وعده پاکسازی دولت بزرگ
دولت ترامپ به ما اطمینان میدهد که رؤیای دوج همچنان زنده است، اما واقعا باید به این رویا شک کرد. داستان دوج مانند تلاش دیگری به نظر میرسد که برای مهار و محدود کردن چیزی صورت گرفته که از نظر نهادی غیرقابل تغییر است.
بیایید آن روزهای هیجانانگیز در اواخر سال ۲۰۲۴ را به یاد بیاوریم که دونالد ترامپ و ایلان ماسک به همراه هم تصمیم گرفتند دوج را ایجاد کنند تا یک ارادت هوشمندانه به سکه میم محبوب ماسک شود. دولت قدیمی و آنالوگ قرار بود تحت انضباط و منطق سردی که بخش خصوصی دیجیتال را هدایت میکند، قرار گیرد.
دو سال قبل از آن، ماسک توییتر را از افراط و سوءمدیریت نجات داده بود. ماسک نزدیک به چهارپنجم از کارکنان را کاهش داده و چیزی ساخت که بهتر و بهرهورتر کار میکرد. ترامپ برنامه داشت که این روحیه را به دولت خود هم بیاورد. چنین چشماندازی ترس بسیاری از هواداران او از سیاستهای مالی سختگیرانهاش را کاهش داد و کسانی که میخواستند از ترامپ حمایت کنند با خیال راحت از او حمایت کردند، چراکه تا پیش از این آنها نگران بودند که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود مدل صرفهجویی را رعایت نکرده بود و ممکن است همان رویه سابق را دوباره پیش بگیرد.تصور اولیهی کاهش دو تریلیون دلار از بودجه موجب شگفتی همگان شد. نگارندهی این مقاله شخصا دیوید استاکمن، همان فرد افسانهای را که در دوران رونالد ریگان مسوول کاهش بودجه بود، مامور کرد تا راهی برای اجرایی کردن این کاهشها پیدا کند. نتیجه، کتابی بود که به تمامی اعضای کنگره توزیع شد.ماسک با اعلام عمومی به دنبال جذب جوانان متخصص در فناوری برای دوج بود که ساعتها کار کنند و دستمزد کمی دریافت کنند. بسیاری قدم پیش گذاشتند، یک ارتش جوان از کارمندان کاهشدهنده بودجه پیش آمدند.
بعد از سوگند ریاستجمهوری، رقم دو تریلیون دلار به یک تریلیون دلار تغییر یافت. بااینحال، تیم بلافاصله کار خود را آغاز کرد. آنها در دفاتر مختلف دولتی اردو زدند، عملا در محل کار خوابیدند و غذا به محل میآوردند. آنها خزانهداری ایالات متحده را برای اولین بار مورد بازرسی خارجی قرار دادند و از ابزارهای مدرن هوش مصنوعی برای شناسایی ضایعات و دستور کاهشها استفاده کردند.
با این همه ماموران دوج دسترسی بیسابقهای به تمام اطلاعات و آمار داشتند و این دسترسی توسط کارکنان قدیمی دولت سبب ترس و واهمه شد. سپس روزانه اعلامیهها و رسیدهایی از هزینههای فضاحتبار منتشر میشد که برخی از آنها طبق وعدههای اولیه به نظر نمیرسیدند، اما بااینحال این فاکتورها در وبسایت جدید دوج و در شبکه اجتماعی X منتشر میشدند و با شور و شوق زیاد توسط افراد گوناگون به اشتراک گذاشته میشدند. در راستای فلسفه دوج، کاخ سفید دستور به اجرای توقف استخدامها داد. دفتر مدیریت پرسنل شروع به ارسال ایمیل به تمام کارکنان دولت کرد و از آنها پرسید که در واقع چه کاری انجام میدهند. همچنین مشوقهایی برای بازنشستگی فوری به کارمندان دولتی پیشنهاد شد.
با این همه، همواره یک تنش درونی تهدیدی برای این برنامه بود. ماده اول قانون اساسی قدرت تخصیص بودجه را به کنگره میدهد. در طول بیش از یک قرن قانونگذاری، کنگره حدود ۴۰۰ نهاد را برای خرج کردن این بودجه ایجاد کرده است. این نهادها بهطور فنی به عنوان سازمانهای اجرایی طبقهبندی میشوند. ماده دوم به رئیسجمهور این اختیار را میدهد که مدیر این شاخه باشد.
چطور میتوان از کنگره خواست که به شاخه اجرایی دستور دهد که تمام جزئیات هزینههای خود را اجرا کند، درحالیکه خود کنگره هیچ مسوولیتی در قبال مدیریت فرآیند یا نتایج آن ندارد و چگونه میتوان از رئیسجمهور خواست که مسوولیت مدیریت سازمانها را بر عهده گیرد، بدون اینکه به هزینهها دست بزند؟این تعارض بهطور مستقیم بر کار دوج تاثیر گذاشت. آنها نمیتوانستند کاهشهای واقعی ایجاد کنند مگر اینکه آنها را به تصویب کنگره میرساندند که نیازمند لایهای از سیاستهای پیچیده بود. کار دوج باعث ایجاد حداقل ۲۰ پرونده قضایی مهم شد که در تلاش هستند میانبرهایی برای حل مشکلات قانونی بیابند.همگان منتظر حکم نهایی در مورد وضعیت حقوقی دولت اجرایی بهطور کلی هستند.
دقیقا چه کسی مسوول است؟ مدیر دفتر مدیریت پرسنل، اسکات کوپور، میگوید که برداشتها از دوج بهعنوان یک نهاد منحلشده اشتباه است. «ممکن است دوج رهبری متمرکزی نداشته باشد»، مینویسد، «اما اصول دوج همچنان زنده و سالم هستند.»ممکن است اینطور باشد، اما نمیتوان از فاصله بین رویاهای اولیه و نتایج نهایی ناامید نشد. در ماه اکتبر، دوج ادعا کرد که ۲۱۴میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی صرفهجویی کرده است، یا به عبارتی ۵ تا ۱۰درصد از برآوردهای اولیه. آیا این تلاشها ارزش داشت؟ قطعا. بااینحال، رویا برای پاکسازی دولت بزرگ هنوز منتظر فرصت دیگری است.
* نویسنده والاستریت ژورنال