گذار از انرژی فسیلی باعث کاهش تقاضای سوخت در جهان خواهد شد
مسیرهای پیش روی پتروشیمی ایران
از یکسو ادامه کار با ساختار فعلی به معنای گرفتارشدن در مسیر «تداوم مسیر سوختمحور و ورود به ضرردهی» است؛ مسیری که با گسترش خودروهای برقی در جهان، بازار سوخت را کوچکتر میکند و سودآوری پالایشگاهها را از بین میبرد. در برابر آن، مسیر «تبدیل نفت کوره به محصولات پتروشیمی و حرکت بهسوی تولید پروپیلن» قرار دارد که میتواند نقش واقعی پالایشگاهها را در اقتصاد کشور بازتعریف کند.
گزینه دیگر، «سرمایهگذاری در الگوهای نو مانند تبدیل مستقیم نفت خام به مواد شیمیایی» است که هرچند برای ساخت پالایشگاههای جدید مناسب است، اما در کوتاهمدت راه نجات نیست. سرانجام، خطر انتخابنکردن و گرفتار شدن در «انفعال در برابر تحولات جهانی و ازدسترفتن مزیت رقابتی» آینده این صنعت را تهدید میکند. اکنون زمان تصمیمگیری است؛ تصمیمی که تاخیر در آن هزینه سنگینی خواهد داشت.
بر اساس دادههای منتشر شده در نشریه پلاتس، چین که بزرگترین بازار خودرو در جهان است، برنامهریزی کرده تا در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۵درصد از تولیدات خودرویی خود را به خودروهای برقی و هیدروژنی اختصاص دهد. این تحول شگرف بهمعنای ایجاد مازاد ۱۰۰میلیون تن فرآورده نفتی در همان سال خواهد بود. برای درک بهتر این رقم باید گفت که کل ظرفیت پالایشی ایران در حال حاضر حدود ۲.۲میلیون بشکه در روز است که معادل حدود ۱۱۰میلیون تن در سال میشود. به عبارت دیگر، تنها مازاد تولید چین در سال ۲۰۲۵ تقریبا برابر با کل تولید سالانه پالایشگاههای ایران است.
هند هم در همین مسیر حرکت کرده و هماکنون به یک صادرکننده بزرگ فرآوردههای نفتی تبدیل شده است. وقتی دو کشور پرجمعیت آسیایی که مجموعا بیش از ۲.۸میلیارد نفر جمعیت دارند، بهسمت کاهش مصرف سوختهای فسیلی حرکت میکنند، باید منتظر یک سیل عظیم از فرآوردههای نفتی ارزان در بازارهای جهانی بود.
تصویر پالایشگاههای ایران
در حال حاضر، بهجز دو پالایشگاه، تمامی پالایشگاههای ایران در رده «پالایشگاههای ساده» طبقهبندی میشوند. این یعنی این پالایشگاهها توان محدودی در شکست مولکولهای سنگین نفتی دارند و اغلب سوخت تولید میکنند. در دنیایی که بازار سوخت در حال محو شدن است، این پالایشگاهها محکوم به ضرردهی هستند.
پالایشگاهها بر اساس میزان تبدیل خوراک به پنج دسته تقسیم میشوند: پالایشگاه اسکیمینگ («Skimming»)، پالایشگاه هیدروسکیمینگ یا پالایشگاه ساده («Hydroskimming»)، پالایشگاه تبدیل («Conversion») و دو رده پیشرفتهتر پالایشگاه تبدیل عمیق («Deep Conversion») و پالایشگاه بدون بنزین («Zero Gasoline»). دو دسته آخر با قابلیت تبدیل به پتروپالایشگاه، توانایی تغییر ساختار هیدروکربنها و تولید محصولات تکالفینی را دارند که خوراک حیاتی واحدهای پتروشیمی را تامین میکند و دقیقا همان چیزی است که کشور بهشدت به آن نیازمند است.
تبدیل نفت کوره به پروپیلن
برای نجات پالایشگاههای موجود از ورشکستگی و جلوگیری از ادامه ضرردهی، تنها مسیر عملی و موثر، تبدیل نفت کوره به محصولات پتروشیمی است، بهویژه تولید پروپیلن که اهمیت بالایی در زنجیره ارزش پتروشیمی دارد. این مسیر نه تنها امکان استفاده بهینه از ظرفیت موجود پالایشگاهها را فراهم میکند، بلکه میتواند به سرعت سودآوری را احیا کند و از اتلاف منابع جلوگیری کند. برای این منظور، سه فناوری اصلی مطرح است.
نخست فناوری PCC که شکستن پروپیلن را امکانپذیر میکند و بر افزایش تولید هیدروکربنهای سبک تمرکز دارد. دوم فناوری HSFCC که شکست کاتالیستی با شدت بالا انجام میدهد و بیشترین توجه را به خود جلب کرده است، زیرا میتواند نفت کوره را به هیدروکربنهای سبک و پروپیلن تبدیل کند و در عین حال به سرمایهگذاری کلان در زیرساختهای جدید نیاز ندارد. سوم فناوری MSCC است که شکست کاتالیستی با شدت متوسط انجام میدهد و برای پالایشگاههایی که بهتدریج قصد افزایش ظرفیت دارند، مناسب است.
علاوه بر این، رویکرد نوینی به نام تبدیل مستقیم نفت خام به مواد شیمیایی نیز در دستور کار قرار گرفته است که امکان تولید محصولات شیمیایی بدون واسطه از نفت خام را فراهم میکند. این رویکرد برای احداث پالایشگاههای جدید مناسب است، اما اجرای آن در پالایشگاههای موجود با محدودیتهای فنی و اقتصادی مواجه است و نمیتواند راهحل فوری باشد.
بنابراین، تمرکز بر فناوری HSFCC و بهینهسازی واحدهای موجود، ترکیبی از اقدام سریع و سرمایهگذاری هدفمند را ارائه میدهد. این مسیر میتواند ضمن حفظ ظرفیت پالایشگاهها، زمینه تولید پروپیلن و تامین خوراک واحدهای پتروشیمی را در کوتاهمدت ممکن کند و از ضررهای مالی بیشتر جلوگیری نماید. در شرایط فعلی صنعت پالایش، انتخاب این مسیر، عملیترین و سریعترین راه برای تبدیل تهدید کاهش بازار سوخت به فرصت توسعه پتروپالایشگاهها به شمار میرود.
پروژههای در حال اجرا
در کشور سه پروژه کلیدی در حال اجرا است که هدف آنها توسعه دانش فنی و ارتقای صنعت پالایش است. پروژه نخست روی گوگردزدایی از تهماندها با استفاده از یک پایلوت RCD (واحد جداسازی سریع) با ظرفیت ۹۰میلیلیتر بر ساعت تمرکز دارد. این طرح پایلوت با خوراک مخلوط VB+AR کار میکند و تستهای اولیه عملکرد آن انجام شده است.
هدف اصلی پروژه، کسب دانش فنی و بررسی رفتار واحد در مقیاس کوچک پیش از توسعه صنعتی است تا ریسکها پیش از اجرای واقعی کاهش یابد. پروژه دوم، احداث واحد ۱۰بشکه در روز HSFCC (شکست کاتالیستی با شدت بالا) است که تمرکز آن بر کسب دانش فنی و آمادهسازی برای افزایش مقیاس است.
تاکنون مرور اسناد، تهیه پروتکلهای ایمنی و مطالعه HAZOP (تحلیل ایمنی و ریسک فرآیند) انجام شده و ساخت اسکلت فلزی تکمیل شده است. پیشرفت ساخت تجهیزات شامل رآکتور، ریجنراتور، مبدلها و برجها حدود ۴۵درصد و تامین ابزار دقیق و پایپینگ بین ۵۰ تا ۶۰درصد است. بخشهای عمرانی مانند فونداسیون، اتاق کنترل و فضاسازی هنوز آغاز نشده و نصب سازه و تجهیزات در مرحله برنامهریزی قرار دارد. تستهای هیدرودینامیکی انجام شده و مدل سهبعدی واحد طراحی شده است. این پروژه امکان شناسایی چالشهای عملیاتی و ارزیابی عملکرد HSFCC در مقیاس محدود را فراهم میکند.
پروژه سوم، طراحی پایه دمو پلنت H-Oil (واحد پالایش نفتهای فوق سنگین) برای خوراکهای فوق سنگین است. این فناوری قابلیت استفاده از انواع خوراک با محدودیت کمتر در میزان آلودگی و شکست همزمان هیدروکربنها را دارد، اما اجرای عملیاتی آن پیچیدگیهای فنی بالایی ایجاد میکند، بهویژه هیدرودینامیک رآکتور سهفازی بستر سیال.
برای کاهش ریسک، پیشنهاد شده یک پایلوت با ظرفیت ۰.۲بشکه در روز اجرا شود تا امکان ارزیابی عملیاتی و شناسایی نقاط بحرانی قبل از توسعه صنعتی فراهم شود. نکته مهم این پروژهها، انعطافپذیری بالای واحد HSFCC (شکست کاتالیستی با شدت بالا) در نوع خوراک است. این واحد میتواند طیف وسیعی از برشهای نفتی سبک تا فوق سنگین را به محصولات با ارزش پتروشیمی تبدیل کند؛ ویژگیای که در شرایط کنونی صنعت پالایش اهمیت حیاتی دارد و مسیر نجات پالایشگاهها از ضررهای مالی را هموار میکند.
معضل سرمایهگذاری ناکافی
یکی از بزرگترین چالشهای صنعت پتروشیمی، سرمایهگذاری ناکافی است. بر پایه آمارهای موجود، از سال ۱۳۴۳ که کلنگ اولین پتروشیمی ایران زده شد تا انتهای سال ۹۸، یعنی در طول ۵۵ سال، مجموع سرمایهگذاری انجام شده در این صنعت معادل حدود ۵۷میلیارد دلار بود. با تقسیم این رقم به تعداد سالها، متوسط سرمایهگذاری سالانه حدود یکمیلیارد دلار بوده است. این رقم در مقایسه با سرمایهگذاریهای کشورهای رقیب در منطقه بسیار ناچیز است و نشاندهنده عقبماندگی جدی ایران از رقبای منطقهای است.
چهار چالش ساختاری
عدم ثبات اقتصادی و سیاسی، مهمترین مانع برای جذب سرمایهگذار خارجی و همچنین سرمایهگذاری موثر دولت است. نبود مشوقهای ارتقای فرآیند، فقدان سیاستهای تشویقی برای پالایشگاهها جهت بهروزرسانی و ارتقاء فناوریهای خود را به همراه دارد. عدم واگذاری قابل قبول تصدیگریها نیز مشکلساز است، زیرا دولت در صنعت پالایش در حال حاضر در هر چهار کارکرد خطمشیگذاری، تنظیمگری، توسعهگری و تصدیگری حضور دارد و این چندگانگی نقشها باعث کاهش کارآیی و مانع از رشد بخش خصوصی شده است. نحوه قیمتگذاری غیر همسان در پالایشگاههای مختلف و تعامل غیرموثر با سازمان بورس نیز فضای رقابتی سالمی برای این صنعت ایجاد نکرده است.
انتخاب سرنوشتساز
صنعت پالایش در یک چهارراه تاریخی ایستاده است. یک راه به سمت تداوم وضعیت فعلی و محکومیت به ضررهای سنگین مالی میرود. راه دیگر به سمت تحول و تبدیل به پتروپالایشگاه است که البته نیازمند سرمایهگذاری، تصمیمگیری سریع و اصلاح ساختارهای آن است. با توجه به اینکه چین تنها تا سال ۲۰۲۵ یعنی کمتر از یک سال دیگر، مازاد ۱۰۰میلیون تن فرآورده خواهد داشت و این رقم در سالهای بعد بیشتر هم خواهد شد، زمان برای تصمیمگیری بسیار محدود است. هر روز تاخیر، هزینه فرصت سنگینی برای صنعت پالایش ایران دارد.
پالایشگاههای ایران باید هرچه سریعتر بتوانند خود را از تولیدکننده سوخت به تولیدکننده مواد اولیه پتروشیمی تبدیل کنند. دستاوردهای پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران نشان میدهد که دانش فنی لازم در حال شکلگیری است، اما برای تبدیل این دانش به واقعیت صنعتی، نیاز به اراده سیاسی، سرمایهگذاری کافی و اصلاح ساختارهای موجود است. سوال اساسی این است که آیا ایران میخواهد در صنعت پالایش باقی بماند؟ اگر پاسخ مثبت است، باید همین امروز حرکت کند، زیرا فردا دیر است.
*این گزارش براساس آمارهای منتشرشده از سوی «پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران» تنظیم شده است.