دار و دسته طلبکارها!

تا جایی می‌شد این مساله را چندان جدی تلقی نکرد، اما اقدام قابل‌توجه باشگاه پرسپولیس در فعال کردن بند تمدید قرارداد اوسمار ویرا، به وضوح نشان داد که خبرهایی بوده است! جامعه فوتبال، این سیاست را حمل بر واکنش مدیران باشگاه به شیوع بازیکن‌سالاری در تیم کرده و این‌طور به نظر می‌رسد که آنها خواسته‌اند به ستاره‌های یاغی پیغام بدهند تلاش احتمالی‌شان برای پایین کشیدن سرمربی به جایی نخواهد رسید.

نشانه دیگری که به تازگی پدیدار شد و شرایط غیراستاندارد پرسپولیس را بیش از پیش به رخ کشید، اخراج دو بازیکن از تمرینات قرمزها بود. بر این اساس و با نظر اوسمار ویرا، سروش رفیعی و محمد‌امین کاظمیان فعلا از حضور در تمرینات منع شده‌اند. گویا این دو نفر به تازگی با هم درگیری داشته‌اند و سروش که حرف و حدیث‌های خیلی زیادی در مورد او وجود دارد، در همان روز حتی با مارکو باکیچ هم درگیری لفظی داشته است.

همه اینها را بگذارید کنار داستان یاسین سلمانی و تیوی بیفوما؛ دو بازیکنی که نام آنها هم در فهرست طولانی بی‌انضباط‌های پرسپولیس به چشم می‌خورد. سلمانی از حضور در اردوی زمستانی تیم خودداری کرد و پس از آن با خشم و واکنش تند اوسمار ویرا مواجه شد. او یکی از بی‌ثمرترین بازیکنان تاریخ پرسپولیس بوده که با وجود هزینه و جنجال فراوان، هیچ خروجی خاصی نداشته است. از سوی دیگر بیفوما هم با سبک زندگی غیرحرفه‌ای‌اش صدای همه را در آورده. این بازیکن یا مصدوم است، یا آن‌قدر از شرایط نرمال فاصله دارد که سرمربی تیم رغبت نمی‌کند از او استفاده کند. از همه بدتر زمانی است که بیفوما به میدان می‌رود؛ آنجاست که شاهد نمایش یک بازیکن خودخواه هستیم که زمین فوتبال را با تئاتر تک نفره اشتباه گرفته و صرفا مشغول نمایش دادن خودش است. بیفوما تا وقتی ناچار نشود، به هیچ‌کس پاس نمی‌دهد و همین مساله باعث شده او در زمره خریدهای ناموفق سرخ‌پوشان قرار بگیرد؛ بازیکنی که تاکنون فقط یک گل برای قرمزها زده است.

مثال‌های زیادی زدیم، اما وضع پرسپولیس حتی از این هم بدتر است؛ آن‌قدر که علی علیپور پس از ۱۵۰۰ دقیقه ناکامی در زدن گل در جریان بازی، در میکس‌زون به خبرنگاران پرخاش می‌کند. مجموعه اینها در شرایطی است که پرسپولیس در بخشی از بهترین سال‌های تاریخش، تا حد زیادی از بازیکن‌سالاری فاصله گرفته بود؛ چنان که مثلا برانکو با ستاره‌های سرشناسی مثل رامین رضاییان و محسن مسلمان برخورد سنگین قهرآمیز می‌کرد، اما صدا از کسی در نمی‌آمد. آن انضباط که حالا رسما به حلقه مفقوده تیم تبدیل شده، یکی از مهم‌ترین عوامل کامیابی قرمزها بود. حالا اما هر کسی ساز خودش را می‌زند و عجیب‌تر آنکه هر چقدر می‌بازند، طلبکارتر هم می‌شوند! علامت سوال بزرگ این بلبشو هم به نقش کریم باقری مربوط می‌شود؛ راستی مگر فلسفه حضور او در تیم، سر و سامان دادن به مسائل انضباطی نبود؟ این روزها چه می‌کنی آقا کریم؟!