رویداد هفته
آزمون سخت شرکتهای دانشبنیان اصفهان/ حوضچه کوچک داخلی یا اقیانوس جهانی
گذار اجتنابناپذیر: دانشبنیانی شدن، نه یک انتخاب که یک ضرورت بقا
دنیا در حال سپری کردن دورانی است که انقلاب صنعتی چهارم (اتوماسیون و هوش مصنوعی) و پنجم (همگرایی انسان و ماشین) بهصورت همزمان در حال شکلدهی به آینده هستند. در این پارادایم جدید، ثروت آفرینی نه از طریق منابع زیرزمینی که از مسیر «دانش» و «نوآوری» میگذرد. آقای افشین بهدرستی به نقش کاهندگی واردات توسط شرکتهای دانشبنیان اشاره کرد؛ نمونه دارویی که با یکپنجاهم قیمت جهانی تولید میشود، گواهی انکارناپذیر بر این مدعاست. این امر نشان میدهد اقتصاد دانشبنیان، دیگر یک «شعار تشریفاتی» یا یک «گزینه مکمل» نیست، بلکه تنها راه تضمین «امنیت ملی»، «استقلال اقتصادی» و «تابآوری» در برابر تحریمها و شوکهای خارجی است. استان اصفهان با پشتوانه صنعتی قدرتمند و زیرساخت دانشگاهی غنی، در موقعیتی استثنایی برای تبدیلشدن به موتور محرک این گذار ملی قرار دارد؛ اما این موقعیت، بهخودیخود تضمینکننده موفقیت نیست.
پرهیز از شعارزدگی: پشت آمار رسمی چه میگذرد؟
تمرکز صرف بر تعداد شرکتها میتواند ما را به دام «شعارزدگی» بیندازد. آنچه اهمیت دارد، «نرخ تبدیل ایده به ثروت» و «تاثیرگذاری اقتصادی واقعی» این شرکتهاست. صادرات ۲.۵ میلیارد دلاری کل شرکتهای دانشبنیان کشور، هرچند ارزشمند، در مقایسه با پتانسیل واقعی ایران و همچنین در سنجش با رقبای منطقهای، عددی نیست که بتوان بر آن ماند. سؤال اساسی اینجاست: سهم اصفهان از این صادرات چقدر است؟ و آیا این سهم، با جایگاه دومی آن در تعداد، تناسب دارد؟
خطر اصلی، «سیاست زدگی» و «آمار گرایی» است. وقتی موفقیت یک استان تنها درگرو تعداد شرکتهای ثبتشده در سامانه باشد، ممکن است شاهد ایجاد «شرکتهای دانشبنیان پوستهای» باشیم که برای دریافت معافیتهای مالیاتی و تسهیلات ارزی شکل میگیرند، بدون آنکه محصول نوآورانه یا مدل کسبوکار مقاومی داشته باشند. خروج از این ورطه، نیازمند تغییر شاخصهای ارزیابی از «کمیت» به «کیفیت» است؛ شاخصهایی مانند ارزش صادرات غیرنفتی، ایجاد اشتغال با بهرهوری بالا و تعداد پتنتهای ثبتشده بینالمللی.
تنگنای مالی؛ تیغی بر گلوی نوآوری
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی شرکتهای دانشبنیان اصفهان و کل کشور، مسئله «تامین مالی» است. این چالش چندوجهی است:
اولازهمه نرخ بهره بالا! اساساً فلسفه وجودی شرکتهای دانشبنیان، کار در محیطی پر ریسک و با چشمانداز بازگشت سرمایه بلندمدت است. تزریق منابع مالی با نرخ بهرههای ۲۰ تا ۳۰ درصدی، مانند این است که به یک ورزشکار استقامت، قبل از مسابقه غذای سنگین بدهیم. این نرخها، نفس نوآوری را میگیرد و شرکت را مجبور میکند برای بازپرداخت بدهیهای کوتاهمدت، از چشماندازهای بلندمدت خود چشمپوشی کند.
چالش دوم را باید در انتقال درآمدها جستجو کرد، برای شرکتی که چشم به بازارهای جهانی دوخته، مشکل انتقال درآمد ارزی به داخل کشور و تبدیل آن به ریال با نرخی عادلانه، یک کابوس همیشگی است. این امر، انگیزه صادرات را بهشدت تضعیف میکند و شرکتها را به دامان بازار داخلی محدود و کم رقابت میکشاند.
گذر از اقتصاد بسته؛ نبرد در عرصه جهانی یا رقابت در حوضچه داخلی؟
بازار داخلی ایران، باوجود جمعیت ۸۵ میلیونی، برای بسیاری از فناوریها یک «حوضچه کوچک» است. محدود ماندن در این حوضچه، دو پیامد دارد:
اولین پیامد شکل گرفتن رقابت درونی تخریبگر است که همین حالا هم در مواردی شاهد آن هستیم. شرکتها بهجای آنکه برای رقابت با غولهای فنّاوری جهانی خود را به سلاح نوآوری مجهز کنند، تمام انرژی خود را صرف رقابت با یکدیگر بر سر سهمی از یک کیک محدود میکنند. این امر درنهایت به قیمتشکنیهای غیراصولی و کاهش کیفیت کالاها میانجامد.
اما پیامد دوم که از اولی هم مخربتر است را میتوان محصولات غیر رقابتپذیر نامید! محصولی که تنها در بازار داخلی و در سایه حمایتهای تعرفهای میدرخشد، در برابر محصولات مشابه خارجی که در کوره رقابت جهانی گداخته شدهاند، شانسی ندارد. راه نجات، هدفگیری بازارهای منطقهای و بینالمللی از همان روز نخست است. شرکت دانشبنیان اصفهانی باید بتواند محصول خود را نه با محصول تهرانی که با محصولی از دوبی، استانبول یا هایدلبرگ مقایسه کند.
گذار از ایزوله داخلی به شبکهسازی جهانی: نقش شتابدهندههای بینالملل
استان اصفهان باوجود جایگاه ممتاز، هنوز فاقد یک اکوسیستم یکپارچه و جهانی شده برای فناوری است. یک نقطه کور استراتژیک، کمرنگی حضور شتابدهندهها و مراکز نوآوری بینالمللی است. این نهادها تنها ارائهدهنده فضای کار اشتراکی نیستند، بلکه پلهای حیاتی برای اتصال به بازارهای جهانی محسوب میشوند.
پس دسترسی به شبکههای توزیع جهانی اهمیت بالایی دارد یک شتابدهنده معتبر بینالمللی، میتواند محصول یک شرکت اصفهانی را به خریداران در اروپا یا جنوب شرق آسیا متصل کند.
جذب سرمایه خطرپذیر بینالمللی (VC) تدبیر و توصیه دیگر است، این شتابدهندهها، سرمایهگذاران خطرپذیری را به دور میز مذاکره میآورند که حاضرند برای «چشمانداز رشد» سرمایهگذاری کنند، نهفقط برای «سود قطعی کوتاهمدت». این نگاه، دقیقاً نقطه مقابل منطق وامهای بانکی با بهره ثابت در ایران است.
اعتبارسنجی و اعتمادسازی ازجمله نیازهای جدی شرکتهای دانشبنیان برای بقا و در ادامه آن توسعه به شمار میرود، حضور و تایید یک شتابدهنده بینالمللی، مانند یک **مهر کیفیت** جهانی بر روی شرکت نوپا عمل میکند و راه را برای مذاکرات بعدی هموار میسازد.
تغییر پارادایم در جذب سرمایه: از وام به سرمایهگذاری
مسئله تنها مقدار پول نیست، بلکه نوع تامین مالی است. اقتصاد دانشبنیان جهانی، بر پایه سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital) و بهاصطلاح فرشتگان سرمایهگذار (Angel Investment) میچرخد. در این مدل سرمایهگذار درازای دریافت «سهم» از شرکت، سرمایه ارائه میدهد. این کار باعث میشود او برای رشد بلندمدت شرکت دغدغه داشته باشد و نه بازپرداخت ماهانه.
همچنین سرمایهگذاران خطرپذیر، علاوه بر پول، «هوشمندی کسبوکار»، «مشاوره استراتژیک» و «شبکه ارتباطی» خود را نیز به ارمغان میآورند.
برای شرکتهای اصفهانی ضروری است که بهجای تمرکز صرف بر تسهیلات بانکی، بیزینس پلنهای جذاب و پیش نمونههای مقیاسپذیر (Scalable) تهیه کنند تا بتوانند این نوع سرمایهگذاران هوشمند را جذب کنند.
توصیههایی برای بقا در جنگل فناوری
در این مسیر پر چالش، خود فعالان عرصه دانشبنیان نیز مسئولیتهای خطیری بر عهدهدارند که سه مورد از آنها ذکر میکنیم.
آنها باید به فکر افزایش رقابتپذیری بینالمللی باشند کیفیت محصول باید تا حد استانداردهای جهانی ارتقا یابد. دریافت گواهینامههای بینالمللی (ایزوهای تخصصی)، طراحی بستهبندی حرفهای و توجه به تجربه کاربری (User Experience) نکاتی نیستند که بتوان از آنها چشمپوشی کرد.
از سوی دیگر مثل بسیاری از صنایع پیشین یا شکستخوردگان تولید و تجارت در ایران و جهان به حمایتهای دولتی، دل نبندند! هرگونه حمایت دولتی – از معافیت مالیاتی تا تسهیلات ارزی – میتواند بهراحتی به یک «تله وابستگی» تبدیل شود. تاریخ اقتصادی جهان نشان داده است که شرکتهای قوی، در بستر رقابت آزاد و نه در سایه حمایتهای دائمی دولتها، متولد میشوند. حمایت دولت باید «آغازگر پرواز» باشد و نه به قول قدیمیها تربیت کفتر جَلد
در این مسیر نباید از فراگیری هنر ارتباطات و بازار سازی غافل ماند، دوران آن گذشت که یک مهندس یا دانشمند تنها در آزمایشگاه خود بنشیند و محصولی عالی تولید کند. امروز، «فروش» و «تبلیغ» فناوری، خود یک فناوری پیچیده است. فعالان این عرصه باید مهارت ارتباط موثر با رسانهها، روایتگری (Storytelling) از محصول خود و ساخت یک برند قابلاعتماد را بیاموزند. آنها باید بتوانند ارزشافزوده محصول خود را نه برای یک کارشناس که برای یک سرمایهگذار، یک مشتری بالقوه و حتی جامعه عام به زبان ساده توضیح دهند.
نقشه راه یا شعار؟
اگر بخواهیم گزارشی که خواندید را جمعبندی کنیم باید بگوییم: رتبه دوم اصفهان میتواند ایستگاهی مطلوب یا یک سرپل برای جهش باشد. تمایز بین این دو، درگرو اجرایی سازی یک نقشه راه عملیاتی است که بر چند محور استوار است.
اولازهمه نظام تامین مالیتان از پایه و اساس تغییر دهید، سپس از طریق جذب شتابدهندههای معتبر روی بینالمللی سازی اکوسیستم کارکنید و برای استوار کردن محور سوم، با ایجاد جهشی کیفی در شاخصهای ارزیابی، پارادایم حاکم را از کمیت به کیفیت و تأثیرگذاری اقتصادی تغییر دهید
فیالواقع رتبه دوم، یک نقطه آغاز است؛ موفقیت واقعی زمانی رقم میخورد که این آمار، به ثروتی ملموس و جایگاهی برتر در نقشه فناوری جهان تبدیل شود.