سایه احتیاط بر مذاکرات + فایل صوتی
چند دلیل برای این برخورد محتاطانه وجود دارد؛ نخست اینکه شکافهای موجود میان خواستههای ایران و آمریکا آن اندازه زیاد است که بعید به نظر میرسد در مذاکرات کنونی این شکافها قابل ترمیم یا پر کردن باشند و مقامات سیاسی هر دو کشور بر وجود این شکافها یا همان خط قرمزها تاکید دارند. اختلاف بر سر غنیسازی اصلیترین شکاف موجود میان دو طرف است؛ درحالیکه ایران بر تداوم غنیسازی در خاک خود اصرار دارد و غنیسازی صفر را خط قرمز خود میداند، ترامپ و دولت او بر این باورند که وجود هر درصدی غنیسازی در خاک ایران و حفظ ساختار غنیسازی میتواند به معنای افزایش احتمال انحراف برنامه هستهای ایران به سمت مقاصد غیرصلحآمیز باشد.
در سند استراتژی امنیت دفاعی آمریکا که چند هفته پیش منتشر شد، بهصراحت قید شده که جمهوری اسلامی ایران راه ساخت سلاح هستهای را باز گذاشته است. بنابراین این نگرانی در واشنگتن و مخصوصا در تلآویو وجود دارد که هر میزان غنیسازی و حفظ ساختار غنیسازی اورانیوم در ایران میتواند زمینه را برای ساخت سلاح هستهای در ایران فراهم کند. بهزعم تحلیلگران امنیتی در واشنگتن و حتی برخی کشورهای منطقه و تلآویو، جمهوری اسلامی ایران بعد از جنگ ۱۲روزه انگیزه بیشتری برای ایجاد بازدارندگی هستهای در برابر حملات آمریکا دارد و اگر فرصت مناسب فراهم شود، دست به این کار خواهد زد. به همین دلیل است که ترامپ همواره بر اهمیت غنیسازی صفر در ایران تاکید میکند و بزرگترین دستاورد احتمالی خود را این میداند که ایران به صورت کامل غنیسازی و حتی فعالیتهای هستهای را کنار بگذارد. ترامپ هم مثل دولت جورج بوش پسر به دنبال برچیدن برنامه هستهای ایران است.
اما نگاه دیگری که این روزها باعث میشود نسبت به نتایج مذاکرات محتاط باشیم، آرایش نظامی آمریکا و تداوم گسیل تجهیزات و نیروهای نظامی دریایی و هوایی آمریکا به منطقه است. استقرار ۳۳ درصد از ناوگان هوایی و دریایی آمریکا در خلیج فارس نشان میدهد که عزم ترامپ برای بهکارگیری دیپلماسی اجبار جدی است. لذا برخی معتقدند که ترامپ به این دلیل با ادامه مذاکرات موافق است که بتواند استقرار نیروهای نظامی خود را در منطقه تکمیل کند و همزمان درباره فردای بعد از حمله نظامی احتمالی به ایران به یک تصمیمگیری مشخص برسد. لذا در این نگاه محتاطانه، همراهی آمریکا با مذاکرات بیشتر از آنکه به خاطر تلاش برای رسیدن به یک توافق جامع باشد، تلاشی است برای حل ابهامهای موجود درباره اقدام نظامی علیه ایران از یک طرف و تکمیل آرایش نظامی آمریکا در منطقه از طرف دیگر.
برخی رسانههای آمریکا گزارش دادند که ویتکاف و کوشنر به ترامپ گفتهاند که نسبت به حصول توافق با ایران خوشبین نیستند و رسیدن به توافق با تهران دشوار و حتی ناممکن است. از طرف دیگر، روبیو هم در اظهاراتی گفت که غرب تاکنون هیچگاه به یک توافق با ایران نرسیده است. بنابراین بهرغم برخی خوشبینیهای ظاهری که مقامات آمریکایی نسبت به مذاکرات ابراز میکنند، به نظر میرسد آنها نسبت به حصول توافق مورد نظر خود در مذاکرات بهشدت بدبین هستند. از طرف دیگر، استقرار این حجم عظیم تسلیحات و تجهیزات نظامی در خاورمیانه بدان معناست که ترامپ اگر نتواند به یک دستاورد ملموس و مشخصی برسد، نمیتواند این ناوگان را از منطقه بیرون بکشد و اگر نتواند به خواسته خود برسد، اعتبارش در سطح جهانی خدشهدار خواهد شد.
به همین دلیل، تحلیلگران بدبین معتقدند اساسا هدف ترامپ آمادگی برای اقدام نظامی است و مذاکرات مثل مذاکرات بهار ۲۰۲۵چیزی بیش از یک عملیات فریب نیست. اما در عین حال، به نظر میرسد همه راهها برای توافق دیپلماتیک بسته نیست و این بستگی به مهارتهای هر دو طرف و مخصوصا امتیازدهی آمریکا دارد. اگر آمریکا امتیازات مشخصی به ایران بدهد، احتمال موفقیت مذاکرات وجود دارد. اما همانطور که اشاره کردیم، در شرایط کنونی و با دادههای موجود به نظر میرسد نمیتوان نسبت به حصول یک توافق دیپلماتیک مطلوب برای هر دو طرف در مذاکرات چندان امیدوار بود.
* پژوهشگر مسائل بینالملل
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: