کمربند بیابان بر گردن اصفهان

کانون‌های اصلی فرسایش بادی در مناطقی مانند کاشان، آران و بیدگل، نائین، خور و بیابانک و حاشیه‌های تالاب بین‌المللی گاوخونی متمرکز هستند. طوفان‌های نمکی ناشی از خشکی این تالاب، اکنون به یکی از منابع اصلی تولید ریزگردها تبدیل شده و دامنه تأثیر آن به کلانشهر اصفهان و حتی استان‌های همجوار کشیده شده است. در یک دهه گذشته، پروژه‌های نهالکاری، به‌ویژه با گونه‌های مقاومی مانند تاغ و قره‌داغ، در دستور کار قرار گرفته است. بر اساس آمارهای منابع طبیعی، سالانه به طور میانگین بر چند هزار هکتار از عرصه‌های بیابانی استان نهالکاری انجام می‌شود. با این حال، این اقدامات در مقایسه با سرعت گسترش بیابان و خشکسالی‌های پی در پی، ناکافی به نظر می‌رسد.

خسارت‌های پرهزینه غفلت از بیابان‌زدایی

پیامدهای عملی بیابان‌زایی و طوفان‌های گرد و غبار برای اصفهان صنعتی و پرجمعیت، بسیار ملموس و پرهزینه است. گرد و غبار متراکم، کارایی نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها را به شدت کاهش می‌دهد. رسوب ذرات ریز بر روی پره‌های توربین‌های گازی و ژنراتورها، هم باعث افت تولید انرژی می‌شود و هم نیاز به تعمیرات و شستشوی پرهزینه و مکرر را ایجاد می‌کند. خطوط برق فشار قوی نیز در معرض آسیب ناشی از هدایت الکتریکی ناشی از گرد و غبار نمکی قرار دارند که می‌تواند منجر به قطعی‌های گسترده برق شود. در بخش حمل و نقل، کاهش شدید دید در جاده‌های اصلی مانند محور اصفهان – نائین و آزادراه اصفهان – تهران، سالانه منجر به افزایش تصادفات مرگبار می‌گردد. در فضای شهری اصفهان، پدیده ریزگردها هزینه‌های سنگینی بر سیستم بهداشت و درمان تحمیل می‌کند. افزایش مراجعات به اورژانس به دلیل مشکلات تنفسی، تشدید بیماری‌هایی مانند آسم و آلرژی و کاهش کیفیت زندگی شهری، تنها بخشی از این تبعات است. فرسایش بادی همچنین حاصلخیزی خاک زمین‌های کشاورزی باقی‌مانده در حاشیه شهرها را از بین می‌برد و امنیت غذایی منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تجربه جهانی چه می گویند

اقدامات موفق جهانی در مقابله با بیابان‌زایی نشان می‌دهد که این مبارزه نیازمند ترکیبی از راهکارهای مهندسی، زیست‌بومی، اقتصادی و فناورانه است. پروژه "دیوار سبز چین"، که یکی از بزرگترین پروژه‌های اکولوژیک جهان است، تنها به کاشت درخت محدود نمی‌شود. این پروژه شامل سامانه‌های جمع‌آوری آب باران، ایجاد مزارع جنگلی-زراعی (اگروفارستری) برای معیشت روستاییان، و ممنوعیت چرای دام در مناطق احیا شده است. در ساحل عاج و بورکینافاسو، کشاورزان با احیای تکنیک سنتی "زاهای" (چاله‌های کاشت)، خاک را در برابر فرسایش مقاوم و رطوبت را در زمین نگه می‌دارند که منجر به افزایش ۵۰ درصدی برداشت محصولات شده است. کشور مصر نیز با ایجاد "کمربندهای سبز" در اطراف شهرهای جدید مانند العاصمه اداریه، با استفاده از فاضلاب تصفیه شده برای آبیاری، هم مشکل کم آبی را حل کرده و هم مانعی در برابر شن‌های روان ایجاد نموده است.

مزارع خورشیدی متحد بیابان‌زدایی

یک راهکار نوظهور و امیدبخش، تلفیق "مزارع انرژی خورشیدی" با عملیات بیابان‌زدایی است. این ایده تنها تولید انرژی پاک نیست. آرایه‌های خورشیدی با ایجاد سایه، سرعت باد را در سطح زمین کاهش می‌دهند و از فرسایش خاک و تبخیر رطوبت می‌کاهند. این رطوبت نسبی بالاتر و شرایط میکروکلیما می‌تواند زمینه را برای رشد تدریجی گیاهان مقاوم زیر پنل‌ها فراهم کند. نمونه‌های اولیه در صحرای گبی چین و صحرای بزرگ آفریقا نشان داده که این روش می‌تواند همزمان برق تولید کند و به تثبیت خاک کمک نماید. برای اصفهان، که هم از بیابان زایی رنج می‌برد و هم دارای پتانسیل بالای تابش خورشید است، توسعه پایلوت‌های تحقیقاتی در این زمینه می‌تواند یک راهبرد دو سر برد باشد: تولید انرژی و مقابله با فرسایش.

اقدامات ملی و نقش صنعت در ایران

در سطح ملی، ایران نیز تجربیاتی در بیابان‌زدایی دارد. پروژه‌های موفق تثبیت شن‌های روان در منطقه سیستان با کاشت گونه‌هایی مانند گز و کهور، و مشارکت صنایع بزرگ مانند شرکت ملی نفت و معدن چادرملو در ایجاد کمربندهای سبز حفاظتی در اطراف تأسیسات خود، نمونه‌هایی از این دست هستند. در سال‌های اخیر، رویکرد مشارکت صنایع آلاینده یا مستقر در مناطق بیابانی در طرح‌های بیابان‌زدایی، به عنوان یک تکلیف زیست‌محیطی و راهبردی در حال نهادینه شدن است. این مدل می‌تواند برای استان اصفهان، با دارا بودن قطب صنعتی بزرگ کشور، الگویی عملیاتی باشد. صنایع بزرگ می‌توانند با اختصاص بخشی از مسئولیت اجتماعی خود به تامین مالی، نظارت فنی و حفاظت از عرصه‌های بیابان‌زدایی شده، هم از زیرساخت‌های خود محافظت کنند و هم سهمی در بهبود محیط زیست منطقه داشته باشند.

اقدامات اصفهان در یک دهه گذشته

در استان اصفهان طی دهه گذشته، فعالیت‌های قابل توجهی با محوریت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری انجام شده است. عمده این فعالیت‌ها شامل ایجاد کمربندهای سبز در اطراف شهرهای در معرض خطر، مالچ‌پاشی در کانون‌های بحرانی فرسایش بادی برای تثبیت موقت شن‌های روان و نهالکاری گسترده با گونه‌های بومی و مقاوم بوده است. پروژه‌های احیای پوشش گیاهی مراتع در حاشیه بیابان نیز با هدف کاهش فشار چرای دام و تقویت اکوسیستم طبیعی دنبال شده است. با این حال، این اقدامات غالباً با موانع جدی مواجه بوده‌اند. کمبود بودجه مزمن، باعث محدود شدن عملیات به مناطق معدودی شده و پایش و آبیاری نهال‌های کاشته‌شده را با مشکل روبرو کرده است. پدیده خشکسالی طولانی‌مدت و کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، بقای بسیاری از نهال‌ها را تهدید می‌کند. همچنین، فقدان یک برنامه منسجم و فرادستگاهی که تمامی نهادهای مؤثر از جمله صنعت، کشاورزی و شهرداری‌ها را هماهنگ کند، از کارایی کوشش‌ها کاسته است. برای نمونه، ادامه مصرف آب‌بر در بخش کشاورزی و صنعت در برخی مناطق، خود عاملی برای تشدید کم‌آبی و نهایتاً بیابان‌زایی است. این تناقض نشان می‌دهد بدون نگاهی سیستماتیک که به ریشه‌های بحران (مدیریت نادرست آب) بپردازد، اقدامات مقابلتی می‌توانند تنها اثراتی موقتی داشته باشند.

سرمایه‌گذاری روی طبیعت، بیمه آینده توسعه است

سرمایه‌گذاری در مقابله با بیابان‌زایی و تثبیت کانون‌های گرد و غبار، یک هزینه نیست، بلکه یک "بیمه‌نامه استراتژیک" برای حفظ سرمایه‌های ملی و تضمین توسعه پایدار استان اصفهان است. بازگشت این سرمایه‌گذاری به شکل مستقیم و غیرمستقیم محاسبه می‌شود. کاهش خسارت به زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، پایین آمدن هزینه‌های درمان و بهداشت عمومی، حفظ حاصلخیزی خاک و امنیت غذایی، و تقویت جاذبه‌های گردشگری تاریخی و طبیعی اصفهان از جمله منافع ملموس این سرمایه‌گذاری است. ایجاد "صندوق مقابله با بیابان‌زایی استان اصفهان" با مشارکت دولت، صنایع بزرگ استان (که خود از متضرران اصلی گرد و غبار هستند) و نهادهای بین‌المللی می‌تواند چالش بودجه را تخفیف دهد. به‌کارگیری فناوری‌های نوین مانند سامانه‌های آبیاری با بازده بسیار بالا، پایش ماهواره‌ای مناطق در معرض خطر و کشت گیاهان دارویی سازگار با کم‌آبی می‌تواند بهره‌وری پروژه‌ها را افزایش دهد. موفقیت نهایی اما در گرو ایجاد یک اتاق فرمان واحد برای مدیریت یکپارچه آب، خاک و پوشش گیاهی در سطح حوضه‌های آبریز اصفهان و جلب مشارکت واقعی جوامع محلی است. این امر مستلزم آن است که ساکنان مناطق بیابانی از طریق ایجاد مشاغل سبز وابسته به عرصه‌های احیا شده، به حافظان فعال این عرصه‌ها تبدیل شوند. استان اصفهان در آستانه انتخاب سرنوشت‌ساز قرار دارد: یا با برنامه‌ریزی هوشمندانه و سرمایه‌گذاری به موقع، جلوی پیشروی بیابان را بگیرد، یا شاهد ادامه تخریب زیرساخت‌های هزاران میلیارد تومانی خود و تحمیل هزینه‌های گزاف بر سلامت و اقتصاد شهروندان باشد.