اثر سیاست حذف ارز ترجیحی بر بازار فرآوردههای لبنی بررسی شد
خطر ایجاد انحصار در صنعت لبنیات
برخلاف برخی انتظارها مبنی بر تقویت رقابتپذیری بازار پس از حذف ارز ترجیحی، شواهد موجود از تعمیق شکاف میان بنگاههای بزرگ و واحدهای کوچک و متوسط حکایت دارد. افزایش قابلتوجه قیمت نهادهها، مواد اولیه و اقلام بستهبندی، فشار هزینهای سنگینی را به واحدهایی وارد کرده که با محدودیت سرمایه در گردش و دسترسی دشوار به منابع مالی روبهرو هستند. در نتیجه، بخشی از این واحدها با کاهش ظرفیت تولید، توقف برخی خطوط و حتی خروج تدریجی از بازار مواجه شدهاند. این روند بهتدریج ترکیب بازیگران صنعت را به نفع بنگاههای بزرگتر تغییر میدهد و ساختار بازار را به سمت تمرکز بیشتر سوق میدهد.
در سوی دیگر بازار، انتقال رشد هزینههای تولید به قیمت نهایی محصولات، قدرت خرید مصرفکنندگان را تحت فشار قرار داده است. در شرایطی که سطح درآمد خانوارها متناسب با افزایش قیمتها رشد نکرده، لبنیات که جایگاه مهمی در سبد تغذیه خانوار دارد، برای بخشی از جامعه به کالایی لوکس تبدیل شده است. کاهش تقاضای موثر نیز به نوبه خود به کوچکتر شدن بازار داخلی و تشدید مشکلات تولیدکنندگان، بهویژه واحدهای کوچکتر، انجامیده است.
در مجموع، بازار لبنیات در مقطع کنونی با دو روند مواجه است که از جمله این روندها میتوان به افزایش تمرکز در بخش تولید و کاهش توان خرید در بخش مصرف اشاره کرد. گزارش پیشرو به بررسی ابعاد این تحولات و پیامدهای احتمالی آن برای آینده تولید و مصرف لبنیات در کشور میپردازد.
برندگان و بازندگان حذف ارز ترجیحی
علیاحسان ظفری، رئیس هیأتمدیره اتحادیه تولیدکنندگان فرآوردههای لبنی ایران، درباره تاثیر حذف ارز ترجیحی بر تامین مواد اولیه کارخانههای تولیدکننده فرآوردههای لبنی توضیح داد: حذف ارز ترجیحی گرچه فضای فعالیت را برای کارخانههای بزرگ باز کرده، اما در مقابل، شرایط را برای واحدهای کوچک و متوسط بهشدت دشوار کرده است. به صورتی که بسیاری از این واحدها به مرز تعطیلی رسیدهاند. کارخانههای بزرگ به دلیل در اختیار داشتن سرمایه قابلتوجه و دسترسی بهتر به منابع مالی، در موقعیت مناسبتری قرار دارند و در تامین مواد اولیه با مشکل جدی مواجه نیستند. در مقابل، واحدهای کوچک و متوسط توان تامین مواد اولیه با قیمتهای جدید را ندارند.
افزایش شدید هزینهها فشار مضاعفی بر این بخش وارد کرده است. بهگونهای که قیمت برخی مواد اولیه تا پنج برابر افزایش یافته است. به عنوان نمونه، پاکت شیر که پیشتر با قیمت حدود ۱۳۰۰تومان خریداری میشد، اکنون به حدود ۴هزار و ۳۰۰ تومان رسیده است. در چنین شرایطی، ادامه فعالیت برای بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط عملا ممکن نیست. نتیجه این روند، تقویت بیشتر کارخانههای بزرگ و افزایش سهم آنها از بازار است، اما واحدهای کوچک و متوسط به سمت تعطیلی سوق داده میشوند.
او با اشاره به تاثیر حذف ارز ترجیحی بر رشد هزینههای تولید عنوان کرد: بررسیها نشان میدهد قیمت برخی مواد اولیه پس از حذف ارز ترجیحی در مواردی بین ۴ تا ۵ برابر افزایش یافته است. به عنوان نمونه، قیمت شیر خام پس از این سیاست، رشد قابلتوجهی داشته و قیمت آن از نرخ مصوب ۲۹هزار و ۵۰۰ تومان، به حدود ۵۴هزار تومان رسیده است. همچنین، اقلام بستهبندی مانند پاکت شیر که بخشی از آنها وارداتی است، در برخی موارد تا ۳۰۰ درصد افزایش قیمت داشته است.
در عین حال، فعالان صنعت معتقدند بخشی از این افزایش قیمتها میتواند ناشی از سوءاستفاده در بازار باشد. چراکه نظارت موثری بر زنجیره تامین وجود ندارد و برخی بازیگران از فضای ایجادشده به نفع خود بهره میبرند. از سوی دیگر، قیمت نهادههایی مانند شیر خشک، آنزیمها، مواد تخمیری، پودر کاکائو و انواع اسانس نیز تحتتاثیر همزمان نوسان نرخ ارز، حذف ارز ترجیحی و فاصله میان نرخ ارز ترجیحی و آزاد، افزایش قابلتوجهی داشته است. به صورتی که بهای برخی از این اقلام بیش از ۱۰۰ درصد رشد کرده است.
او گفت: با این حال، کمبود فیزیکی مواد اولیه در بازار مشاهده نمیشود. دلیل این موضوع، کاهش تقاضا از سوی کارخانههای کوچک و متوسط است. واحدهایی که بهدلیل افت شدید قدرت خرید، بخشی از خطوط تولید خود را متوقف کردهاند. به عنوان مثال، واحدی که پیشتر بین ۴ تا ۵ تن پودر کاکائو خریداری میکرد، اکنون توان خرید ۵۰۰کیلوگرم کاکائو را هم ندارد.
صنعت لبنیات در مسیر انحصار
ظفری درباره افزایش قیمت محصولات لبنی برای مصرفکننده اظهار کرد: در حال حاضر، قیمتها برای مصرفکنندگان افزایش یافته و چشمانداز نگرانکنندهای پیش روی آنها قرار دارد. تولید در صنعت لبنیات عملا به دست چند شرکت محدود افتاده و احتمال بروز همین وضعیت در سایر صنایع نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، رقابت بهتدریج از بین میرود. بهعنوان نمونه، در گذشته حدود ۱۰۰۰کارخانه در این حوزه فعال بودند، اما احتمال میرود این تعداد به حدود ۱۰ واحد هم برسد که این روند در نهایت به زیان مصرفکننده تمام میشود. از سوی دیگر، بهدلیل افزایش قیمتها و ثابت ماندن سطح درآمدها، تقاضای مصرف نیز کاهش پیدا کرده است. حتی یارانهای که دولت در قالب کالابرگ پرداخت میکند، برای تامین حداقلهایی مانند گوشت نیز کفایت ندارد، بنابراین، نمیتواند نیازهایی نظیر لبنیات و سایر اقلام ضروری را پوشش دهد.
او با اشاره به عدم توجه دولت به برنامهریزی برای شرایط پس از حذف ارز ترجیحی برای واحدهای کوچک و متوسط تصریح کرد: در دورهای که ارز ترجیحی تخصیص داده میشد، عمدتا واحدهای بزرگ امکان استفاده از آن را داشتند و اکنون نیز پس از حذف این سیاست، همان بنگاههای بزرگ توان ادامه تولید و عرضه محصول را حفظ کردهاند. در مقابل، فضایی که بدون برنامهریزی و تمهیدات حمایتی ایجاد شد، عملا تغییری به نفع واحدهای کوچک و متوسط رقم نزد و بسیاری از آنها را به مرز تعطیلی کشاند. دولت پیش از اجرای این تصمیم باید پیامدهای آن را بر ساختار رقابتی بازار بررسی میکرد. چرا که فاصله توان رقابت میان بنگاههای بزرگ و واحدهای کوچک و متوسط به شکل محسوسی افزایش یافته است. در چنین شرایطی، لازم بود منابعی برای تامین سرمایه در گردش واحدهای کوچک و متوسط اختصاص یابد تا بتوانند مواد اولیه تهیه کنند و تا زمان فروش محصول دوام بیاورند. مجموع این تحولات که بدون برنامهریزی کافی رخ داد، هم قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش داده و هم حاشیه سود تولیدکنندگان کوچک و متوسط را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
آینده نگرانکننده برای مصرفکنندگان
این فعال صنفی درباره ادامه شرایط در بازار لبنیات پیشبینی کرد: در چنین شرایطی، نمیتوان چشمانداز مثبتی برای بازار لبنیات متصور بود. حذف تدریجی واحدهای کوچک و متوسط و باقی ماندن بنگاههای بزرگ، بهعنوان بازیگران اصلی، ساختار این بازار را بیش از پیش متمرکز میکند. از سوی دیگر، با سطح فعلی درآمد خانوارها، مصرف لبنیات برای بخش قابلتوجهی از مردم به کالایی غیرضروری تبدیل شده و بهتدریج از سبد خرید آنها حذف میشود. در ادامه این روند، فضا برای بنگاههای بزرگتر فراهم میشود تا بهجای تمرکز بر بازار داخلی، بخشی از تولید خود را در قالب شیرخشک یا چربی صادر کنند و از آن بهعنوان ماده اولیه در کارخانههای خود در خارج از کشور یا در صنایع غذایی کشورهای همسایه استفاده کنند. مسیری که میتواند به تضعیف بیشتر عرضه در بازار داخلی منجر شود.
در مجموع، شواهد نشان میدهد حذف ارز ترجیحی بدون پیشبینی سازوکارهای حمایتی موثر، تعادل شکننده زنجیره تولید تا مصرف در صنعت لبنیات را برهم زده است. بهگونهای که از یکسو فشار هزینهای، واحدهای کوچک و متوسط را به حاشیه رانده و ساختار بازار را به سمت تمرکز بیشتر سوق داده و از سوی دیگر، افزایش قیمتها قدرت خرید خانوارها را تضعیف کرده و مصرف لبنیات را کاهش داده است. تداوم این روند میتواند هم پایداری تولید داخلی و هم امنیت غذایی را با چالشهای جدیتری مواجه کند، مگر آنکه سیاستگذاران با مداخله هدفمند در حوزه تامین مالی، تنظیم بازار و حمایت از تقاضای مصرفکننده، مانع عمیقتر شدن این شکاف در دو سوی بازار شوند.