رکود تقاضای مسافرت خارجی و داخلی برای تعطیلات سال نو خدماتدهندههای بازار سفر را غافلگیر کرده است
تورهای خالی نوروز ۱۴۰۵
مهدی گوهری راهنمای گردشگری در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به اینکه معمولا تکلیف تورهای نوروزی از دی و بهمن روشن میشود، میگوید: برنامهریزی سفرهای عید از ماهها قبل شروع میشود؛ مخصوصا برای تورهای خارجی که از اواخر پاییز عملا وارد فاز فروش میشوند. از اوایل زمستان آژانسها تبلیغاتشان را شروع میکنند، پکیج میبندند، با ایرلاینها و هتلها قرارداد میبندند و بازار کمکم شکل میگیرد. این یک روند طبیعی و تثبیتشده در صنعت گردشگری است.
اما امسال ما این فرصت را عملا از دست دادیم. قطعی اینترنت ضربهای بود که زمان طلایی فروش را سوزاند. وقتی ارتباطات قطع میشود، تبلیغات دیجیتال متوقف میشود، پاسخگویی به مشتری مختل میشود و اعتماد هم آسیب میبیند. گردشگری صنعتی است که به جریان مداوم اطلاعات وابسته است؛ وقتی این جریان قطع شود، فروش هم میایستد. به گفته این فعال حوزه گردشگری مشکل دوم، شرایط اقتصادی و نبود ثبات است، او میافزاید: مساله فقط گرانی نیست؛ بیثباتی است. وقتی آینده مبهم باشد، مردم خرید نمیکنند. حتی اگر توان مالی داشته باشند، وقتی نمیدانند میتوانند برگردند یا پرواز لغو نمیشود، دچار تردید میشوند.
گوهری با اشاره به اینکه با وجود نزدیک شدن به اسفند هنوز تکلیف بسیاری از تورهای نوروزی مشخص نیست، ادامه میدهد: گردشگرانی که برای تورهای خارجی ثبتنام کرده بودند، در حال کنسل کردن تورها هستند. این اتفاق در سالهای قبل کمتر میافتاد. معمولا وقتی تور عید پر میشد، فقط در موارد خاص انصراف داشتیم. اما الان حتی تورهایی که تکمیل شدهاند هم با موج انصراف مواجهاند. بخشی از آن مساله مالی است، اما حتی اگر آن را کنار بگذاریم، مساله اصلی همان بیثباتی و نگرانی است. مردم میپرسند: آیا پرواز انجام میشود؟ اگر شرایط بحرانی شود، میتوانیم برگردیم؟ اگر مرز بسته شود چه؟ اینها سوالهای واقعی است.
به گفته این فعال حوزه توریسم در تورهای داخلی اوضاع بهتر نیست. او اضافه میکند: ثبتنام تورهای داخلی معمولا دیرتر انجام میشود چون مخاطب آن قشر متوسط است؛ قشری که این روزها وضعیت اقتصادی خوبی ندارد. وقتی قدرت خرید پایین آمده و هزینههای ضروری زندگی بالا رفته، سفر در اولویت پایینتری قرار میگیرد. علاوه بر آن، یک مساله روانی هم وجود دارد. سفر برای خیلیها نوعی نمایش هم محسوب میشود؛ نمایش توان اقتصادی، حال خوب، و سبک زندگی. وقتی حال عمومی جامعه خوب نیست، این بخش از سفر حذف و در نتیجه میل به شرکت در تورها کاهش پیدا میکند.
او با بیان اینکه آخرین توری که برگزار کرده در آذر ماه بوده است، میگوید: از آن زمان تا حالا عملا بازار در حالت انتظار و رکود است. این شرایط فقط یک مساله مالی کوتاهمدت نیست. ما داریم نیروی کارآمد را از دست میدهیم. راهنمایان حرفهای، مدیران تور، نیروهای اجرایی و حتی صاحبان بومگردیها وقتی ببینند بازار ثبات ندارد و حمایتی هم نیست، یا شغلشان را تغییر میدهند یا مهاجرت میکنند. این اتفاق قبلا هم افتاده است.
گوهری میافزاید: در دوران کرونا هم چنین وضعیتی را شاهد بودیم. آن زمان هم صنعت گردشگری تقریبا متوقف شد. مسوولان میگفتند باید زمان بگذرد، باید صبر کنیم، اما حمایت جدی و ساختاری شکل نگرفت. ورود واکسن دیرتر از بقیه کشورها اتفاق افتاد و فعالان گردشگری ماهها بدون درآمد ماندند. حالا هم دوباره همان احساس وجود دارد؛ اینکه مسوولان حساسیت لازم را نسبت به گردشگری ندارند. درباره بومگردیها حمایت مشخصی صورت نمیگیرد، راهنمایان تور بیمه و پشتوانه ندارند، و هیچ برنامه امیدبخشی اعلام نشده است. نتیجه این میشود که نیروی کار حرفهای که سالها تجربه کسب کرده، از این حوزه خارج میشود. بازسازی این سرمایه انسانی بسیار سختتر از بازسازی زیرساختهاست.
سفر نیاز به آرامش و امید دارد
وحید عامری راهنمای گردشگری در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با بیان اینکه تورهای خارجی نوروز معمولا از آذرماه گاهی حتی از آبان بسته میشود، میگوید: خانوادههای طبقه متوسط معمولا بیش از یک سفر خارجی در سال نمیتوانند داشته باشند، بنابراین جدیترین و اصلیترین سفرشان را برای نوروز برنامهریزی میکنند. آژانسها یا راهنمایان گردشگری که به شکل فردی کار میکنند برای جذب این گردشگران، در مهر یا آبان ظرفیت تورهایشان را اعلام میکنند که معمولا آذر تقریبا تکمیل میشوند.
به گفته این راهنمای گردشگری در سالهای گذشته تا بازه زمانی آذرماه برنامهها پر شده و راهنمایان گردشگری با خیال نسبتا آسوده وارد زمستان میشدند. او میافزاید: در سال جاری ما با چند مشکل برای تورهای نوروز مواجه شدیم. یکی از آنها حذف ارز ترجیحی برای سفر بود که جهش قیمتها را به دنبال داشت. در نتیجه آن گاهی هزینه بلیت هواپیما بهتنهایی از کل قیمت تور بیشتر میشود. برای مثال تنها هزینه بلیت سفر به ژاپن به حدود ۴۵۰میلیون تومان میرسد. وقتی بلیت اینقدر بالا میرود، عملا برنامهها از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست.
این مشکل از نظر عامری تنها محدود به یک یا دو راهنما نمیشود بلکه تمام فعالان حوزه توریسم با آن مواجهند. او اضافه میکند: اما مساله بحران در گردشگری محدود به اقتصاد نیست. مهمتر از آن، احساس ناامنی را داریم. خانوادهای که احساس میکند ممکن است شرایط بحرانی وجود داشته باشد، نمیتواند خانه و زندگیاش را رها کند و به سفر برود. حتی اگر مقصد خارجی باشد و از فضای داخلی فاصله بگیرند، باز هم نگرانی از بازگشت وجود دارد. این نگرانی روانی بسیار جدی است. مردم از نظر ذهنی آماده سفر نیستند. سفر نیاز به آرامش و امید دارد. وقتی ذهن درگیر خبرهای نگرانکننده و آینده مبهم است، انگیزهای برای برنامهریزی سفر باقی نمیماند.
او میگوید: ما با سه لایه بحران در توریسم مواجهیم، بحران اقتصادی، بحران بیثباتی و بحران روانی. هر کدام از اینها بهتنهایی میتواند بازار گردشگری را کوچک کند، اما همزمانیشان وضعیت را پیچیدهتر کرده است. نتیجه این میشود که حتی کسانی که از نظر مالی در مضیقه نیستند، به دلیل نااطمینانی یا نگرانی، دست نگه میدارند. از سوی دیگر، قشر متوسط که بدنه اصلی تورهای داخلی را تشکیل میدهد، به دلیل فشار اقتصادی در حال خروج از بازار است.
عامری میافزاید: وقتی بازار گردشگری کوچک میشود، زنجیرهای از مشاغل آسیب میبیند؛ از آژانسها گرفته تا راهنمایان، رانندگان، اقامتگاههای بومگردی، هتلها و حتی صنایع دستی. گردشگری فقط فروش یک بلیت نیست؛ شبکهای از خدمات و معیشتهاست. اگر این رکود ادامه پیدا کند، بسیاری از فعالان کوچک که حاشیه سود اندکی دارند، تابآوری نخواهند داشت. به گفته این فعال حوزه توریسم از نظر روانی هم جامعه در وضعیتی نیست که سفر را در اولویت بگذارد.
او میگوید: سفر معمولا با امید به آینده، برنامهریزی و احساس امنیت همراه است. وقتی این عناصر تضعیف شوند، سفر به کالایی لوکس و حتی غیرضروری تبدیل میشود. در چنین شرایطی، بازار نهتنها کوچک میشود، بلکه بیثبات هم میشود؛ یعنی حتی فروشهای انجامشده هم تضمینشده نیست و ممکن است در لحظه آخر کنسل شود. گفتههای این دو فعال حوزه توریسم نشان میدهد تعطیلات نوروز که باید اوج فعالیت صنعت گردشگری باشد، در هالهای از ابهام قرار دارد. هم فعالان این حوزه و هم مسافران بلاتکلیف هستند. اگر چشمانداز روشنی از ثبات اقتصادی و سیاسی ایجاد نشود و حمایت مشخصی از این صنعت صورت نگیرد، احتمالا شاهد خروج بیشتر نیروهای حرفهای و تضعیف زیرساخت انسانی گردشگری خواهیم بود؛ خسارتی که جبران آن زمانبر و پرهزینه است.