راهکارهای تامین آب در وضعیت اضطراری

در شرایط کنونی، برخی شهرها مانند تهران و کرج از ترکیب منابع سطحی و زیرزمینی بهره می‌برند و می‌توانند در دوره‌های کم‌آبی سهم بیشتری از چاه‌ها و سفره‌های زیرزمینی برداشت کنند؛ هرچند این راهکار نیز تنها یک گزینه اضطراری است و تداوم آن خطر تشدید فرونشست را در پی دارد. برخی دیگر از کلان‌شهرها همچون اصفهان که وابستگی کامل به یک منبع سطحی مانند سد زاینده‌رود دارند، امکان انعطاف‌پذیری کمتری دارند و ناگزیر باید به‌سرعت به سمت سیاست‌های جدید صرفه‌جویی حرکت کنند.  این تفاوت شرایط، اهمیت تدوین «دستورالعمل‌های اختصاصی برای هر شهر» را نمایان می‌کند؛ دستورالعمل‌هایی که باید با توجه به ویژگی‌های اقلیمی، ظرفیت مخازن و ساختار تامین آب شرب هر منطقه توسط وزارت نیرو طراحی و به تصویب هیات دولت برسد.

خط قرمز ایمنی

در مدیریت سدهای کشور، تخلیه حجم مرده مخزن به‌عنوان یک خط قرمز ایمنی شناخته می‌شود؛ خط قرمزی که زیر پا گذاشتن آن تبعات متعدد فنی و بهداشتی دارد. حجم مرده مخزن، لایه‌ای است که در مجاورت رسوبات قدیمی قرار دارد؛ رسوباتی که طی سال‌ها ورود مواد آلی، گل‌ولای و ریزدانه‌های آلاینده را در خود جمع کرده‌اند و تماس آب با آنها کیفیت را به‌شدت کاهش می‌دهد. به همین دلیل است که برای تامین آب شرب همواره از دریچه‌های بالایی و نزدیک سطح آزاد آب برداشت می‌شود نه از دریچه‌های تحتانی سد. استفاده از پمپ شناور برای برداشت از این لایه نیز راهکاری پرخطر تلقی می‌شود؛ زیرا علاوه بر ورود مستقیم مواد معلق و آلودگی‌ها به مسیر انتقال آب شرب، می‌تواند به ناپایداری رسوبات، افزایش کدورت، ایجاد بو و تغییرات شیمیایی در آب مخزن منجر شود.

در کوتاه‌مدت، کلید مدیریت پایدار تامین آب، ترکیبی از سه محور اساسی صرفه‌جویی واقعی در مصرف، استفاده هدفمند از منابع زیرزمینی و مدیریت دقیق برداشت از مخازنِ باقی‌مانده است. نخست آنکه بدون کاهش مصرف در بازه‌ای میان ۲۰ تا ۳۰ درصد، عبور از تابستان و پاییز سال جاری برای برخی استان‌ها بسیار دشوار خواهد بود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که با اطلاع‌رسانی هدفمند، محدودیت فشار در شبکه و اعمال سیاست‌های انگیزشی در بخش خانگی و صنعتی می‌توان بخشی از مصرف پیک را کنترل کرد. در دومین گام، برداشت کنترل‌شده از چاه‌ها می‌تواند برای شهرهایی که ترکیب منابع دارند تنفس موقت ایجاد کند. البته این اقدام باید با ملاحظات جدی همراه باشد، زیرا بسیاری از دشت‌های کشور دچار افت شدید سطح آب و فرونشست هستند و استفاده بی‌رویه از این منابع عملا یک بحران را برای حل بحران دیگر تشدید می‌کند. سومین محور، مدیریت بهره‌برداری مرحله‌ای از ذخایر سدهاست؛ به‌ویژه در شهرهایی که دسترسی به منابع جایگزین ندارند. در این مناطق باید برنامه‌ای دقیق برای زمان‌بندی برداشت، پیش‌بینی نیاز در سناریوهای مختلف دما و مصرف و اولویت‌بندی مصرف تدوین شود.

بازنگری در نقش سدها

مدیریت سدها در ایران امروز وارد دوره‌ای متفاوت از گذشته شده است. کشور در دهه‌های گذشته با بهره‌برداری سنگین از آبخوان‌ها و تداوم خشکسالی، عملا بسیاری از ظرفیت‌های طبیعی ذخیره آب را از دست داده است. تغییر اقلیم، افزایش دما و کاهش بارندگی به‌ویژه در ارتفاعات، الگوی ریزش‌ها را دگرگون کرده و زمان و شدت ورود آب به مخازن سدها دیگر مشابه گذشته نیست. این شرایط می‌طلبد که عملیات مخزن، نگهداری و بهره‌برداری با مدل‌های قدیمی ادامه پیدا نکند و متناسب با واقعیت اقلیمی جدید بازآرایی شود. در بلندمدت، ایران ناچار است به سمت «تقویت نظام بهره‌وری آب» حرکت کند؛ نظامی که بر مبنای آموزش همگانی، ارتقای فناوری‌های مصرف به‌ویژه بازنگری در تخصیص آب میان بخش‌های مختلف شکل بگیرد. هنوز بخش قابل‌توجهی از جامعه و حتی بخشی از ساختار تصمیم‌گیری کشور، آب را در جایگاه مهم‌ترین چالش ملی نمی‌بیند. بدون تغییر این نگرش، نمی‌توان انتظار داشت که مدیریت سدها در دوران خشکسالی طولانی اصلاح شود.

زمان لایروبی فرا رسیده است

کاهش شدید تراز آب در مخازن سدها، اگرچه تهدیدی بزرگ برای تامین آب شرب و امنیت آبی به شمار می‌رود، اما در عین حال فرصتی کم‌نظیر برای انجام عملیات لایروبی و مدیریت رسوبات ایجاد کرده است. ایران یکی از کشورهایی است که نرخ فرسایش خاک در آن بسیار بالاست و این فرسایش در نهایت خود را در قالب رسوب‌گذاری وسیع در پشت سدها نشان می‌دهد. نمونه‌های روشن آن سد سفیدرود، سد دز، سد کرخه و سد لتیان هستند که بخش قابل‌توجهی از ظرفیت مخزن خود را به‌مرور زمان از دست داده‌اند. در سال جاری که تراز آب بسیاری از سدها به حداقل رسیده، امکان دسترسی به لایه‌های رسوبی بیشتر فراهم شده و وزارت نیرو می‌تواند در یک برنامه فصلی از اواخر پاییز تا پایان زمستان، زمانی که هنوز رواناب بهاره وارد مخازن نشده است، اقدامات عملی برای تخلیه رسوبات انجام دهد. لایروبی مخازن می‌تواند ظرفیت از‌دست‌رفته را تا حدی بازگرداند و برای سال‌های آینده فرصت بیشتری برای مدیریت رواناب‌ها و ذخیره‌سازی فراهم کند.

با این حال، لایروبی مخازن سدها با محدودیت‌ها و پیچیدگی‌های فنی همراه است: خطر بی‌ثباتی بدنه رسوبات، الزامات زیست‌محیطی در محل تخلیه رسوب، هزینه بالای جابه‌جایی خاک و نیاز به تجهیزات خاص. از سوی دیگر، در سدهای بتنی قوسی یا سدهایی که سازه‌های تحتانی بسیار حساسی دارند، انجام برخی روش‌های لایروبی باید با احتیاط کامل انجام شود تا خطر کاهش پایداری سازه یا آسیب به دریچه‌ها ایجاد نشود. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که بی‌توجهی به مدیریت رسوبات، عمر مفید سدها را به‌طور جدی کاهش می‌دهد و ایران نیز نمی‌تواند نسبت به این موضوع بی‌تفاوت باشد. به‌ویژه در سدهایی مانند لتیان که نقش محوری در تامین آب شرب تهران دارند، لایروبی هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده می‌تواند تاثیر مهمی در افزایش امنیت آبی داشته باشد.

*   دبیر کمیته ملی سدهای بزرگ