استان آذربایجان غربی به واسطه موقعیت منحصربهفرد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خود در شمال غرب ایران و برخورداری از منابع غنی معدنی، ظرفیتهای لجستیکی و پتانسیلهای صنعتی، به عنوان یکی از کانونهای بالقوه توسعه منطقهای در کشور مطرح است. این یادداشت، به معرفی و ارزیابی مزیتهای نسبی و رقابتی استان در سه…
بازار مالی ایران سالهاست در چنبره یک تناقض مخرب گرفتار شده است: نرخ سود دستوری ۲۳درصدی در شبکه بانکی در برابر نرخهای موثر و واقعی تامین مالی با نرخ بعضا بیشتر از ۴۰درصد در بازارهای رسمی و غیر رسمی. این شکاف عظیم، مانند خندقی عمیق است که مسیر سرمایه را از تولید جدا میکند.
«هیچ ناهار رایگانی وجود ندارد» (TNSTAAFL) یک اصل محوری در اقتصاد است که بر محدودیت منابع و وجود هزینههای فرصت در هر انتخاب تاکید دارد. این نوشتار به بررسی انتقادی سیاستهای یارانهای (بهویژه یارانههای انرژی و محصولات غذایی) و قیمتگذاری دستوری (بهویژه در تولیدات صنعتی) در اقتصاد ایران میپردازد.
با تجاوز نظامی اسرائیل به کشور ما و ادامه تجاوز هوایی و موشکی این رژیم، ملت ایران با اتحاد و همبستگی خود به پشتیبانی از نظام سیاسیکشور پرداختند و نیروهای مسلح کشور ما نیز با بهره گرفتن از حق دفاع، اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل را متوقف ساختند.
در پایان نشستی که در آن در مورد ضرورت تکنرخیشدن ارز و امکان بازکردن حساب سرمایه صحبت کرده بودم، یکی از مسوولان ارشد اقتصادی سابق، در یادداشت کوتاهی خطاب به بنده چنین نوشتند: «تا زمانی که تحریمها پابرجاست، نمیتوان حساب سرمایه را آزاد کرد؛ نمیتوان محدودیت تجاری را صفر کرد. پیشنهاد میشود فعلا حرکت از چند نرخی به دو نرخی را حمایت کنیم. میدانیم دو نرخی مفاسد دارد، اما بهینهیابی مقید یعنی با قید تحریم.» دیشب فرصت یافتم پاسخی مکتوب برای ایشان فراهم کنم. از آنجا که مضمون این نامه صرفا گفتوگویی شخصی نیست و ابعاد عمومی و سیاستی دارد، متن آن را با خوانندگان محترم روزنامهی دنیای اقتصاد در میان میگذارم:
درحالیکه پیشبینیها از رشد سالانه حدود ۵ درصدی معادن فلزی در افق ۲۰۳۴ حکایت دارند، ایران بهعنوان «بهشت معدنی غرب آسیا» با چالش بزرگ ناترازی انرژی مواجه است. پرسش اصلی این است که کشور تا چه حد میتواند از این فرصت بزرگ بهرهمند شود و چه سهمی از زنجیره ارزش جهانی بازار معادن فلزی را به خود اختصاص دهد؟ این موضوع با هدفگذاری رشد ۱۳ درصدی بخش معدن در برنامه هفتم پیشرفت، اهمیت مضاعفی یافته و «تامین و تداوم جریان تولید» را به ضرورتی راهبردی برای بخش معدن و صنایع معدنی بدل کرده است.
در روزهایی که کشور با چالشهای همزمان اقتصادی، سیاسی و زیرساختی مواجه است، انتظار میرود سیاستگذاران اقتصادی به جای اصرار بر رویههای قدیمی و بروکراتیک، بهسرعت در جهت چابکسازی و تسهیل رویههای اجرایی اقدام کنند. واردات، ترانزیت، لجستیک و ترخیص کالا چهار ستون حیاتی در زنجیره تامین هستند که هرگونه اختلال یا تعلل در آنها، مستقیما حیات فعالان اقتصادی را تهدید میکند و در نهایت، فشار بر سفره مردم را افزایش میدهد.
کمآبی در ایران، صرفا یک پدیده طبیعی یا محدود به کاهش بارشها نیست؛ با پدیدهای پیچیده مواجه هستیم که همزمان ریشه در تغییرات اقلیمی، حکمرانی آبی، ساختار کشاورزی، جانمایی صنایع، و حتی الگوهای مصرف در سطح خانوار دارد. آنچه امروز در بسیاری از نقاط کشور به شکل فرونشست زمین، خشکسالی مزمن، افت سفرههای زیرزمینی یا کاهش دسترسی به آب شرب خود را نشان میدهد، نتیجه سالها تجمیع تصمیمگیریهای بخشی و گاه ناهماهنگ است.
بازار سرمایه ایران همزمان درگیر دو چالش است؛ نبردی درونی در دل ساختارها و همزمان، چالشهایی بیرونی. هر بار که فرصتی برای بازیابی و بازسازی فراهم شده، ناگهان با تصمیمات ناگهانی و بعضا خلقالساعه نهادهای سیاستگذار، خصوصا سازمان بورس، مواجه شده است. بهمحض تطبیق با این تغییرات، تصمیمات غیرمنتظره سیاستگذار پولی مسیر را تغییر داده است.
مجامع عمومی شرکتها براساس قانون تجارت بهعنوان بالاترین رکن و عالیترین نهاد تصمیمگیری، نقش حیاتی در راهبری و حاکمیت شرکتی ایفا میکنند. با این حال، تجربه سال جاری و همزمانی با دوران جنگ و پساجنگ در بازار سرمایه ایران نشان میدهد که این نهاد مهم با چالشهای ساختاری و اجرایی متعددی روبهرو بوده و از مجمع سهامداران، در حال گذار به مجمع ذینفعان است و عملا کارکرد، کارآیی و کارآمدی آن را زیر سوال رفته است.
شادروان احمد توکلی شخصیتی بود تاثیرگذار در حیات معاصر ما ایرانیان. ازاینرو مناسب است مروری بر حیات ایشان داشته باشیم و اثرات مثبت و منفی فعالیتهایشان را یادآور شویم، به امید اینکه درسی برای آیندگان باشد.
حملات مشترک اسرائیل و ایالاتمتحده در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) که منجر به آسیب جدی تاسیسات هستهای کلیدی ایران شد، نهتنها خسارات فنی و زیرساختی قابلتوجهی وارد کرد، بلکه نقطهعطفی در راهبرد هستهای جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
فعال شدن مکانیسم ماشه، ایران را در آستانه بازگشت به دوران تحریمهای فراگیر شورای امنیت قرار میدهد؛ تحریمهایی که اگرچه مستقیما اقتصاد عمومی را هدف نمیگیرند، اما با مشروعیتبخشی به فشارهای یکجانبه و ایجاد بستر حقوقی تازه، میتوانند فضای بینالمللی علیه ایران را تیرهتر کنند. اکنون پرسش اساسی این است: در این دور تازه تقابل، دست ایران برای تعامل و چانهزنی تا کجا باز خواهد ماند و آیا فرصت مصالحهای جامعتر از برجام، پیش از آنکه دیر شود، وجود دارد؟
تابستان گرم سال ۱۴۰۴ سپری میشود و مسوولان از کمبود آب، خشکسالی و گرمای بیسابقه در تهران و اغلب شهرهای کشور سخن میگویند و از مردم درخواست همکاری و کاهش مصرف آب را دارند. بدون تردید از امسال هم با همه چالشها عبور خواهیم کرد و به زودی سال ۱۴۰۵ و دهههای آینده پیشرو هستند. پس چرا برای این مشکل ملی و بزرگ از قبل چارهاندیشی نمیشود و چرا برنامههایی که توسط متخصصین مطرح میشود، به مرحله اجرا نمیرسند؟
در آغاز اوجگیری شیوع ویروس کرونا مطلبی را تحت عنوان «فورس ماژور در ادبیات مالی» با هدف جلب توجه مدیران، حسابداران و حسابرسان تهیه کردم که در اسفندماه ۱۳۹۸ در روزنامه «دنیایاقتصاد» منتشر شد. از آنجا که جنگ، شرایط جنگی و اختلالات خارج از اختیار فعالان اقتصادی در حوزههایی مثل برق، آب و انرژی و امکانات در تبادلات تجاری بینالمللی آثار قابلتوجهی بر فعالیتهای اقتصادی و کسبوکار به وجود آورده، طرح و نشر آن در فضای کسبوکار فعلی نیز جاری و قابل بحث بهنظر میرسد.
رویدادهای جنگ ۱۲روزه، فرصت دوبارهای برای کشف این واقعیت ایجاد کرد که درک کنیم سپهر رسانهای در ایران چه باگها و آسیبهای بزرگی دارد و پیامدهای این آسیبها برای حکمرانی، اقتصاد و جامعه کدامند.
آموزش مدیران همواره یکی از حوزههای پرچالش و بحثبرانگیز در حوزه آموزش مدیریت و کسب و کار بوده است. مدیران افرادی توانمند هستند که به واسطه تجربه، تسلط در حوزه کاری مطبوع خود، قابلیتهای انسانی و ارتباطی و کارنامه کاری و عملکردی مناسب، عهدهدار جایگاه هدایت و رهبری در سازمان شدهاند.
ده سال از امضای توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی میگذرد، اما هنوز واژگانی از آن متن پیچیده حقوقی، سرنوشت سیاست ایران را رقم میزنند. اسنپبک امروز در متن تحولات ژئوپلیتیک منطقه ایستاده است. نه بهعنوان یک مکانیسم صرفا حقوقی، بلکه بهمثابه ابزاری سیاسی که میتواند مسیر ایران را یا به انزوای بیشتر بکشاند، یا به گفتوگویی تازه و پرهزینه. در ماههای اخیر، در سایه حملات نظامی و خرابکاریهای مستمر علیه زیرساختهای هستهای کشور، اروپا بار دیگر زمزمه فعالسازی این مکانیسم را مطرح کرده است؛ آن هم در حالی که واشنگتن، خود از برجام خارج شده، اما از بیرون بر آتش فشارها میدمد.
در ژوئن ۱۹۸۱ (خرداد ۱۳۶۰)، هنگامیکه اسرائیل با گستاخی رآکتور هستهای اوسیراک عراق را به تلی از خاکستر بدل کرد، آمریکا با ژستی منافقانه و فریبکارانه به قطعنامه ۴۸۷ شورای امنیت رای داد و این حمله را بهعنوان تجاوزی آشکار به منشور ملل متحد محکوم کرد.
سیاستگذاری ایران در قبال مهاجران افغانستانی، نیازمند بازنگری عالمانه و واقعگرایانهای است که از یکسو منافع ملی ایران را تضمین کند و از سوی دیگر، با توجه به قرابت تاریخی، زبانی، مذهبی و فرهنگی میان دو ملت، در مسیر انسانی و خردمندانه گام بردارد.
بهعنوان نکته اول میتوان گفت اصطلاح مکانیسم ماشه در برجام وجود ندارد، اما نظر به ماهیت امکان بازگرداندن وضعیت به قبل از برجام از سوی هر دو طرف آن، از آن بهعنوان مکانیسم ماشه یاد شده است.
چندی پیش آقای گودرزی، مدیرعامل بورس، از نهایی شدن نسخه جدید بسته تثبیت بازار خبر داد و گفت: تداوم حمایت مستقیم از سهام، بهبود مدیریت سبدها و صندوقها، استفاده از ابزار مشتقهای مانند اوراق تبعی و اختیار معامله و اصلاح برخی مقررات، بخشی از بسته تثبیت و رونق بازار هستند.
در سالهای اخیر بنا بر دلایل مختلف شاهد نرخهای تورم بالا، در دامنه ۴۰درصد بودهایم که زمینه تضعیف شدید واحد پول و افزایش تدریجی تعداد صفرها را فراهم آورده است. این امر باعث شده است پیشنهادهایی در مورد حذف تعدادی از صفرها مطرح شود و حتی در مواردی برخی از مسوولان نیز اشاراتی به احتمال انجام آن داشتهاند.
سازمانهای تنظیمگر در اکثر اوقات با این دغدغه مواجه هستند که چگونه باید بر بخش تحت تنظیم خود نظارت کنند، تخلفات را کشف نمایند، شرکتها را به اجرای مقررات سوق دهند و هزینه عدماحترام به قوانین را افزایش دهند.
یکی از ویژگیهای مهم کسبوکارها این است که در شرایط بحرانی چقدر تابآوری دارند و تا چه اندازه در مقابل مشکلات و سختیهای ناشی از بحرانها انعطافپذیری دارند.
پس از تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک ایران و پاسخ موشکی بیسابقه جمهوری اسلامی و همینطور مداخله مستقیم آمریکا، اکنون فضای منطقه در مرحلهای شکننده قرار دارد که میان صلح مسلحانه و بازگشت به جنگ در نوسان است. پاسخ به پرسش «آیا دوباره جنگ میشود؟» نه قطعی است و نه ساده؛ بلکه بستگی به توازن نشانهها، تصمیمات کلان، و شرایط متغیر منطقهای و بینالمللی دارد.
در محاورات عمومی روزمره و حتی در فضای رسانهای برخی واژگان مشابه یکدیگر استفاده میشوند که بعضا دارای معانی و حتی پیامدهای سیاسی و حقوقی متفاوتی هستند. سه کلیدواژه آتشبس، ترک مخاصمه و معاهده صلح از این قرارند که در این یادداشت معانی و کاربردهای متفاوت آنها به لحاظ حقوقی موردنظر قرار گرفته است.
پیشنهاد آتشبس، پس از ۱۲روز درگیری نظامی اسرائیل و ایران، پرسشهای مهمی را درباره دلایل واقعی این اقدام مطرح میکند. در حالی که برخی تحلیلگران نظامی، کمبود مهمات پدافندی اسرائیل را عامل این تصمیم میدانند بااینحال نمیتوان از سایر علل چشمپوشی کرد.
سال ۱۴۰۴ هم بسیار مهم و هم یک نقطه عطف سرنوشتساز است. این سال زمان تحقق آرمانهای چشماندازی است که برای یک دوره بیستساله برنامهریزی شده بود و با توجه به آنچه طی روزهای قبل روی داد، نقطهعطفی برای بازنگری در راهبردهای حکمرانی اداری و اقتصادی است.
۲۳ خردادماه ساعت حدود ۳:۳۰ بامداد، اسرائیل در سه عملیات جداگانه به ایران حمله کرد و جنگ ۱۲روزهای را رقم زد که بدون شک در آینده جزو دروس نظامی خواهد شد. یکی از این عملیات که منجر به شهادت چند تن از فرماندهان نظامی کشور شد و عملیاتی بهنام «نارنیا» که ۹ نفر از دانشمندان هستهای را ترور کرد. عملیات سوم هم حمله به سیستمهای ناوبری و پرتابکنندههای موشکی بود که هرچند هنوز از سوی مقامات ایران میزان خسارات آنها معلوم نشده اما تاخیر در مجوز پروازها پس از اعلام آتشبس در آسمانهای غربی، مرکزی و جنوبی کشور نشان از آسیب این سیستمها میدهد.
تحولات پرشتاب در نظم جهانی و بروز درگیریهای ناگهانی اما پرهزینه، مانند جنگ ۱۲روزه اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که اتکا به ساختارهای سنتی سیاست خارجی و ائتلافهای فرسوده، نهتنها پاسخگوی نیازهای امروز نیست، بلکه میتواند هزینههای امنیتی و اقتصادی جدیدی برای ایران در پی داشته باشد.
جنگ ۱۲روزه فعلا با آتشبس متوقف شده است؛ لیکن آتش زیر خاکستر این دشمنی همچنان پابرجاست و دلایل بیشتری از قبل، برای از سرگیری جنگ علیه ایران وجود دارد. بیگمان دشمن زخمخورده به همراه حامیان اصلیاش، چنین وضعیتی را که هیمنه غرب و پارهتن آن در خاورمیانه آسیب دیده، تحمل نخواهند کرد. شاید این تعجیل در آتشبس برای ایجاد فرصتی بهمنظور بازسازی و آمادهسازی نیروهای آنها با نقشهای جدید باشد.