این روزها کمتر کسی است که از شرایط نامطلوب اقتصادی گلهمند نباشد. کافی است یک روز در شهر به گردش درآییم. مواجهه با هر صاحب کسبوکاری همراه با ابراز ناراحتی از شرایط رکودی پیشآمده بهویژه پس از حمله اسرائیل به ایران است. با هر دوست، آشنا، متخصص، استاد دانشگاه، کارمند، کارگری که صحبت میکنی، بحث…
بعد از چندین دوره گمانهزنی و پیشبینی بالاخره مقرر شد اصلاحات در بخش حاملهای انرژی انجام و بنزین سهنرخی شود. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در تاریخ دوم آذرماه ۱۴۰۴ مصوبه هیات وزیران در زمینه نرخ سوم بنزین را ابلاغ کرد. بر همین اساس نرخ بنزین جایگاه با استفاده از کارت اضطراری برای مصرف مازاد ۱۶۰ لیتر سهمیهای از نیمه آذرماه به پنجهزار تومان افزایش مییابد.
ما در ادبیات اقتصادی بهخوبی میدانیم هر زمانی که یک کالا چندین قیمت مختلف داشته باشد، زمینههای فساد بهخودیخود ایجاد شده و مشکلات زیادی برای سیاستگذار به وجود میآید.
اگر خاطرتان باشد در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ تقریبا همه نامزدها طرفدار ایده اعطای سهمیه بنزین (و انرژی) به هر فرد بودند. در یادداشت پنجشنبه ۶آذر، ۱۰ دلیل در دفاع از این طرح را ذکر کردم. در یادداشت امروز ابتدا به شروط موفقیت این طرح و در ادامه به نتایج شگفتانگیز آن میپردازم.
یکی از بحثهای دیرپای اقتصاد ایران مساله یارانه انرژی بوده، پدیدهای که معمولا در قالب مفاهیمی چون ناکارآمدی قیمتی، اتلاف منابع و بار مالی بر دوش دولتها مطرح میشود. اگر چارچوب تحلیلی داگلاس نورث (برنده نوبل اقتصادی) در کتاب «فهم فرآیند تحول اقتصادی» را مبنا قرار دهیم، یارانه پنهان تنها یک سیاست غلط اقتصادی نیست، بلکه نشانهای از عمق مشکل ساختاریِ توسعه در ایران است.