خاورمیانه در برزخ خوش‌بینی و بدبینی

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ اجرای طرح صلح آمریکا در غزه بخشی از تنش‌ها را کاهش داده، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران به درگیری فراگیر منطقه‌ای منجر نشده و بحران سوریه نیز به جنگ فرقه‌ای تمام‌عیار تبدیل نشده است.

در سناریوی خوش‌بینانه، تحولات از غزه آغاز می‌شود؛ جایی که آتش‌بس شکننده پابرجا می‌ماند و دولت آمریکا همچنان بر پیگیری طرح خود اصرار می‌کند. در چنین شرایطی کشورهای عربی و اسلامی نیروهای حافظ صلح اعزام می‌کنند و «نیروی بین‌المللی تثبیت» تشکیل می‌شود. در این فضا، گروه‌های مسلح با هدف تسهیل بازسازی غزه سلاح‌های خود را کنار می‌گذارند و دولت‌های خلیج فارس منابع مالی لازم برای بازسازی را فراهم می‌کنند.

در کرانه باختری نیز تغییرات سیاسی به بهبود کارآمدی تشکیلات فلسطینی کمک می‌کند و اسرائیل مسئولیت اداره غزه را واگذار می‌کند. در داخل اسرائیل نیز انتخابات به تشکیل دولتی میانه‌رو منجر می‌شود که بتواند فرایند صلح را پیش ببرد، با سوریه و لبنان توافق عدم‌تجاوز امضا کند و مسیر عادی‌سازی با عربستان را هموار سازد.

اما سناریوی بدبینانه تصویری کاملا متفاوت ارائه می‌دهد. کاهش حمایت افکار عمومی اسرائیل از تشکیل دولت فلسطینی و مخالفت گسترده در میان فلسطینیان با خلع‌سلاح گروه‌های مسلح، روند صلح را تضعیف می‌کند.

در چنین وضعی حماس حاضر به کنار گذاشتن سلاح نمی‌شود و کنترل غزه را حفظ می‌کند. عدم شکل‌گیری نیروی حافظ صلح، بن‌بست سیاسی در غزه و فرسایشی شدن مذاکرات، نهایتا اسرائیل را به ازسرگیری عملیات نظامی سوق می‌دهد. فشارهای ناشی از این وضعیت به مهاجرت محدود به مصر می‌انجامد و امنیت سینا دوباره در مرکز توجه قرار می‌گیرد.

همزمان تنش‌های منطقه‌ای میان اسرائیل و ایران شدت می‌گیرد و کشورهای امضاکننده توافق ابراهیم روابط خود را با تل‌آویو تعلیق می‌کنند. در سوریه نیز شرایط بار دیگر به درگیری‌های قومی و تلاش گروه‌ها برای خودمختاری منجر می‌شود و تشدید ناآرامی در کرانه باختری بر پیچیدگی اوضاع می‌افزاید. نتیجه این وضعیت، افزایش فشارهای امنیتی و سیاسی و تداوم بن‌بست داخلی در اسرائیل است.

اما از نگاه اکونومیست، محتمل‌ترین سناریو در جایی میان این دو قرار دارد. جنگ غزه ازسرگرفته نمی‌شود اما بازسازی واقعی نیز آغاز نمی‌گردد. حملات پراکنده میان حماس و ارتش اسرائیل ادامه خواهد داشت و دولت جدید غزه بیش از آنکه از قدرت اجرایی برخوردار باشد، نقشی تشریفاتی خواهد داشت.

اسرائیل کنترل بخش‌هایی از نوار غزه و مناطق مرزی در لبنان و سوریه را حفظ می‌کند و جریان کوچ پناهجویان به مصر محدود می‌ماند. در اسرائیل نیز انتخابات به بن‌بست دیگری می‌انجامد و دولت موقت بدون توان پیشبرد مذاکرات با عربستان، تنها قادر به امضای توافق محدود با سوریه خواهد بود. مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا نیز در فضایی بی‌اعتماد و بدون پیشرفت ادامه می‌یابد.

سال ۲۰۲۶ برای خاورمیانه نه دوره‌ای سراسر پیشرفت خواهد بود و نه مرحله‌ای سراسر بحران. منطقه در مجموعه‌ای از تعادل‌های شکننده حرکت خواهد کرد؛ فضایی که اگرچه جایی برای خوش‌بینی افراطی باقی نمی‌گذارد، اما همچنان روزنه‌هایی از امید را حفظ می‌کند.