نقش صنایع تبدیلی در تجارت مواد غذایی بررسی شد
خلق ارزش افزوده در صادرات خوراکی
در حال حاضر، صنایع غذایی حدود ۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است و با توجه به حجم تولید بالا در این حوزه، تولیدکنندگان محصولات غذایی میتوانند با بسیاری از رقبای منطقهای رقابت کنند. استانداردهای تولید، میزان تنوع محصول، قابلیت انبارش، بستهبندی و قیمت تمامشده مناسب، از جمله عوامل مهم هستند که موجب شدهاند این بخش از اقتصاد، توان حضور پررنگتری در بازارهای هدف پیدا کند. بهویژه طی سالهای اخیر که کشورهای همسایه همچون عراق، افغانستان و ترکیه بهطور پیوسته بخش قابلتوجهی از نیاز غذایی خود را از ایران تامین میکنند.
مزیت اصلی صنایع تبدیلی در آن است که با فرآوری مواد خام کشاورزی، ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد میکند. محصولاتی که در حالت خام عمر کوتاهی دارند و امکان صادرات آنها محدود است، پس از فرآوری، قابل انبارشدن، حملونقل و عرضه در فواصل جغرافیایی طولانی میشوند. در نتیجه، بهجای صادرات مواد اولیه با ارزش اندک، کالاهایی با قیمت چندبرابری روانه بازارهای منطقهای و جهانی میشوند. این فرآیند علاوه بر افزایش درآمد ارزی، به کاهش ضایعات کشاورزی نیز کمک میکند؛ موضوعی که با توجه به محدودیت منابع آب و هزینه بالای تولید اهمیت دوچندانی در این زمینه پیدا میکند.
فعالان حوزه صنایع غذایی بر این باورند که در برخی رشتههای صنایع غذایی، ظرفیت تولید در کشور به سه برابر نیاز داخلی میرسد و از نظر کیفیت نیز در سطح قابل قبولی قرار داریم. همین مساله امکان توسعه صادرات و حضور پایدارتر در بازارهای هدف را فراهم کرده است.
البته باید به این نکته توجه کرد که با وجود این ظرفیتها، توسعه صادرات صنایع غذایی همچنان با چالشهایی همراه است. یکی از مهمترین آنها تامین مواد اولیه است که بخشی از آن تحت سیاستهای ارز ترجیحی قرار دارد و فرآیند تامین را با محدودیتهای اداری و مجوزی مواجه کرده و منجر به خالی ماندن ۶۰ درصد ظرفیت تولید در این حوزه شده است. از سوی دیگر، نبود سرمایه در گردش کافی برای بنگاههای تولیدی، بهویژه در شرایط تورمی، برنامهریزی بلندمدت برای صادرات را دشوار میسازد. همچنین، تصمیمگیریهای خلقالساعه درباره ممنوعیتها، تعرفهها و مقررات صادراتی از دیگر موانعی هستند که فعالان این حوزه با آن مواجه هستند و باعث میشود بسیاری از صادرکنندگان نتوانند حضور مستمر و قابل برنامهریزی در بازارهای هدف داشته باشند.
با این حال، نگاه غالب کارشناسان آن است که با اصلاح ساختارهای حمایتی و کاهش محدودیتها، ایران میتواند از ظرفیتهای بالفعل خود بهرهبرداری کند. تنوع اقلیمی، فراوانی نسبی مواد اولیه، تجربه بالای صنعتگران، توسعه زیرساختهای بستهبندی و حملونقل و دسترسی جغرافیایی به بازارهای پرمصرف، مجموعه مزیتهایی هستند که این صنعت را به یکی از مهمترین پیشرانهای صادرات غیرنفتی تبدیل کرده است. بهنظر میرسد اگر سیاستگذاری در این حوزه با رویکرد ثبات و آیندهنگری پیش برود، صنایع تبدیلی میتوانند نقش محوریتری در تقویت درآمدهای ارزی، رشد اشتغال و توسعه منطقهای کشور ایفا کنند.
صادرات به بازارهای همسایه
فعالان بخش خصوصی بر این باورند که صنایع تبدیلی غذایی در ایران از ظرفیت بالایی برای صادرات برخوردارند؛ بهطوریکه در بسیاری از بخشها، توان تولید دو تا سه برابر نیاز داخلی است و این ظرفیت از نظر کمی و کیفی برای صادرات مناسب ارزیابی میشود. هرچند عمده صادرات به عراق انجام شده، اما کشورهای همسایه و حتی بازارهایی در آفریقا، اروپا، آمریکا و جنوب شرق آسیا نیز مقصدهای بالقوه بهشمار میروند. با این حال چالشهایی مانند «تامین مواد اولیه تحت ارز ترجیحی»، «نیاز به سرمایه در گردش برای واحدهای تولیدی» و «وضع ناگهانی قوانین، تعرفهها و محدودیتهای صادراتی» مانع استفاده کامل از ظرفیتها شده است.
بر این اساس رشید عزیزپور، رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» گفت: صنایع تبدیلی به مجموعه اقداماتی گفته میشود که طی آن محصولات اولیه بخش غذا به فرآوردههای خوراکی قابل مصرف تبدیل میشوند. در واقع هر آنچه در صنعت غذا تولید میشود، در این تعریف میگنجد. در حال حاضر، وضعیت صنایع تبدیلی کشور مطلوب ارزیابی میشود؛ بهگونهای که در برخی رشتهها و بخشهای صنعت غذا، ظرفیت تولید صنایع تولیدی دو تا سه برابر نیاز داخل کشور است. این ظرفیتها از نظر کیفی نیز قابل قبول هستند. به همین جهت امکان بهرهگیری از این توان تولیدی برای صادرات مهیا است و شرایط مناسبی دارد.
او ادامه داد: بخش عمده صادرات صنایع غذایی ایران در سالهای گذشته به کشور عراق بوده، اما دیگر کشورهای همسایه نیز بهطور عمده مصرفکننده محصولات غذایی هستند. در شمال، جنوب، غرب و شرق کشور، بازارهای صادراتی متعددی وجود دارد. افزون بر آن، کشورهای دیگری چون برخی کشورهای آفریقایی، جنوب شرق آسیا، حتی اروپا و آمریکا نیز میتوانند بهعنوان مقاصد صادراتی تعریف شوند. با این حال، بهدلیل گستردگی و جذابیت بالای بازارهای پیرامونی، آغاز صادرات از همین بازارهای همسایه منطقیتر به نظر میرسد؛ هرچند مقصدهای دورتر نیز ظرفیتهای ارزشمندی دارند و میتوانند هدفهای مناسبی تلقی شوند. عزیزپور توضیح داد: البته بسته به نیاز کشورها، ممکن است در برخی حوزهها تولیدکننده باشند و در برخی دیگر نیازمند واردات.
برای مثال، ممکن است کشوری در زمینه تولید دمنوش، چای کیسهای یا برخی نوشیدنیها توانمند باشد اما در حوزه لبنیات، شیرینی و شکلات نیازمند واردات باشد. یا بالعکس، کشوری در بخش لبنیات وضعیت مطلوبی داشته باشد اما در حوزههایی چون غذاهای کنسروی، شیرینی و شکلات یا حتی نوشیدنیها نیازمند تعامل و واردات باشد. از این رو نمیتوان دستهبندی قطعی ارائه داد که هر منطقه از دنیا صرفا در یک بخش مشخص از صنعت غذا، مقصد صادراتی باشد، حتی میان کشورهای همسایه نیز چنین تفاوتهایی وجود دارد.
سه مانع توسعه صادرات محصولات غذایی
رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق بازرگانی ایران درباره موانع موجود توسعه صادرات تبدیلیها افزود: نخستین مانع، موضوع تامین مواد اولیه برای تولیدکنندگان است. برخی مواد اولیه صنایع غذایی بهدلیل وابستگی به ارز ترجیحی، با شرایط ویژه، محدودیتها و الزام دریافت مجوز همراه هستند. این موضوع صادرات را با چالش روبهرو میکند و لازم است برای رفع موانع صادرات، راهکارهایی اندیشیده شود. طبیعی است یارانه و ارز ترجیحی که با تخفیف در اختیار تولید قرار میگیرد، نباید برای بخش صادرات تخصیص یابد. در این میان، راهکارهایی نظیر مجوز عبور موقت برای تامین مواد اولیه برخی محصولات صادراتی میتواند موثر باشد.
او ادامه داد: دومین مانع، موضوع تامین سرمایه در گردش مناسب برای بنگاهها است. با توجه به شرایط اقتصادی و تورمی موجود، بنگاهها برای آنکه بتوانند از ظرفیت کارخانه در مسیر صادرات استفاده کنند، نیازمند سرمایه در گردش کافیاند.
عزیزپور در پایان یادآور شد: سومین مانع، ایجاد محدودیتها، ممنوعیتها، قوانین و تعرفههای صادراتی است که اغلب بدون پیشبینی قبلی وضع میشوند. این تغییرات خلقالساعه، امکان برنامهریزی را از صادرکننده میگیرد و مشکلات فراوانی بهوجود میآورد. موضوع تعهدات ارزی نیز در سالهای اخیر از چالشهای مهم صادرات بوده است. البته برخی تحولات مانند راهاندازی تالار دوم ارز، تا حدی توانسته شرایط را نسبت به گذشته روانتر کند؛ اما همچنان موانعی که به آن اشاره شد، سبب میشود تولیدکنندگان ایرانی نتوانند از تمام ظرفیتهای صادراتی خود بهرهبرداری کنند.
بستهبندی؛ رکن اساسی صادرات
یکی دیگر از محورهای مهم در توسعه صنایع تبدیلی، توجه به نوآوری و بهکارگیری فناوریهای نوین در فرآوری و بستهبندی است. به گفته فعالان صنعت، بسیاری از رقبای منطقهای با سرمایهگذاری در خطوط تولید پیشرفته، موفق شدهاند ضمن ارتقای بهرهوری، هزینه تولید را کاهش دهند و کیفیت محصول را مطابق با استانداردهای بینالمللی افزایش دهند. در ایران نیز با وجود پیشرفتهایی در سالهای اخیر، همچنان نیاز به نوسازی ماشینآلات و ارتقای دانش فنی احساس میشود. علاوه بر آن، اتصال به زنجیرههای تامین جهانی و مشارکت با برندهای بینالمللی میتواند مسیر دستیابی به بازارهای جدید را کوتاهتر کند و قدرت چانهزنی صادرکنندگان ایرانی را افزایش دهد.
بهطور کلی، آنچه مسیر آینده صنایع غذایی ایران را مشخص میکند، میزان توجه به صنایع تبدیلی و برنامهریزی برای توسعه صادرات مبتنی بر ارزش افزوده است. تجربه نشان داده است که کشورهایی که توانستهاند از خامفروشی فاصله بگیرند و محصولات کشاورزی خود را به فرآوردههای نهایی تبدیل کنند، ضمن کاهش وابستگی اقتصادی، سهم خود را در بازارهای جهانی افزایش دادهاند. ایران نیز با وجود موانع متعدد، ظرفیتهایی دارد که در صورت مدیریت صحیح، میتواند زمینهساز جهش صادراتی شود.
بهبود دسترسی به مواد اولیه، تسهیل فرآیندهای تخصیص ارز، ایجاد ثبات در سیاستگذاریهای تجاری، حمایت از سرمایه در گردش بنگاهها و توسعه زیرساختهای حملونقل و بستهبندی، از جمله اقداماتی است که میتواند شرایط را برای نقشآفرینی جدیتر ایران در بازار جهانی غذا فراهم آورد.
از سوی دیگر، نیاز کشورهایی با کمبود منابع آبی و کشاورزی و همچنین رشد جمعیت در منطقه، فرصتهای بلندمدتی در اختیار واحدهای تولیدی صنایع غذایی قرار داده است. ایران با بهرهمندی از تنوع اقلیمی، تجربه تولید، استاندارد محصول و مزیت دسترسی جغرافیایی، میتواند یکی از تامینکنندگان اصلی بازارهای همسایه باشد. در نهایت باید به این نکته اشاره کرد که راهبرد توسعه صادرات صنایع غذایی نهتنها به خلق ارزش افزوده و افزایش درآمد ارزی کمک میکند، بلکه میتواند در بهبود اشتغال، کاهش ضایعات کشاورزی، افزایش بهرهوری و تقویت برند ملی در بازارهای جهانی موثر باشد.