پکیج عذاب

 این بازی اما برای آنهایی که از پای تلویزیون آن را تماشا کردند، یک پکیج عذاب تمام و کمال بود. از میان انبوه عوامل آزاردهنده، در این مطلب به چهار مورد می‌پردازیم.

زمین افتضاح

تردیدی نیست که زمین مسابقه اصلی‌ترین پیش‌نیاز برای انجام هر دیداری به شمار می‌رود؛ مثل پیست برای اتومبیلرانی و دوچرخه‌سواری یا برف برای اسکی. فوتبال ایران اما سال‌هاست که در فراهم کردن همین مقدمه ساده هم معطل و ناتوان است و به ویژه طی سال‌های اخیر با توجه به پروژه مجهول و بی‌پایان بازسازی آزادی، اوضاع بدتر هم شده است.

درحالی‌که خود چادرملو به خاطر آماده نبودن ورزشگاهش در تهران از رقبا میزبانی می‌کند، چمن استادیوم انتخابی آنها یعنی ورزشگاه تختی در وضع فضاحت‌بازی به سر می‌برد، طوری که توپ سه متر هم روی آن به صورت صاف حرکت نمی‌کند. وقتی شما اصلی‌ترین ابزار لازم برای برگزاری یک بازی را ندارید، طبیعی است که تماشاگر تلویزیونی نود دقیقه آزار می‌بیند و سردرد می‌گیرد.

فوتبال ضعیف

گفتیم که در ارزیابی عملکرد دو تیم حتما باید شرایط زمین را هم دخیل کرد، اما حتی با توجه به همین فاکتور هم آنچه پرسپولیس و چادرملو ارائه دادند جالب نبود. تیم یزدی مثل فصل گذشته متکی به یک فوتبال فیزیکی با دوندگی بالا و دفاع فشرده است، هرچند در این مسابقه بازیکنان این تیم توانستند یک بار تیر دروازه پیام نیازمند را بلرزاند. پرسپولیس هم که مثل سایر مسابقات این فصلش سردرگم و غیرقابل دفاع عمل کرد.

وحید‌ هاشمیان در چینش شاگردانش مشکلات زیادی دارد و برخی تعویض‎‌های او هم قابل فهم نیستند. در پرسپولیس از بازیکنان بعضا در پست‌های غیرتخصصی استفاده می‌شود که سردرگم‌کننده است. قرمزها در این بازی شاید نهایتا یک ربع یا بیست دقیقه آخر را هجومی بازی کردند و توانستند موقعیت‌هایی خلق کنند که خب دیگر دیر شده بود.

گزارش اعصاب خردکن

از همه اینها که بگذریم، به عملکرد بحث‌برانگیز گزارشگر مسابقه می‌رسیم؛ عباس قانع که نود دقیقه تمام با فریادهای اغراق‌آمیز و ایجاد التهاب و هیجان کاذب سعی داشت مثلا مسابقه را جذاب کند، اما نتیجه کار کاملا معکوس بود و بسیاری از مخاطبان از یک جا به بعد تصمیم گرفتند صدای تلویزیون را ببندند. متفاوت گزارش کردن لزوما چیز خوبی نیست؛ این رویکرد زمانی ارزشمند است که به دل مخاطب بنشیند. در مسابقه‌ای که اغلب اوقات چیزی برای ارائه نداشته، این همه داد و فریاد و جملات بی‌ربط، فقط باعث آزار بیننده می‌شود. جالب است که خود قانع هم در ابتدای وقت دوم گفت: «بازی در نیمه اول چیزی نداشت و من سعی کردم به آن هیجان و حرارت بدهم.» خسته نباشید دوست عزیز!

داستان قاب در قاب

بخش دیگری از این پکیج اما به دقایقی مربوط می‌شد که مسابقه کشتی با فوتبال تداخل پیدا می‌کرد. درحالی‌که شبکه‌های سه و ورزش ماموریت پوشش رویدادهای ورزشی را دارند و می‌شد کشتی و فوتبال را کاملا سوا از هم روی آنتن برد، تلویزیون ترجیح داد غیر از پخش کشتی در شبکه ورزش، قاب کانال سه را هم برای پوشش این رویداد نصف کند. خب چرا؟

این سیاست غیر از کلافه کردن مخاطب چه نتیجه دیگری دارد؟ می‌شد هر کدام از این دو رویداد را به یک شبکه برد، هر کسی هم که علاقه داشت همان کانال را تماشا کند. چرا برای دقایق طولانی هواداران فوتبال را آزار می‌دهید تا یک مسابقه کشتی از دو کانال پخش شود؟عجیب آن که این نخستین بار هم نبود که چنین اتفاقی رخ می‌داد و روشن نیست این ایده از کجا آمده که این‌قدر در اجرای آن مصمم هستند!