روزگاری این‌چنین ‌هائل

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد ؛ وضعیت کنونی ایران یکی از غمبارترین و بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن طی کمتر از ۴۸ ساعت هزاران نفر، عمدتاً جوانان، جان خود را از دست دادند و جامعه‌ای سوگوار و خشمگین برجا ماند.

 این وقایع قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بوده و ریشه آن در انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌ها، به‌ویژه اقتصادی، نهفته است. ناتوانی نظام حکمرانی در آسیب‌شناسی و اولویت‌دهی به این مسائل، جامعه را به نقطه انفجار رسانده است.

از مهم‌ترین نشانه‌های بحران، وجود حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغل و نه محصل است که معادل ۱۴ درصد جمعیت کشور بوده و وضعیت هشداردهنده‌ای ایجاد کرده است.

 بازار کار از سال ۱۳۹۸ عملاً متوقف شده؛ در حالی که بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده‌اند، خالص اشتغال تنها ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافته و حتی ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شده‌اند.

 این امر به افزایش شدید جمعیت وابسته انجامیده است. بررسی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر تقریباً به صفر رسیده است.

در حوزه رفاه، رشد اقتصادی از حدود ۱۳۹۰ متوقف شده و درآمد سرانه واقعی در سال ۱۴۰۳ پایین‌تر از سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۶ است.

 جمعیت زیر خط فقر به حدود ۳۲ میلیون نفر رسیده و کیفیت زندگی، از تغذیه تا دسترسی به درمان، به‌شدت کاهش یافته است.

تورم‌های بالای ۴۵ و حتی ۵۰ درصد، بدون جبران متناسب در دستمزدها، نارضایتی گسترده ایجاد کرده و کاهش قدرت خرید کارکنان دولت و نیروهای مسلح بی‌سابقه توصیف شده است. همزمان، تورم بالا موجب تشدید نابرابری و افزایش ثروت گروه‌های خاص شده است.

کاهش شدید درآمد نفتی سرانه، نقش دولت در رفاه مردم را کوچک کرده، اما مطالبات تغییر نکرده است.

 انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهای غیرپاسخگو، فسادها و وضعیت رفاهی نزدیکان برخی مسئولان، خشم اجتماعی را تشدید کرده است.

 ترکیب فقر، بیکاری، نابرابری، تورم، ناامنی روانی ناشی از سایه جنگ و تعارضات فرهنگی، به‌ویژه جوانان را در کانون بحران قرار داده است. بی‌توجهی به این واقعیت‌ها و نادیده گرفتن ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی نارضایتی، آینده‌ای بسیار خطرناک برای کشور رقم خواهد زد.

 

حجم فایل صوتی:13.23M | مدت زمان فایل صوتی :00:19:15