چه میشود وقتی کارمان به چشم نمیآید؟
انواع کارهای نامرئی
اصطلاح «کار هیجانی» (Emotional Labor) برای توصیف شیوههایی به کار میرود که سازمانها به واسطه آنها، عواطف انسانی را به کالا تبدیل میکنند. پژوهشگران با مطالعه در مورد مهمانداران هواپیما و ماموران وصول مطالبات، دریافتند انتظاراتی که از این دو گروه میرود، بسیار فراتر از تامین امنیت مسافران یا نقد کردن چکهاست. شرکتها از مهمانداران میخواستند حس مراقبت و امنیت را به مسافران منتقل کنند. در مقابل، ماموران وصول مطالبات باید در بدهکاران حس ترس، ارعاب و عدم قطعیت ایجاد میکردند. خیلی زود مطالعات مشابه دیگری انجام شد که کار هیجانی را در مشاغل مختلف، از کارگران فستفود گرفته تا وکلای دادگستری، بررسی کرد. این تحقیقات نشان دادند که فرآیند ایجاد عواطف خاص در خود و دیگران، در طیف گستردهای از مشاغل به امری رایج تبدیل شده است.
از سوی دیگر، در حالی که کار هیجانی به تلاشهای درونی کارکنان برای انطباق احساساتشان با انتظارات سازمانی میپردازد، شرکتها ظاهر و نمود بیرونی افراد را هم به آنها دیکته میکنند.
این تمرکز بر «استایل» و «ظاهر»، بهویژه در برخی مشاغل خردهفروشی یا خدمات غذایی، با مفهوم «ارائه خدمت با لبخند» که در کار هیجانی مطرح است، تفاوت دارد. وقتی شرکتها نیروهای خود را ملزم میکنند که ظاهر خاصی داشته باشند، کارکنان در پاسخ به این انتظار «کار زیباییشناختی» انجام میدهند. بازسازی بدن، پوشش و ظاهر کلی برای انطباق با استانداردهای سازمانی، اتفاق تازهای در محیطهای کاری مدرن نیست، اما فرم دیگری از کار است که بهویژه با رشد مداوم صنعت خدمات، روز به روز شایعتر میشود.
کار هیجانی و زیباییشناختی به فعالیتهایی اشاره دارد که پنهان هستند و به چشم نمیآیند اما با شغل فرد گره خوردهاند. با این توصیفها، تکلیف کارهایی که اساسا «کار» محسوب نمیشوند چیست؟ یکی از انواع این کارها «کار شناختی» (Cognitive Labor) یا همان چیزی است که در زبان عامیانه «بار ذهنی» اداره خانواده نامیده میشود. عموما وظایفی مثل لباسشویی، آشپزی و نظافت کارهای بیمزدی محسوب میشوند که بخشی ضروری از کار خانهداری است، اما مدیریت روزانه یک خانه با انجام کارهایی مثل هماهنگ کردن قرارهای بازی کودکان، خرید هدیه برای جشن تولدها و وقت گرفتن از پزشک اطفال و اطمینان از اینکه این وظایف فراموش نشوند و درست انجام شوند هم بخشی لاینفک از زندگی خانوادگی است.
وجه اشتراک کارهای نامرئی
کارهای هیجانی، زیباییشناختی و شناختی چه وجه اشتراکی دارند؟ در درجه اول، هر سه از دید سازمان پنهان هستند و به همین دلیل بهسادگی نادیده گرفته میشوند. ممکن است فروشگاههای زنجیرهای فستفود از کارکنان خود بخواهند با روی گشاده با مشتریان برخورد کنند و به آنها احساس ارزشمندی بدهند. قطعا بسیاری از مشتریان از مراجعه به مکانی که با لبخند از آنها پذیرایی میشود، لذت میبرند. اما آنچه اغلب کمتر به چشم میآید، این است که کنترل سازمان بر عواطف نیروها میتواند به بروز حس بیگانگی، فرسودگی و استرس در کارکنان منجر شود، چون فشار ناشی از کارهایی که الزامی است اما به رسمیت شناخته نمیشود، میتواند حس استثمار شدن را در نیروی کار به وجود بیاورد.
علاوه بر این، کار نامرئی میتواند به تشدید سلسلهمراتب نژادی هم دامن بزند. کار زیباییشناختی مستلزم برخورداری از ظاهری خاص است و میتواند بهسادگی به تبعیض در استخدام تبدیل شود و کاندیداهایی را که از آن شرایط ویژه برخوردار نیستند، حذف کند.
در نهایت، انواع کارهای نامرئی میتوانند نابرابریهای جنسیتی را هم تداوم بخشند. تمام اعضای یک خانواده از کارهایی که برای اداره امور خانه انجام میشود بهرهمند میشوند و استفاده میکنند، اما معمولا زنان بخش بسیار بزرگتری از این مسوولیت را به دوش میکشند، حتی زمانی که در بیرون از خانه شاغل هستند و درآمد کسب میکنند.
تعاریف امروزی کار تغییر کرده است، بهطوری که تولید کالاهای ملموس دیگر تنها شکل با ارزش کار نیست. رشد سریع صنعت خدمات به این معناست که بسیاری از کارکنان به جای تولید کالاهای ملموس، موارد غیرملموسی مثل مشاوره مالیاتی، تحویل غذا یا تحلیل دادهها را تولید میکنند؛ هرچند دنیای کار نامرئی حتی از این خدمات هم وسیعتر است و فعالیتهای داخل و خارج از محیط کار را شامل میشود. باید گستره این نوع کارها را در نظر بگیریم و بدانیم که به شیوههای گوناگونی به برخی کارکنان فرصت، آزادی و زمانی را میبخشند که از دیگران دریغ شده است.
منبع: Forbes