تحول بزرگ در حکمرانی مالیاتی ایران

در گذشته، تمرکز اصلی بر کشف موارد تخلف پس از وقوع و صدور برگه‌های تشخیص بود، اما امروزه سازمان با بهره‌گیری از فناوری‌های داده‌محور، تحلیل‌های الگوریتمی و ارتباطات میان‌سازمانی، به سمت شناسایی الگوهای رفتاری و پیشگیری از وقوع فرار مالیاتی حرکت کرده است. این تحول مفهومی، نظام مالیاتی را از یک سیستم صرفا وصول‌محور به نهادی نظارتی و راهبردی بدل ساخته است که هدف آن نه فقط دریافت مالیات، بلکه اصلاح رفتار مالی و اقتصادی مؤدیان است.

فناوری، هوش مصنوعی و تحول داده‌محور

تحلیل داده‌های کلان و بهره‌گیری از هوش مصنوعی، ستون فقرات تحول اخیر سازمان امور مالیاتی محسوب می‌شود. استفاده از هوش مصنوعی و گراف‌های روابط سببی، پایش هوشمند تراکنش‌ها و تقاطع اطلاعات میان دستگاه‌های مختلف، به شناسایی الگوهای پیچیده فرار مالیاتی کمک کرده است. این تحول فناورانه باعث شده که فرآیند شناسایی مؤدیان متخلف از حالت دستی و زمان‌بر، به یک فرآیند هوشمند، سریع و مبتنی بر شواهد تبدیل شود.

هوشمندسازی همچنین به سازمان امکان داده تا با دقت بالاتری حساب‌های اجاره‌ای، کارت‌های بازرگانی صوری و جریان‌های غیرواقعی مالی را شناسایی کند. این سطح از نظارت داده‌محور، نه‌تنها دقت در شناسایی را افزایش داده بلکه موجب اعتمادسازی عمومی و ارتقای شفافیت اقتصادی نیز شده است.

در کنار این، همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان و استفاده از ابزارهای تحلیلی مدرن، یک زیربنای فناورانه پایدار برای آینده نظام مالیاتی کشور فراهم کرده است؛ زیربنایی که به مرور می‌تواند ساختار سنتی مالیات‌ستانی را به یک سازوکار هوشمند و مبتنی بر داده‌های واقعی اقتصادی تبدیل کند.

مشارکت مردمی، تمرکز هدفمند و گسترش عدالت مالیاتی

یکی دیگر از محورهای تحول در رویکرد سازمان امور مالیاتی، تقویت مشارکت مردمی از طریق سامانه‌های گزارش‌دهی و سوت‌زنی است. این سازوکار که بر مبنای تشویق و پاداش طراحی شده، نه‌تنها موجب افزایش کشف موارد تخلف شده، بلکه حس مسوولیت اجتماعی نسبت به پرداخت مالیات را نیز در جامعه تقویت کرده است. در واقع، مردم از ناظران منفعل به شرکای فعال در نظام مالیاتی تبدیل شده‌اند.

از سوی دیگر، تمرکز هدفمند بر صنوف و مشاغل پرریسک سبب شده تا منابع نظارتی سازمان به شکل موثرتری تخصیص یابد. این رویکرد، نوعی مدیریت ریسک مالیاتی را در نظام مالیاتی ایران نهادینه کرده است؛ بدین معنا که منابع سازمان به جای توزیع گسترده و کم‌اثر، بر بخش‌هایی متمرکز شده که احتمال وقوع فرار مالیاتی در آنها بالاست. این تمرکز هدفمند ضمن افزایش اثربخشی نظارت، به تعمیق عدالت مالیاتی نیز کمک می‌کند، چراکه مانع از فشار غیرمنطقی بر مؤدیان شفاف و قانون‌مدار می‌شود.

همچنین گسترش پایگاه مالیاتی از طریق ثبت‌نام مؤدیان جدید و شناسایی فعالان اقتصادی فاقد پرونده، یکی از نتایج مستقیم این تحولات است. این اقدام ضمن افزایش شمول مالیاتی، عدالت افقی را تقویت می‌کند؛ یعنی همه فعالان اقتصادی، فارغ از اندازه یا حوزه فعالیت، سهم خود را در تامین درآمدهای عمومی می‌پردازند. در نتیجه، نظام مالیاتی به سمت شفافیت و اعتماد متقابل بیشتر میان دولت و مردم حرکت کرده است.

رویکرد پیشگیرانه و آینده نظام مالیاتی

تحول سازمان امور مالیاتی در سال‌های اخیر صرفا به افزایش وصولی‌ها محدود نبوده، بلکه نوع نگاه به پدیده فرار مالیاتی نیز تغییر یافته است. تمرکز صرف بر مجازات پس از تخلف جای خود را به پیشگیری داده است. از جمله، افزایش نظارت میدانی، اعمال قوانین سخت‌گیرانه‌تر بر تراکنش‌های مالی و استفاده از ابزارهای دیجیتال برای ردیابی فعالیت‌های اقتصادی، موجب شده احتمال بروز تخلف به شکل چشم‌گیری کاهش یابد.

 این رویکرد پیشگیرانه، چهره‌ای نو از نظام مالیاتی کشور ترسیم کرده است؛ نظامی که نه‌تنها با فرار مالیاتی مبارزه می‌کند بلکه زمینه شکل‌گیری یک فرهنگ مالیاتی پایدار را نیز فراهم می‌آورد. در واقع، مبارزه با فرار مالیاتی به ابزاری برای آموزش، شفافیت و اعتمادسازی تبدیل شده است.

در مجموع، مسیر تحول سازمان امور مالیاتی را می‌توان در سه راهبرد اصلی خلاصه کرد از جمله آنها باید به هوشمند‌سازی نظام مالیاتی، حمایت از اقشار کم درآمد و بهبود فضای کسب و کار در راستای توسعه عدالت مالیاتی، و تامین حداکثر رضایت مندی مودیان ضمن افزایش وصولی مالیات اشاره کرد.

 این سه مؤلفه در کنار هم، ساختار مالیاتی کشور را به سوی پویایی، شفافیت و کارآمدی سوق داده‌اند. روندهای اخیر نشان می‌دهد که نظام مالیاتی ایران در حال گذار از یک مدل سنتی به نظامی مدرن و داده‌محور است که توانایی پیش‌بینی و پیشگیری از تخلفات را دارد.

بنابراین، آنچه امروز در عملکرد سازمان مشاهده می‌شود تنها افزایش آمارها نیست؛ بلکه نشانگر یک تحول نهادی و فرهنگی است. تحولی که می‌تواند پایه‌گذار نسلی تازه از حکمرانی مالیاتی در ایران باشد، نسلی که عدالت مالیاتی را نه یک شعار، بلکه یک واقعیت اجرایی می‌داند.