چالش ذهنیتها در مالیات بر ارث
ریشه این مقاومت، بیش از آنکه اقتصادی باشد، ماهیتی اجتماعی و روانی دارد. «ارث» برای خانوادهها صرفا مجموعهای از داراییها نیست، بلکه با فقدان، اندوه و خاطرات پیوند خورده است. در چنین شرایطی، مواجهه با یک فرآیند اداری و مالیاتی، حتی اگر از نظر قانونی روشن باشد، میتواند فشار روانی قابلتوجهی ایجاد کند. بسیاری از وراث احساس میکنند در زمانی که هنوز درگیر سوگ هستند، ناچارند وارد مسیری شوند که زبان آن حقوقی و مالی است، نه عاطفی. در کنار این بُعد احساسی، ناآگاهی از جزئیات قانون نیز نقش مهمی در شکلگیری مقاومت دارد. بخش قابلتوجهی از خانوادهها نمیدانند چه اموالی مشمول مالیات بر ارث میشود، کدام داراییها معاف هستند، نرخها چگونه محاسبه میشوند و بدون پرداخت مالیات، عملا امکان انتقال قانونی اموال وجود ندارد. این ابهام، ترس از هزینههای پیشبینینشده را تشدید میکند و تصمیمگیری را به تعویق میاندازد.
بر اساس ماده ۱۷ قانون مالیاتهای مستقیم، مالیات بر ارث به اموالی تعلق میگیرد که در نتیجه فوت شخص (اعم از فوت واقعی یا فرضی) به وراث منتقل میشود. برای متوفیان از تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۵ به بعد، نظام جدیدی اعمال شده که تفاوت مهمی با گذشته دارد. پیش از این تاریخ، مالیات بر ارث بر کل ماترک محاسبه میشد و وراث ناچار بودند همه داراییها را یکجا اظهار کنند؛ اما در قانون جدید، مالیات بهصورت موردی و بر اساس نوع دارایی محاسبه میشود و وراث میتوانند برای هر مال، جداگانه گواهی دریافت کنند. همین تغییر، انعطافپذیری بیشتری در مدیریت داراییها ایجاد کرده است.
ریشه مقاومت کجاست و قانون چه میگوید؟
یکی از نکات کلیدی که کمتر به آن توجه میشود، نقش طبقهبندی وراث در تعیین نرخ مالیات است. بر اساس قانون، وراث به سه طبقه تقسیم میشوند و این تقسیمبندی مستقیما بر میزان مالیات اثر میگذارد. وراث طبقه اول شامل پدر، مادر، همسر، فرزندان و نوهها هستند و پایینترین نرخ را پرداخت میکنند. وراث طبقه دوم مانند خواهر، برادر، اجداد و فرزندان آنها، مشمول نرخی بالاتر میشوند و وراث طبقه سوم از جمله عمو، عمه، دایی و خاله، بیشترین نرخ را میپردازند. از سوی دیگر، همه داراییها بهطور یکسان مشمول مالیات نیستند. املاک و مستغلات، سپردهها و موجودی حسابهای بانکی، سهام و اوراق بهادار، وسایل نقلیه، مطالبات قابل وصول و اموال منقول باارزش، از مهمترین اقلام مشمول مالیات بر ارث محسوب میشوند. مبنای محاسبه نیز ارزش روز داراییها در زمان فوت است، پس از آنکه بدهیهای قطعی متوفی و هزینههای قانونی مانند کفن و دفن کسر شود.
در مقابل، قانون برای برخی پرداختها و داراییها معافیت در نظر گرفته است؛ از جمله وجوه و مزایای بیمهای مانند دیه و بیمه عمر، حقوق و مزایای بازنشستگی و پایان خدمت، خسارتهای بیمههای اجتماعی، اموال وقفی و نذری، اثاث متعارف منزل محل سکونت متوفی و داراییهای شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی برای وراث طبقه اول. با این حال، معافیت به معنای بینیازی از اعلام نیست و بسیاری از این اقلام باید برای صدور گواهی مالیاتی در اظهارنامه ذکر شوند.آنچه در عمل باعث تداوم مقاومت میشود، فاصله میان متن قانون و ذهنیت عمومی است. بسیاری از افراد دارایی موروثی را «درآمد جدید» تلقی نمیکنند، بلکه آن را ادامه زحمات نسل قبل میدانند.
همین نگاه باعث میشود پرداخت مالیات، نه بهعنوان یک قاعده حقوقی، بلکه بهعنوان کسر از یک حق خانوادگی دیده شود. روایتهای غیررسمی از اطاله فرآیند یا پیچیدگیهای اداری نیز این ذهنیت را تقویت میکند، حتی اگر تجربه شخصی اغلب افراد چنین نباشد. در نهایت، باید توجه داشت که بدون پرداخت مالیات بر ارث و دریافت گواهی مربوطه، انتقال رسمی اموال امکانپذیر نیست. بانکها، دفاتر اسناد رسمی، بورس و سایر مراجع قانونی، تنها با ارائه گواهی مالیات بر ارث اجازه انتقال یا برداشت داراییها را میدهند. این گواهی تاریخ انقضا ندارد، اما صرفا برای همان مال مشخص اعتبار دارد و برای سایر داراییها باید جداگانه دریافت شود.
جمعبندی آنکه کاهش مقاومت اجتماعی در برابر مالیات بر ارث، بیش از هر چیز به شفافسازی، اطلاعرسانی ساده و همدلانه و قابلپیشبینی بودن فرآیند وابسته است. هرچه خانوادهها بدانند با چه نرخهایی، چه معافیتهایی و چه مراحلی روبهرو هستند، مالیات بر ارث از یک موضوع پرتنش خانوادگی، به یک فرآیند حقوقی قابل مدیریت تبدیل میشود؛ فرآیندی که نه بر اجبار، بلکه بر آگاهی و پذیرش استوار است.
* کارشناس حوزه مالیات