بود را الان به ۲۰۰میلیون دلار سوددهی رساندهاند. آنها میگویند هدف ما از خصوصیسازی کسب درآمد نبوده است.
آقای مهندس، تا زمانی که فضا به صورتی است که دولت متصدی همه اموراست، حرکت قابلتوجهی شکل نمیگیرد. الان دولت تولیداتی نظیر نفت، معادن بزرگ، کارخانههای بزرگ را در اختیار دارد و آنچنان خود را نیازمند مردم نمیداند و به نظر میرسد مردم دراستخدامدولت هستند. شما این امر را به راحتی در مراجعه به مراکز دولتی نظیر بانکها و... میبینید. شما که از پشتوانههای مدیریت این کشور هستید فکر میکنید چه طور این فضا باید باز شود؟
اینکه کار روزنامهها است. البته مدیران با همکاری متقابل با اصحاب رسانهها میتوانند موثر واقع شوند.
مشاور تویوتا زمانی به شرکت فولاد مبارکه هم میآمد. او میگفت: اگر کاری برای شما مهم است، اول خودتان پیشقدم شوید و کار را شروع کنید. از کس دیگر نخواهید. باید همه ببینند که شما خودتان به انجام آن اعتقاد دارید. پس دولت هم باید پیش قدم باشد. این طوری فضای جدید ایجاد میشود.
الان شما چند جا دیدید که به کارآفرین در جامعه ما اهمیت شایستهای بدهند.
کارآفرینان زیادی را میشناسم که با جان و دل کار میکنند، اما هیچکس سراغ آنها را نمیگیرد. در صورتی که اگر هنرپیشه بودند، جامعه قدر و منزلت بیشتری برای آنان قائل میشد. شما تا به حال دیدهاید چند نفر دور یک کارآفرین حلقه زده باشند؟ برخی از اینها حداقل سرسفره ۲هزارنفر نان میگذراند.
اگر کسی به کانادا برود و بگوید میخواهم شغل ایجاد کنم، در آن واحد، برایش ویزای دائم صادر میکنند و به سرعت شرایط کار را برای او فراهم میکنند. حال همان آدمهایی که از خروج ارز از کشورمان جلوگیری میکنند در کجا قرار دارند؟نباید مانع بر سر راهشان بگذاریم.
آقای اسلامیان، میخواهم سوال آخرم را با همان جنس سوالات نخست بپرسم. شما در مراسم تودیع و حتی در ضیافتی که شب پیش از آن برگزار شد، به طور غیررسمی و تنها با کاپشن بهاره آمده بودید. آیا این حرکت شما، نشانه اعتراض با خود داشت؟
نه... من به لباس اسپورت خیلی علاقه دارم.
شما را در جلسات رسمی همیشه با کت و شلوار میدیدیم.
این علاقه من است. کاری به آن برنامه ندارد. با لباس اسپورت خیلی راحتم. در کشور ما که لباس رسمی و غیررسمی تعریف نشده است. من واقعا منظور خاصی را پیگیری نمیکردم.