توسعه به مثابه خودسازمان‌یافتگی از مغز انسان تا سازمان

با این حال، همان‌گونه که مغز انسان در دل بی‌نظمی، از طریق سازوکارهای خودسازمان‌ده شناختی، معنا و هماهنگی تازه می‌سازد، سازمان‌ها و اقتصادها نیز توانایی بازآفرینی نظم را در دل بحران دارند.

رویکرد میان‌رشته‌ای میان علوم اعصاب، نظریه پیچیدگی و مدیریت تحول اقتصادی نشان می‌دهد که واکنش به بحران نه صرفا اقدامی دفاعی، بلکه بستر یادگیری، نوآوری و تطور سیستم است.

در مغز،‌ میلیون‌ها سیگنال پراکنده و پرنویز در شبکه‌های عصبی جریان دارند، اما از دل این هرج‌ومرج، تجربه‌ای منسجم زاده می‌شود.

اصولا هر ساختاری که بدون کنترل بیرونی و از دل کنش‌های درونی به الگوی پایدار برسد، خودسازمان‌یافته نامیده می‌شود.

در اقتصاد نیز عموما همین منطق برقرار است: بازارها، شرکت‌ها و شبکه‌های تامین، در شرایط ناپایدار، نه با کنترل متمرکز بلکه با تعامل پویا و بازخورد سریع مسیر پایداری را می‌یابند. انباشت داده، رقابت فشرده و گاه ناسالم و نوسان‌های شدید قیمت، همانند سیگنال‌های بی‌نظم عصبی عمل می‌کنند، اما از تعامل بازیگران مستقل بازار، الگوی جدیدی از نظم و ارزش خلق می‌شود. شرکت‌های کوچک و متوسط که پس از بحران‌های مالی دوام یافته‌اند، نمونه‌های عینی این پدیده‌اند. آنان با شکستن ساختارهای سخت، پذیرش بی‌نظمی موقت و اعتماد به تصمیم‌گیری‌های غیرمتمرکز، توانسته‌اند مدل کسب‌وکار خود را بازآرایی کنند و وارد مرحله‌ی تازه‌ای از رشد شوند.

 این همان «تعادل پویا» است؛ دگرگونی مستمر برای حفظ بقا در محیطی پیچیده.

در نگاه اقتصادی، خودسازمان‌یافتگی یعنی پذیرش اینکه نظم نهایی بازار یا سازمان، نتیجه فرمان نیست؛ حاصل گفت‌وگو، تعامل و سازگاری پیوسته است. خطا، نوسان و بحران به‌جای حذف شدن، مواد خام یادگیری و نوآوری می‌شوند.

همان‌گونه که در مغز، هر تجربه تازه، شبکه‌ای عصبی را بازتنظیم می‌کند، در شرکت‌ها نیز هر بحران، سازوکار تصمیم‌گیری و خلق ارزش را بازپیکربندی می‌نماید.

عصر دیجیتال، عصر آشوب هوشمند است؛ مزیت رقابتی نه در پیش‌بینی مطلق بلکه در توان بازآفرینی سریع است. مدیری که بحران را حذف‌ناپذیر می‌داند، آن را به عنوان «محرک تحول سازمانی» می‌بیند.

اقتصاد پویای امروز با انطباق مستمر زنده می‌ماند و هنر بقا در پیچیدگی، واکنش خلاق به بی‌نظمی است. به نظر می‌رسد از مغز تا بازار، از سلول عصبی تا سازمان، این قانون جاری است: جهان نه با حذف بحران، بلکه با خودسازمان‌یافتگی در دل آن پایداری می‌یابد.

* تحلیلگر توسعه پایدار