سلسله مقالات مدیریت شرکتهای توزیع برق
وظایف و مسوولیتهای حاکمیت در شرکتهای توزیع برق
گرچه حجم دولت پس از خصوصیسازی کاهش مییابد اما وظایف حاکمیت پس از خصوصیسازی حساستر و مهمتر شده و نیازمند علم و تعمق بیشتری خواهد بود
رضا دشتی* قسمت دوم مدلهای مختلفی برای حاکمیت شرکتهای توزیع برق وجود دارد. اداره دولتی شرکتهای توزیع، واگذاری مدیریت شرکتهای توزیع به بخش خصوصی، واگذاری مالکیت شرکتهای توزیع برق، تجزیه فعالیتهای شرکتهای توزیع برق و واگذاری اجزای فعالیتها و... نمونهای از مدلهای مرسوم در ساختار حاکمیت شرکتهای توزیع برق هستند. اما در هر صورت مدلی بهینه است که بر اساس آن حاکمیت بتواند وظایف خود را بهتر انجام دهد.
همانطور که در نوشتار پیش با نام «اثرات سوءمدیریت در شرکتهای توزیع برق» بیان شد، مدیریت ناصحیح در شرکتهای توزیع برق میتواند اثرات بسیار نامطلوبی در حوزه اقتصاد و امنیت جامعه و حتی خدمات اجتماعی صنعت برق داشته باشد. این موضوع جایگاه، اهمیت و ضرورت حاکمیت صحیح و بهینه شرکتهای توزیع برق را نشان میدهد. اما قابل توجه است که در بسیاری از کشورها میزان نفوذ حاکمیت در مدیریت شرکتهای توزیع برق تعیین و تثبیت نشده است و هر یک از دولتها برای تحقق اهداف حاکمیت که همانا ایجاد تعادل پایدار است، به طی حالات گذار مختلفی پرداختهاند. مطالعات تطبیقی بین حاکمیتهای مختلف نشان میدهد که هر زمان وظایف حاکمیت به صورت کامل و با درک صحیح از فضای حاکمیت و مدیریت پس از خصوصی، تعیین و انجام پذیرفته است آنگاه خصوصیسازی باعث افزایش کارآیی عملکرد و به حداقل رساندن اثرات سوءمدیریت شرکتهای توزیع برق شده است. به این منظور در این نوشتار به تشریح وظایف حاکمیت در شرکتهای توزیع برق پرداخته شده است.
مدلهای مختلفی برای حاکمیت شرکتهای توزیع برق وجود دارد. اداره دولتی شرکتهای توزیع، واگذاری مدیریت شرکتهای توزیع به بخش خصوصی، واگذاری مالکیت شرکتهای توزیع برق، تجزیه فعالیتهای شرکتهای توزیع برق و واگذاری اجزای فعالیتها و.... نمونهای از مدلها هستند که هر یک دارای مزایا و معایب متعددی هستند. اما در هر صورت مدلی بهینه است که بر اساس آن حاکمیت بتواند وظایف خود را بهتر انجام دهد. وظایف حاکمیت را میتوان به چهار دسته تقسیم کرد.
۱- برنامهریزی: برنامهریزی حاکمیت توزیع برق شامل کلیه فعالیتهایی است که بتواند مصارف توزیع را بهگونهای با منابع ملی و اقتصاد حاکمیتی تنظیم کند که عدالت در حقوق کلیه ذینفعان ایجاد شده و پایداری بلندمدت حاکمیت سیستمهای توزیع برق را تضمین دهد. برای چنین برنامهریزیهایی، شناسایی محدودیتهای حاکمیت اعم از تحریمها، واردات و صادرات، استخراج منابع ملی، تولید بومی تجهیزات و ... اهمیت فراوانی در تعیین قیود و معیار برنامهریزیها دارد. علاوه بر محدودیتهای حاکمیت، تعیین ریسکهای هر یک از بازیگران و سهم آنها در اهداف برنامهریزی حاکمیت، مشخص کردن میزان پتانسیل اقدامات کاهش ریسک در بهبود شاخصهای هدف حاکمیت و تعیین سهم مدیریت ریسک برای هر یک از بازیگران نیز از جمله مشخصههای برنامهریزی است. برنامهریزی توسعه زیرساختهای سیستمهای توزیع اعم از زیرساختهای مخابراتی، دانش، تجهیزات نوین، فنآوریها و.... از جمله اقدامات تکمیلی برنامهریزی به شمار
میروند.
نحوه خصوصیسازی و ساختار حاکمیت در حوزه برنامهریزی به تغییر وظایف حاکمیت در برنامهریزی منجر میشود. هر نوع از خصوصیسازی بخشی از مدیریت و برنامهریزی حاکمیت را به بخش خصوصی واگذار میکند. قوانین مرتبط باید به گونهای تدوین و تنظیم شود که منافع بخش خصوصی با منافع حاکمیت همراستا شود. در این صورت برنامهریزیهای بخش خصوصی همان برنامهریزیهای مدنظر حاکمیت خواهد بود. تنظیم قوانین برای تضمین هم راستایی منافع از ضروریات اجتناب ناپذیر در این بخش است.
۲- سازماندهی و هماهنگی: سازماندهی و هماهنگی دو مقوله جدا از هم و متفاوت هستند به طوری که ابتدا ساختار، بازیگران، حوزه اختیارات و مسوولیتهای آنها تعیین و سپس ارتباطات بین آنها مشخص میشود. به این منظور باید میزان نفوذ بخش خصوصی و حوزه اختیارات و مسوولیتهای آنها، روابط بین بخشهای مختلف خصوصی، نقش نیروگاههای کوچک پراکنده و انرژیهای تجدید پذیر، خردهفروشها، پیمانکاران و سازندگان و همچنین مالکان و مدیران در این بخش تعیین و مشخص شوند. روابط بین هر یک از بازیگران و بخش حاکمیت باید مشخص و تبیین شود. روابط بین بازیگران و محدوده عملکردی آنها باید به گونهای باشد که همپوشانی نداشته باشد و امکان هیچ سوءاستفادهای را ندهد. به این ترتیب بخش خصوصی وادار به برنامهریزی مطابق با انتظارات حاکمیت شود.
نحوه خصوصیسازی، ساختار و در نتیجه نحوه هماهنگی بین بازیگران را تعیین میکند و نقش تعیین کنندهای در تعریف روابط و قوانین نیز دارد. نحوه خصوصیسازی باید به گونهای باشد که کمترین تالی فاسد و کمترین همپوشانی را داشته باشد و احتمال ایجاد اختلافات بازیگران را به حداقل برساند.
۳- پایش: نظارت بر عملکردها و فعالیتها، ارزیابی اهداف، نظارت بر شارش پول و اطلاعات در سیستم، نظارت بر رعایت قوانین، قیود و محدودیتهای تعیین شده توسط حاکمیت و ... از ارکان اصلی این بخش به شمار میرود. روشهای متنوعی برای پایش وجود دارد که بسته به زیرساختهای پیادهسازی شده در سیستم قابل پیادهسازی هستند. عدم دقت در تعریف فرآیندهای پایش در گامهای اولیه هرنوع خصوصیسازی میتواند نتایج فاجعه باری داشته باشد.
در این بخش به بررسی و نظارت فعالیتها و بازیگران پرداخته میشود و نتایج گزارش میشود، ولی تحلیلی بر آن صورت نمیپذیرد. مهمترین چالش در این حوزه دستیابی به اطلاعات درست و صحیح در حین پایش است؛ چراکه هر یک از بازیگران برای توجیه عملکرد خود و دستیابی به سود بیشتر ممکن است اطلاعات را تغییر دهند. این چالش به اندازهای مهم است که درجه اطمینان از دقت و صحت سیستم اندازهگیری شاخصها در حین پایش، معیار انتخاب شاخصهای برنامهریزی و شاخصهای مورد انتظار از بازیگران قرار میگیرد.
سه روش برای پیادهسازی مطمئن پایش شرکتهای توزیع برق وجود دارد:
روش اول هوشمندسازی کل سیستم است. در این صورت سیستم به صورت خودکار وضعیت خود را گزارش میدهد. در این حالت با مانیتورینگ مستمر سیستم، عملکرد هر یک از بازیگران را میتوان ارزیابی کرد. این روش بسیار هزینه بر است و اجرای آن علاوه بر وجود ضرورت زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری نیازمند مدت زمان زیادی است که غالبا با عدم تمایل سرمایهگذاران بخش خصوصی مواجه است؛ زیرا هوشمندسازی کامل سیستم علاوه بر نداشتن صرفه اقتصادی نیازمند تکنولوژیهایی است که بسیاری از آنها پیادهسازی نشدهاند.
روش دوم ایجاد شرکتهای اطلاعات است. این شرکتها که مستقیما زیر نظر حاکمیت کار میکنند، وظیفه جمعآوری و ذخیره اطلاعات و در اختیار قرار دادن اطلاعات به بازیگران (با در نظر گرفتن محدودیت دسترسیها) را دارد. چنین شرکتهایی باید از حیث جمع آوری اطلاعات مستقل باشند. اما قابل ذکر است که در سیستمهای توزیع برق بسیاری از اطلاعات در اختیار بازیگران قرار دارد. به عنوان مثال اطلاعات خاموشیها توسط شرکتهای توزیع ثبت، تحلیل و پیگیری میشود. باتوجه به اینکه اطلاعات خاموشیها کارآیی شرکت توزیع را نشان میدهد، شرکتهای اطلاعات نمیتواند در این بخش کارآ باشد.
روش سوم تنظیم قوانین به صورت ذینفع محور است. این روش با این پیشفرض به بررسی موضوع میپردازد که هر ذینفع تمامی اطلاعات خود را در اختیار دارد، روش اثبات ادعای وی تعیین شده است و ذینفع باید بتواند نسبت به احقاق حق عادلانه اقدام کند. به این منظور به کمک مطالعات قیمت تمامشده و ریسکها، تنظیم نرخها و جرایم توسط حاکمیت صورت میپذیرد. سپس با وضع قانون مناسب امکان احقاق حق برای کلیه بازیگران وجود خواهد داشت. چنین قانونی نیازمند ایجاد چارچوبی جامع از اختلاف ممکن بین بازیگران، روش تهیه اطلاعات و اثبات آنها است. نقش اطلاع رسانی رسانههای آزاد و مستقل مشروط بر ایجاد فضای مناسب توسط حاکمیت را نیز باید به طور جدی فعال کرد.
به یقین هر یک از روشهای ذکر شده در هر نوع خصوصیسازی دارای ماهیتی متفاوت و نیازمند زیرساختهای متعدد و متنوعی هستند.
۴- کنترل: هدف از این بخش تضمین تحقق اهداف حاکمیت با گذشت زمان است. با گذشت زمان، پیشبینیها با انحراف مواجه میشوند. شرایط محیطی و اجتماعی تغییر میکند و ممکن است با حوادث غیرمترقبه مواجه شویم. به این منظور حاکمیت باید بتواند پس از مرحله پایش، نسبت به اقدامات اصلاحی مبادرت ورزد. اقدامات اصلاحی میتواند شامل اصلاح نرخها و جریمهها، تایید یا رد صلاحیت و اهلیت بازیگران و ... به منظور ایجاد انگیزش در بازیگران یا کاهش ریسک باشد. مجموعه اقدامات اصلاحی شرکت توزیع برق شاخصهای بازدهی، اقتصادی و اجتماعی سیستم توزیع را ارتقا میدهد. نحوه انجام و فرآیندهای کنترل در انواع مختلف خصوصیسازی با یکدیگر متفاوت هستند.
علاوه بر مطالب ذکر شده، ایجاد تحولات مهم اقتصادی یا اجتماعی تاثیر بسیار زیادی در پایداری عملکرد شرکتهای توزیع برق دارد. این مطلب نشان دهنده ریسکهای متنوع فرآروی شرکتهای توزیع برق است که خود حاکمیت صحیح و بهینه را طلب میکند.
باید دقت کرد گرچه حجم دولت پس از خصوصیسازی کاهش مییابد اما با توجه به مطالب ذکر شده وظایف حاکمیت پس از خصوصیسازی حساستر و مهمتر شده و نیازمند علم و تعمق بیشتری خواهد بود.
همانطور که ملاحظه میشود حاکمیت دارای وظایف متعددی است که نوع خصوصیسازی روی آنها اثر مستقیم دارد. باید توجه داشت که آن شیوه از خصوصیسازیها که نحوه انجام حاکمیت و نتیجه آن را بهتر و بهینه تر کند، باید انتخاب و اعمال شود. انجام صحیح و بهینه حاکمیت نیازمند تحقق الزاماتی است که در صورت عدم تحقق آنها، وظایف حاکمیت با اختلالات جدی مواجه میشود. بنابراین شناسایی آن الزامات و پیگیری تحقق آنها در موفقیت حاکمیت و رویه انجام خصوصیسازی تاثیر بسیار زیادی دارد.
* پژوهشگر مدیریت سیستمهای توزیع برق
ارسال نظر