آثار اقتصادی تاریکی دیجیتال + فایل صوتی
اقتصاد ایران سالهاست زیر سایه تحریمها، با محدودیتهای جدی در بخشهای محوری خود مواجه است. نفت، پتروشیمی و بسیاری از صنایع بزرگ، نهتنها در فروش محصول، بلکه در سادهترین تراکنشهای مالی و بانکی با جهان خارج دچار مشکل هستند. در چنین شرایطی، توان این بخشها برای رشد و حتی حفظ سطح تولید، بهشدت تضعیف شده است. همزمان، صنعت کشور با ابرچالشهایی چون بحران کمبود برق و گاز دستبهگریبان است؛ بحرانهایی که بهطور مکرر خطوط تولید را متوقف کرده و بنگاهها را از فعالیت بازمیدارند. بخش کشاورزی نیز از این قاعده مستثنی نیست. محدودیت شدید منابع آب، تغییرات اقلیمی و فرسودگی زیرساختها، این بخش را در موقعیتی قرار داده که ظرفیت آن برای ایجاد اشتغال و ارزش افزوده پایدار، بهشدت محدود شده است. در چنین بستری، طبیعی است که بار امید به آینده اقتصاد، بیش از پیش بر دوش بخشهایی قرار گیرد که وابستگی کمتری به منابع فیزیکی کمیاب دارند و میتوانند با اتکا به سرمایه انسانی و فناوری، ارزش افزوده خلق کنند.
استارتآپها و فعالیتهای وابسته به فناوری اطلاعات و ارتباطات دقیقا در همین نقطه قرار دارند. این بخشها کاربر هستند، سرمایهگذاری فیزیکی سنگین نیاز ندارند و میتوانند هم برای خود تولید و اشتغال ایجاد کنند و هم با ارائه خدمات مولد، هزینه مبادله سایر بخشهای اقتصادی از صنعت و کشاورزی گرفته تا تجارت و خدمات را کاهش دهند. به بیان دیگر، اقتصاد دیجیتال میتوانست و میتواند نقش یک کاتالیزور بهرهوری را در اقتصاد ایران ایفا کند. اما قطعی و محدودیت دسترسی به اینترنت، این کورسوی امید را مستقیما هدف قرار داده است. کسبوکارهای دیجیتال برای ادامه فعالیت، ناگزیر از پرداخت حقوق، اجاره، هزینه زیرساخت و تعهدات مالی خود هستند؛ اما در عین حال از دسترسی به مهمترین نهاده تولیدشان محروم میشوند. این وضعیت پرسش ساده، اما تعیینکنندهای را پیش روی سیاستگذار میگذارد: این بنگاهها تا چه زمانی قادر به تابآوری خواهند بود؟
مساله فقط اختلال کوتاهمدت در فروش یا ارائه خدمت نیست. فعالیتهای توسعهای این بنگاهها -از طراحی محصول جدید تا جذب بازارهای تازه- در فضایی از نااطمینانی کامل نسبت به آینده اینترنت معلق میماند. در چنین شرایطی، افق تصمیمگیری کوتاه میشود و سرمایهگذاری که ذاتا نیازمند ثبات و قابلیت پیشبینی است، به تعویق میافتد یا بهکلی منتفی میشود. از همه مهمتر، سرنوشت سرمایه انسانی این بخش است. نیروی انسانی متخصصی که طی سالها آموزش و تجربه شکل گرفته، بهسادگی قابل جایگزینی نیست. آیا میتوان این سرمایهها را یکشبه بیکار کرد؟ و حتی اگر چنین شود، در آینده با چه هزینه و در چه بازه زمانی میتوان دوباره آنها را بازسازی کرد؟ تجربه اقتصاد ایران نشان داده که تخریب سرمایه انسانی بسیار سریع و بازسازی آن بسیار پرهزینه و زمانبر است.
آثار محدودیت اینترنت تنها به استارتآپها محدود نمیشود. شرکتهای تولیدی و بازرگانی که ارتباطات بینالمللی دارند، در مبادلات تجاری، خرید نهادهها یا فروش محصولات خود دچار اختلال شدهاند. این اختلالها نهتنها هزینههای جاری آنها را افزایش میدهد، بلکه پایداری و استمرار روابط تجاریشان با مشتریان و شرکای خارجی را نیز تهدید میکند؛ امری که چشمانداز آینده این بنگاهها را تیرهتر میسازد. در مجموع، آن بخشی از اقتصاد ایران که قرار بود با اتکا به فناوری و سرمایه انسانی، بخشی از بار تحریمها، بحران انرژی و محدودیت منابع طبیعی را جبران کند، خود در معرض فرسایش و حتی نابودی قرار گرفته است. مساله اصلی، صرفا وجود یا نبود اینترنت نیست، بلکه «قابلیت اتکا» به آن بهعنوان یک زیرساخت اقتصادی است. اقتصادی که آخرین منابع امیدبخش خود را نیز با نااطمینانی سیاستی مواجه میکند، ناخواسته مسیر رشد و اشتغال آینده را پرهزینهتر و دشوارتر خواهد کرد.
* عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: