طرح بهرهمندی مستقیم از یارانه بنزین
در حالی که راه حل ساده و مستقیم آن با کسب نتیجه کامل و هدفمند به قدری سهل و روان است که متاسفانه به دلیل سادگی و سهولت آن و نداشتن پیچیدگیهای بحثبرانگیز، مورد بیتوجهی و بیتفاوتی واقع شده است.
در این طرح ساده، مردم کشورمان به تعبیر حقوقی اصیل محسوب شده و مبنا قرار میگیرند، چنان که در انتخابات این چنین است. یعنی هر فردی صرفنظر از جنسیت، عضویت در خانواده و سایر ارتباطات و وضعیت اجتماعی، شخصا اصیل محسوب میشود و مرکز توجه قانون قرار میگیرد و حق و حقوقی که قانونگذار در این خصوص قائل میشود برای همه یکسان بوده، کوچکترین تفاوتی بین آحاد مردم قائل نیست.
هرگاه این نگرش را بپذیریم که مردم خود بهتر از هر مرجع و سازمانی قادر هستند که صرف کردن منابع مربوط به خود را در اختیار بگیرند و نیاز به برقراری شیوههای کنترلی متعدد و پیچیده ندارند، زمینه اجرای این طرح فراهم بوده، بدون نیاز به هیچگونه تشکیلات جدیدی میتوان مردم را مستقیما از بهای یارانه نفت منتفع نمود.
چکیده طرح
هرگاه ما یارانه بنزین را که پرداخت آن جز مشکلات و مسائل فراوان نتیجهای برایمان نداشته بهجای اینکه به دارندگان اتومبیل بدهیم، بین همه مردم یعنی صاحبان واقعی آن سرشکن کنیم، ضمن آنکه وظیفه شرعی و انسانی خود را جامهعمل پوشاندهایم، ورق را برگردانده، تمامی مشکلات و مصائب موجود را به آسایش و رفاه مردم تبدیل میکنیم.
شایان توجه است که مخازن نفت نتیجه عمل و دسترنج مردم نیست که بهمانند درآمد، هر کس سهم متفاوتی با دامنه صفر تا بینهایت از آن بخواهد. نفت به مثابه مالالارث است که تمام وراث سهم ثابت و معینی از آن میبرند و هیچکس و هیچ مرجع قانونگذاری مجاز به تغییر در سهم و حق آنان نیست. بنابراین درستترین عمل حکومت این است که حدود ۲۰ تا ۲۵درصد کل درآمد نفت را که اکنون تحت عنوان یارانه بنزین، کمک به مناطق محروم در قالب پروژههای خارج از بودجه و امثالهم هزینه مینماید، راسا به خود مردم پرداخت نماید تا خود آنان مستقیما از منافع این ثروت همگانی بهرهمند شده، راجع به نحوه هزینه و صرف کردن آن تصمیم بگیرند.
باید توجه داشت، هنگامی که دولت بهصورت کاذب قیمت بنزین را پایین میآورد، معنایش تشویق مصرف بنزین و انتقال درآمد از افراد فاقد اتومبیل به دارندگان اتومبیل است که این گروه با پول افراد محروم، هر چه بیشتر خیابانها و جادهها را جولانگاه رفت و آمدهای بیپایان خود نمایند و تبعات منفی فراوان و متعددی از تصادفات و جرح و قتل گرفته تا انواع آلودگیهای ممکنه را به همان افراد و جامعه تحمیل نمایند.
آیا واقعا خواهان برقراری چنین روابط و مناسباتی در جامعه هستیم؟
آیا از این طریق محرومیت تبدیل به رفاه میشود و آرمان درآمد نفت بر سر سفره مردم تحقق مییابد؟
اجرای طرح
اینک با تشریح نحوه اجرای طرح میبینیم که با چه راه ساده، کوتاه، مطمئن و بدون هزینهای میتوان مردم را از یارانه نفت بهرهمند کرد و آرمان دریافت مستقیم سهم نفت هموطنان را که برایشان آرزویی دست نیافتنی تلقی میشود، جامه عمل پوشاند.
همان طور که برای رای دادن (هر فرد) مستقل از خانواده و گروه مبنا قرار میگیرد، در این طرح نیز کلیه کسانی که حائز شرایط رای دادن هستند، مستقلا طرف پرداخت یارانه نفت قرار میگیرند. مضافا هر پدر یا ولی فقط تا تعداد ۲ فرزند میتواند یارانه بگیرد.
هر فرد ایرانی با تکمیل فرم منتشره یارانه سوخت، حساب بانکی خود را جهت واریز وجوه مزبور معرفی میکند. افراد قلیلی که حساب بانکی ندارند، طی مدت یک ماه طبق حروف الفبا به نزدیکترین شعبه بانک محل سکونت یا کار خود مراجعه و حسابی باز میکنند.
بانکهای کشور با کد ۲ رقمی، شعب آنها با کد ۴رقمی و حساب افراد همان کد ملی ۱۰رقمی آنها خواهد بود. بنابراین شماره حساب هر فرد جمعا با ۱۶رقم در هر شعبهای که قبلا حساب داشته یا جدیدا حساب باز کرده، بلافاصله تعیین و از دیگران متمایز میشود.
پس از اجرا و تکمیل این مرحله حدود ۵۰میلیون شماره حساب در سطح کشور به دست میآید که فرضا ۱۶میلیون آن دربانک ملی، ۱۲میلیون صادرات، ۹میلیون تجارت و بقیه در سایر بانکها است.
یارانه نفت هر فرد میتواند عدد ثابت ماهانه ۱۰هزار تومان و یا حتی به تبع تغییرات قیمت نفت ۹ یا ۱۲هزار تومان بشود. (با یارانه مصوب مجلس در شش ماه دوم سال ۸۴ سهم هر نفر حدود ۱۰هزار تومان است).
پس از اتمام مرحله معرفی حساب، تخصیص و پرداختها شروع میشود و از جانب وزارت امور اقتصادی و دارایی با فروض فوق معادل یارانه نفت ۱۶میلیون نفر در ۳ ماه ۱۰۱۰×۴۸=۳×(۱۰۴)×(۱۰۶×۱۶) بر مبنای ماهانه ۱۰هزار تومان، به حساب بانک ملی واریز میشود که این بانک نیز مقادیر هر شعبه را محاسبه و به حساب آنها منظور میکند تا در حساب افراد ثبت شود.
چنان که ملاحظه میشود این طرح نیازی به ایجاد تشکیلات وسیع و بوروکراسی پر هزینهای ندارد و از آمار موجود کشور به خصوص کد ملی در کنار شناسنامه برای تعیین هویت افراد و از شبکه بانکی به عنوان تاسیسات فیزیکی لازم، بهینهترین استفاده به عمل میآید. ضمنا برای بالا بردن مشارکت مردم در توسعه تاسیسات عمومی مثل احداث تاسیسات ورزشی کسانی که مایل به دریافت این مبلغ نیستند میتوانند آن را به حسابهای ویژه مشارکت مردمی واریز کنند که به جرات میتوان پیشبینی کرد رقم این قبیل افراد کمتر از یکمیلیون نفر نخواهد بود.
منابع جانبی طرح
هر چند پرداخت مستقیم مبلغی حدود ۱۰هزارتومان در ماه برای دولت جمهوری اسلامی ایران موفقیت بینظیری است که به لحاظ شیوه عمل شبیه کشورهای ثروتمند منطقه میشود ولی در کنار خود شرایطی را فراهم میکند که جامعه متعالی و آرمانی مورد نظر قانون اساسی کشورمان را تحقق میبخشد که آثار آن به مراتب افزونتر از آثار توزیع پولی آن است. درنتیجه جامعه ما به سمتی میرود که مسیرهای آن در قانون اساسی و قوانین عادی کشور ترسیم شده است. همچنین میتوان تکدیگری، اعتیاد و برخی خلافها را باعث حذف این سهم بهطور موقت و یا تکرار آن بهطور دائم نمود. با اعمال چنین مقرراتی یقینا بسیاری از ناهنجاریهای موجود تبدیل به هنجارهای اجتماعی شده و قانونمندی خودجوشی برای بهرهبری از این حقالسهم در بین مردم و از دل جامعه ایجاد میگردد.
از لحاظ کلان نیز به جای اینکه در هر ماه ۵۰۰میلیون دلار صرف خرید بنزین از خارج کنیم تا به وسیله آن شهر و دیار خود را مسموم و آلوده سازیم، این مبلغ بین مردمی تقسیم میشود که ۷۵درصد آنها فاقد اتومبیل بوده و سهم دریافتی خود را جهت ترمیم نیازهای اولیه چون خوراک، پوشاک و وسائل منزل صرف مینمایند. هزینهکردن چنین مبلغی در داخل، کمک بزرگی به رونق اقتصاد ملی و رشد تولیدات و محصولات زودبازده داخلی است که افزایش چشمگیر اشتغال و کاهش سریع بیکاری نیز از دیگر تبعات آن است.
نکته دیگری که شایان ذکر است، این است که طرح پیشنهادی، صرفا مربوط به یارانه خرید بنزین از خارج نیست، بلکه شامل بنزین تولیدی در کشور نیز میباشد. هنگامیکه بهای جهانی نفتخام و ارزش فرآوری بنزین در سطح جهان حداقل لیتری ۵۰سنت تمام میشود، دلیلی ندارد که آن را به قیمت ۹سنت به فروش برسانیم. آیا در کشوری که معادن طلا وجود دارد، طلاجات به یکپنجم قیمت جهانی طلا به مردم آن کشور عرضه میشود؟
بنابراین طرح فوق محدود به یارانه بنزین وارداتی نیست که اگر در آینده با احداث پالایشگاههای جدید بتوانیم نیاز داخلی را کاملا تامین کنیم، موجبات تعطیلشدن طرح فراهم شود. زیرا اعم از اینکه بنزین در داخل کشور یا خارج از آن فرآوری شود بهایی دارد که طبق طرح حاضر به بهای جهانی عرضه میشود، ولی همه مردم از فقیر و غنی بمانند سهمالارث، یارانه خود را از نفت دریافت میدارند و خودمختارند که آیا آن را مستقیما صرف بنزین نمایند و یا اساسا بهدلیل نداشتن محل مستقیم مصرف بنزین، امورات دیگر خود را با آن سامان دهند. از سوی دیگر گروهی که مایل به استفاده مقادیر بیشتری بنزین میباشند، همزمان با دریافت یارانه خود و پرداخت بهای واقعی بنزین، هر اندازه که مایل هستند، از کیسه خود مصرف کرده، حق دیگران را مصروف خود نمینمایند.
سخن آخر اینکه کسانی که در مصرف بنزین رفتار اعتدالی دارند، از این طرح ضرر و زیانی نمیبینند زیرا تغییر قیمت فعلی با قیمت جدید (به علاوه یارانه دریافتی) در سطح مصرف ۱۰۰لیتر در ماه کاملا مشابه و بیتفاوت است.
آنچه اجرای این طرح طلب میکند، همت والا و توان دفاع از حقی است که هرچند برای همه مردم شناخته شده و روشن است، ولی از ابتدای کشف و استخراج نفت در ایران هیچ مرجع، مقام و دولتی جرات ابراز و اجرای آن را نداشته است. ولی اینک شرایط برای عملکردن آن کاملا فراهم است.
*عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز