هجمه افکار و مرورشان به حدی که محل کارم تمرکز نداشتم و رعنا که چندین بار صدایم زده بود متوجه نشدم تا اینکه دستانش را روی شانه ام حس کردم 

گفت: ستاره کجایی معلوم هست، گلوم درد گرفت از بس صدات کردم 

گفتم: ببخشید حواسم نبود 

گفت : اونو که فهمیدم حواست به من که هیچی به کارت هم نیست الان دکتر شکوهی بیاد شاکی میشه 

گفتم :وای راست میگی خدا به خیر کنه 

چند روز بعد  رعنا بهم گفت: نمیخای بگی چی شده 

گفتم: موضوع خاصی نیست 

گفت: اما تو بهم ریخته‌ای 

گفتم : اتفاقات تلخ توی ذهنم مرور میشه و اذیتم می‌کنه 

گفت : به پذیرش رسیدی ؟ 

گفتم: منظورت چیه 

گفت: گاهی اوقات ما باید با اون اتفاق تلخ همراه بشیم و رخ دادنش رو بپذیریم اما وقتی مدام از خودمون سوال میکنیم چرا این اتفاق افتاد ؟ آیا من مقصر بودم، درگیر نشخوار فکری شدیم 

گفتم : آره دقیقا ، منم مدام دنبال چرایی اش هستم 

گفت : پس مشکل همینجاست، باید به مرور زمان به پذیرش برسی زمان بره اما شدنی به خودت سخت نگیر دختر خوب 

گفتم: اما مامانم مرتب بهم میگه چته تمومش کن غصه خوردن رو چرا توی خودتی ؟ این سوالات بیشتر اذیتم می‌کنه 

رعنا گفت: خب مامانت دوست داره به شیوه خودش با مسائل کنار بیای در صورتی که تو متفاوتی و شاید به زمان بیشتری لازم داشته باشی 

چرا به آدمی که غمگین است 

می‌گویید غمگین نباشد و اشک نریزد 

و قوی باشد؟ 

چرا حق نمی‌دهید آدم‌ها توان عبور 

از برخی رنج‌ها را نداشته‌باشند؟ 

که نیاز داشته‌باشند در خود فرو بروند و 

سوگواری کنند و فروپاشیده‌شوند 

و وقتش که رسید، از نو خودشان را 

ترمیم کنند و به زندگی برگردند؟

چرا فکر می‌کنید همه در مواجهه با رنج 

و اندوه، یک‌جور رفتار می‌کنند؟ 

یکی تحمل می‌کند، یکی می‌شکند و دیگری لِه می‌شود!!! 

هرچند هر سه با یک گونه از رنج روبرو شده‌باشند! 

شیوه‌ی تعامل و مواجهه‌ی آدم‌ها با رنج‌هاشان را هرگز نمی‌توان پیش‌بینی کرد. 

آدمی که تا امروز عظیم‌ترین مصیبت‌ها را تحمل می‌کرده امکان دارد فردا 

با کوچکترین ناملایمتی و اندوهی از هم بپاشد!

ما نمی‌دانیم ظرفیت آدم‌ها در کدامین بزنگاه پر می‌شود، کجا بی‌نهایت آسیب‌پذیر و شکننده می‌شوند و با کمترین تلنگری فرو می‌ریزند، چرا که از پیش، تمام ضربه‌های ممکن به روان و جانشان وارد شده و همیشه این آخرین ضربه است

که کار را تمام می‌کند...

در مواجهه با آدم‌ها، حواسمان به حرف‌ها و رفتارهامان باشد، شاید این ما باشیم که آخرین ضربه را وارد می‌کنیم.

حق با رعنا بود آدم‌ها در مواجهه با مسائل مختلف با یکدیگر متفاوتند و نباید انتظار داشت واکنش یکسان داشته باشند.